<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331</id><updated>2012-02-09T05:33:13.334-05:00</updated><category term='کوروش'/><category term='شعر'/><category term='موسیقی'/><category term='منبوط'/><category term='بیژن'/><category term='مرض'/><category term='مولوی'/><category term='جنس'/><category term='رپ فارسی'/><category term='امپراتور'/><category term='مازیار'/><category term='بهروز'/><category term='کریمی'/><category term='پرواز'/><category term='دوقوم گون'/><category term='زن'/><category term='نیما'/><category term='توهم'/><category term='سخن رانی'/><category term='ندا'/><category term='عجایب'/><category term='منزوی'/><category term='چری خوران'/><category term='هیچ کس'/><category term='کانون'/><category term='لالمونی'/><category term='سی نما'/><category term='زخمی'/><category term='روزنومه'/><category term='کیمیایی'/><category term='مشق'/><category term='سبزینه'/><category term='هدفمندی'/><category term='بی دادگاه'/><category term='تورک موزیک'/><category term='فازهشت'/><category term='تاسیانی'/><category term='آرزو'/><category term='بدنسازی'/><category term='فداییان سبز'/><category term='دربی'/><category term='یادگاری'/><category term='رپ'/><category term='حکم'/><category term='آزادی'/><category term='نوستالژی'/><category term='کودکی'/><category term='تابستان'/><category term='ماهی خوران'/><category term='پاییز'/><category term='بعد از خبر'/><category term='مجلس'/><category term='بازیسم'/><category term='روزنامه نگاری'/><category term='توریسم'/><category term='تاریخ'/><category term='سینما'/><category term='درد'/><category term='نامجو'/><category term='مشق عشق'/><category term='گیلک'/><category term='مهین'/><category term='توقیف'/><category term='موزیک'/><category term='کتاب'/><category term='ایسم'/><category term='بلاگ'/><category term='رد لاین'/><category term='مجتبا'/><category term='تولد'/><category term='گیلان'/><category term='دست چین'/><category term='همای'/><category term='درگذشت'/><category term='برف'/><category term='نصرت'/><category term='پریزیدنت'/><category term='هیچکس'/><category term='شیون فومنی'/><category term='عاشورا'/><category term='صیغه'/><category term='میرزا کوچک خان'/><category term='باهار'/><category term='بالاترین'/><category term='یلدا'/><category term='نبودیسم'/><category term='باران'/><category term='بشر'/><category term='نوستالوژی'/><category term='تعمیرگاه'/><category term='توهین'/><category term='آشپزی'/><category term='خابات'/><category term='چمدان'/><category term='مقالات میهمان'/><category term='معجزه'/><category term='ترانه'/><category term='حاتمی'/><category term='شهرام'/><category term='رسانه'/><category term='مادر مرد'/><category term='بخوربخور'/><category term='زندگی'/><category term='جنبش سبز'/><category term='سال نو'/><category term='ماهیگیری'/><category term='خسرو'/><category term='مقالات'/><category term='زرزر'/><category term='دلتنگی'/><category term='یعقوب'/><category term='پرسپولیس'/><title type='text'>چشم هایش</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>369</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1967319873663639140</id><published>2011-12-04T14:18:00.001-05:00</published><updated>2011-12-04T14:25:28.182-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عاشورا'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>عاشورا، تهران کربلا بود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;ماه محرم سال 88  با تمام ماه های محرم سال های پیش ترش فرق می کرد،  ایران فقط برای آزادگان عاشورای سال 61 هجری قمری عزادار نبود که  خود  داغدار عزیزترین و آزاده ترین فرزندان خویش بود با هزاران زخم بر پیکرش، با  صدها اسیر در زندان ها و بغضی بس شکستنی در گلو. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;روزهای ابتدایی ماه محرم 88 با خبر تلخ درگذشت آیت الله  حسینعلی منتظری از مراجع بزرگ شیعه و پدر معنوی جنبش سبز هم گره خورد و بغض  این محرم را شکننده تر هم کرد. ایران به سوی قم سرازیر شد. خیلی ها راه قم  را درپیش گرفتند تا به پاس ایستادگی آیت الله منتظری به پای اهداف و آرمان  های انقلاب 57 و حمایت هایش از جنبش سبز یادش را گرامی بدارند. قم قیامت  بود. رهبران جنبش سبز؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم بودند. خیابان های قم  پر شد از مردم جای جای کشور؛ فارس، آذری، کرد، گیلک و بلوچ همه علیرغم  حضور گسترده نیروهای امنیتی بی هیچ واهمه ای در قم حاضر بودند.  &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مقام و منزلت آیت الله منتظری تا حدی بود که حتی سید علی  خامنه ای رهبر حکومت مستقر نیز نتوانست بی تفاوت باشد. او در سالهای رهبری  اش تمام تلاشش را کرده بود تا صدای منتظری را خاموش کند، اما با حصر و با  فشارهای فراوان موفق نشده بود.حالا پیام تسلیت داده بود. مردم اما در مراسم  تشیع جنازه آیت الله منتظری پاسخش را دادند: "تسلیت کینه ای نمی خوایم نمی  خوایم"، "منتظری نستوه راهت ادامه دارد، حتی اگر دیکتاتور، بر ما گلوله  بارد"، "منتظری مظلوم آزادی ات مبارک". &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مقامات امنیتی نظامی و نیروهایشان آماده باش بودند. غروب  تشییع جنازه آیت الله منتظری نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها مثل صبح به  مردم حمله کردند، این بار شیشه های بیت آیت الله منتظری و صانعی (دیگر مرجع  تقلید حامی جنبش سبز) را شکستند، مردم ایستادند. مردم ایستادند و کتک  خوردند. اخبار سینه به سینه پخش می شد. فیلم ها منتشر می شد. پس از دو روز  ناآرامی قم، مردم داغدار با بغضی در گلو به شهرهای خودشان برگشتند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;محرم بود، تاسوعا در پیش بود، عاشورا در پیش بود. هفتم آیت  الله مصادف بود با عاشورای حسینی. سالها در گوش مردم خوانده بودند؛ حسین و  یارانش برعلیه ظلم قیام کردند، برای ستاندن حق و گستراندن عدالت.  عمری به  مردم گفته بودند  حسین و یارانش مظلوم بودند و مظلومانه به شهادت رسیدند.  حالا اما مردم بعد از گذشت چند ماه از انتخابات 22 خرداد، کشتار روزانه  معترضان به تقلب انتخاباتی در خیابان ها و بازداشتگاه ها در این محرم بیشتر  از هر سال دیگری خودشان را در کنار حسین و یارانش می دیدند. مردم حسینی تر  و آزاده تر از همیشه بودند. آنها خودشان را حق خواه و مظلوم تر از همیشه  می دیدند. مردم یزید و سپاهیان تا دندان مسلح اش را هم در خیابان های  شهرهای خودشان دیده بودند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt; &lt;/p&gt;             &lt;p&gt; &lt;strong&gt;تهران آبستن قیامی حسینی بود &lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;نیروهای  امنیتی و لباس شخصی درخیلی از شهرها به عزاداران  حسینی حمله کردند. مشهد، شیراز، رشت حتی در اصفهان  همسر یکی از سرداران  جنگ؛ "محمدابراهیم همت" را مضروب کردند. در تهران عزاداری های شبانه و  سخنرانی های شخصیت های اصلاح طلب را لغو کردند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;صبح تاسوعا تهران آرام نبود. در طول روز درگیری های پراکنده  میان نیروهای امینتی و انتظامی با مردم وجود داشت، تعدادی از مردم در این  روز زخمی و مجروح شدند. تجمعات مردم پراکنده بود. درگیریها تا شب ادامه  داشت اما  &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;لباس شخصی های مدافع "نظام ولایی" بی توجه به همه چیز به  سخنرانی سیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق کشور در "حسینه جماران" همان محل  سخنرانی های همیشگی آیت الله خمینی حمله کردند و مراسم را برهم زدند.  در  حضور خانواده بانی جمهوری اسلامی در و دیوارحسینیه را شکستند و عزاداران را  مضروب کردند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;رهبران جنبش سبز و چند رسانه باقی مانده آنها در طول چندماه  گذشته از انتخابات مدام بر مبارزه مسالمت آمیز و بدون خشونت تاکید کرده  بودند. مردم هم مثل تمام چند ماه گذشته اش روز تاسوعا تا شب هم فقط ماندند و  کتک خوردند، مجروح شدند و تعدادی بازداشت شدند.  &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;فیلم درگیری ها در لحظه منتشر می شد، حضور فراوان نیروهای  انتظامی و امنیتی در خیابان ها و درگیری با مردم در میادین و معابر اصلی  شهر؛ امام حسین، فردوسی، هفت تیر، چهارراه ولیعصر. صحنه های فراوانی از  شلیک گازهای اشک آور  و ضرب و شتم دسته های پراکنده مردم منتشرمی شد، تهران  دودگرفته تر از پیش بود. منتظر بود. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مردم در این روز فقط شعار خودشان را دادند، "یاحسین میرحسین  "، "ابوالفضل علمدار کروبی را نگه دار" و البته دیگر کار از" رای من کو؟"  گذشته بود، مردم می پرسیدند" آی رهبر آزاده! تجاوزم آزاده؟" آنها تکلیف  خودشان را روشن کرده بودند، درهمان درگیری های پراکنده روز تا شب تاسوعا  مردم فریاد می زدند: "ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم". &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;قرارمدارها اما گذاشته شده بود؛ روز عاشورا، تهران 10 صبح  از امام حسین تا آزادی. مردم شهرهای دیگر هم بودند، مشهد، شیراز، قم،  اصفهان، تبریز، رشت و... &lt;/p&gt;             &lt;p&gt; &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;&lt;strong&gt;و تهران خودش کربلا بود&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;از نخستین ساعات روز عاشورا، نیروهای انتظامی نظامی و  امنیتی در بسیاری از نقاط پرتردد شهر را به اشغال خودشان در آورده بودند.  از صبح اخبار درگیری های پراکنده، ضرب و شتم و شلیک گاز اشک آور به سوی  مردم منتشر می شود. روز به نیمه نرسیده اخبار درگیری ها شدت بیشتری گرفت.  &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;خبرها از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و نظامی به مردم حکایت  می کرد. مردم حاضر در خیابان ها از کشته شدن برخی معترضان خبر می دادند.  فیلم های دلخراش یکی پس از دیگری منتشر می شد. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مردم معترض در خیابان ها شعار می دادند: "یا حجت بن الحسن  ریشه ظلمو بکن" و باتوم و گاز اشک آور بود که پاسخ می شنیدند. مردم باز هم  خودشان را مظلوم می دیدند. ریشه های ظلم همچنان درحال شلیک مستقیم به مردم  بود. در میدان ولیعصر با خودروی آرم دار نیروی انتظامی به مردم عزادار حمله  کرده و از روی چند نفر چند بار گذشته و کشتند. در چهارراه ولیعصر هم به  مردم شلیک مستقیم کردند، یک نفر کشته شد، فیلمش منتشر شد، خبر آمد زیر پل  کالج هم به مردم حمله و شلیک کرده اند، آنجا هم گفتند کسانی کشته شده اند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مردم طاقتشان طاق می شد. شعارها عوض شد: "مرگ بر دیکتاتور"،  خامنه ای یزید شد، یزید رو سفید شد"، "معاویه حیا کن سلطنتو رها کنه".  مردم خودشان را مظلوم می دیدند. خبرها می گفتند به خواهرزاده میرحسین موسوی  هم شلیک کرده اند و او نیز کشته شده است. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مردم مظلوم طاقت طاق شده از خودشان دفاع کردند. مثل روزها و  ماه های قبل فقط نایستادند که کتک بخوردند، مجروح و کشته شوند بازداشت  شوند و در بازداشت گاه کشته شوند یا بهشان تجاوز بشود. دیگر اگر مورد حمله  قرار می گرفتند، واکنش نشان می دادند. مردم مظلوم بودند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;با ایستادگی و دفاع یکی دو گروه مردم از خود، ابتکار عمل از  دست نیروهای سرکوبگر انتظامی و امنیتی خارج شد. یک نفر از روی پل کالج به  پایین پرتاب شد، خبرگزاری فارس فراخوان فوری داد که نیروهای بیشتری به کمک  نیروهای حاضر در میادین اصلی بروند.  &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;بعضی ها شعار می دادند، "می کشم می کشم، آنکه برادرم کشت"،  مردم مظلوم اما جلوی خودشان هم ایستادند. گروه های چند نفره نیروهای گاردی  در محاصره قرار گرفته بودند، زده بودند و خورده بودند، مردم خشمگین شده  بودند. گروه های مردمی خودشان را کنترل می کردند. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;تا نیمه های شب فیلم های  مجروح و کشته شدن مردم در خیابان  ها منتشر می شد. تهران ناآرام بود. احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیرو  انتظامی با حالتی پریشان به صفحه تلویزیون آمد و درحالی که خبرگزاری ها  کشته شدن مردم را تکذیب می کردند اعلام کرد که تعدادی کشته شده اند. او می  گفت یکی از روی پل خودش پرت شده پایین، دو نفر توسط یک خودرو و دریک سانحه  تصادف کشته شدند، یک نفر هم با گلوله کشته شده است. او می گفت که حادثه در  دست بررسی (حتی نتوانست بررسی را درست تلفظ کند) است. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt; &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;&lt;strong&gt;اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید &lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;زد و خوردهای بین مردم با دستان خالی  و نیروهای امنیتی  لباس شخصی و انتظامی با انواع سلاح و تجهیزات تا نیمه های شب عاشورا ادامه  داشت. مردم مظلوم شام عاشورا به واقع غریبانه به خانه هاشان بازگشتند. با  سر و دست هایی زخمی، و روح و دلی آزرده تر از پیش. &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;مهدی کروبی در اولین ساعات فردای عاشورا خطاب به مسولان  حکومت مستقر نوشت: "آنان که هویت و شناسنامه این انقلابند و در روزگار  مبارزه در صف اول مبارزان بودند، بیاد دارند که در عاشورای ۱۳۴۲ تظاهراتی  عظیم با شعارهایی تند علیه شاه صورت گرفت اما رژیم ستم شاهی حرمت عاشورا  نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگیری رهبران مبارزه و در راس آن امام را به  روزهای بعد موکول کرد." &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;کروبی همچنین در ادامه نوشته بود: "براستی چه شده است که  حکومت برخاسته از قیام عاشورا، در روز عاشورا دست بر خون مردم برده و  جماعتی وحشی را به جان مردم انداخته است... اینجانب این مصیبت بزرگ و گناه  نابخشودنی را به محضر حضرت صاحب الزمان (عج)، ملت بزرگ ایران و خانواده‌های  آسیب دیده تسلیت عرض می‌کنم و در پرتو آموزه جاودانه اباعبداله در ظهر  عاشورا فریاد می‌زنم که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید." &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;دادستان تهران بی هیچ اشاره ای به قتل سید علی موسوی حبیبی  خواهرزاده میرحسین موسوی تایید کرد که در جریان حوادث روز عاشورا 7 نفر  کشته شده اند. نیروی انتظامی بیانیه داد که: "مهاجمان خودشان در درگیری  زخمی و کشته شده اند". &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در اظهاراتی دیگر  اعلام کرد که: "در روز عاشورا یک نفر بر اثر اصابت گلوله کشته شده و بقیه  کشته شدگان بر اثر اصابت جسم سخت و تیز و دو نفر هم بر اثر شلیک گلوله های  ساچمه ای کشته شده اند" او همچنین تاکید کرده بود که "موضوع کشته شدن این  افراد در این روز قابل بررسی است و دستگاه قضایی به دنبال بررسی تمام ابعاد  آن است و امیدواریم عاملان آن به سزای اعمال خود برسند." &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;اما بازهم مردم مظلوم ماندند. جنازه های کشته شدگان کربلای  تهران را گروگان گرفتند و تحویل خانواده ها ندادند. تعداد زیادی از مردم را  بازداشت کردند. چند نفری از خانواده های کشته شدگان را هم بازداشت کردند.   هیچ کدام از مسئولان از جمله همان دادستان تهران دیگر هیچ وقتی خبری از  دستگیری و یا بررسی قاتلان مردم در روز عاشورا را اعلام نکرد.  &lt;/p&gt;             &lt;p&gt;ومردم بازهم مظلوم ماندند। این بار هم بیشتر از سالهای پیش  با حسین و یارانش احساس نزدیکی کردند. مظلوم تر از همیشه در عاشورای معاصر،  کربلای تهران.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;* همین نوشتار در &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-f161941981.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;روزآنلاین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1967319873663639140?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1967319873663639140/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1967319873663639140&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1967319873663639140'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1967319873663639140'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/12/blog-post.html' title='عاشورا، تهران کربلا بود'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1103852991153811859</id><published>2011-06-17T01:27:00.004-04:00</published><updated>2011-06-17T01:47:46.462-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>حال همه ما خوب است اما تو باور نکن!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/-zo4xsucB5xE/Tfrm1-rlm0I/AAAAAAAAAw8/_DISTdE3nKU/s1600/mousavi-rahnavard.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 133px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-zo4xsucB5xE/Tfrm1-rlm0I/AAAAAAAAAw8/_DISTdE3nKU/s200/mousavi-rahnavard.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5619057300131388226" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;سلام!&lt;br /&gt;حال همه‌ی ما خوب است&lt;br /&gt;ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،&lt;br /&gt;که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند&lt;br /&gt;با اين همه عمری اگر باقی بود&lt;br /&gt;طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم&lt;br /&gt;که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و&lt;br /&gt;نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا يادم نرفته است بنويسم&lt;br /&gt;حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود&lt;br /&gt;می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است&lt;br /&gt;اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی&lt;br /&gt;ببين انعکاس تبسم رويا&lt;br /&gt;شبيه شمايل شقايق نيست!&lt;br /&gt;راستی خبرت بدهم&lt;br /&gt;خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام&lt;br /&gt;بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!&lt;br /&gt;بی‌پرده بگويمت&lt;br /&gt;چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد&lt;br /&gt;فردا را به فال نيک خواهم گرفت&lt;br /&gt;دارد همين لحظه&lt;br /&gt;يک فوج کبوتر سپيد&lt;br /&gt;از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد&lt;br /&gt;باد بوی نامهای کسان من می‌دهد&lt;br /&gt;يادت می‌آيد رفته بودی&lt;br /&gt;خبر از آرامش آسمان بياوری!؟&lt;br /&gt;نه ری‌را جان&lt;br /&gt;نامه‌ام بايد کوتاه باشد&lt;br /&gt;ساده باشد&lt;br /&gt;بی حرفی از ابهام و آينه،&lt;br /&gt;از نو برايت می‌نويسم&lt;br /&gt;حال همه‌ی ما خوب است&lt;br /&gt;اما تو باور نکن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* از مجموعه "نامه ها"، &lt;a href="http://www.seyedalisalehi.com/cgi-bin/content.pl?f=0&amp;amp;t=index"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سیدعلی صالحی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate;  font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px; font-family:'Times New Roman';" &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  line-height: 22px; text-align: justify;font-family:Tahoma,sans-serif;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1103852991153811859?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1103852991153811859/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1103852991153811859&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1103852991153811859'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1103852991153811859'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/06/blog-post_17.html' title='حال همه ما خوب است اما تو باور نکن!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-zo4xsucB5xE/Tfrm1-rlm0I/AAAAAAAAAw8/_DISTdE3nKU/s72-c/mousavi-rahnavard.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1222005082789144709</id><published>2011-06-09T15:19:00.009-04:00</published><updated>2011-06-10T16:09:15.111-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بعد از خبر'/><title type='text'>تیری در تاریکی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;پیش از هرچیز به این نکته اشاره کنم؛همانطور که تصمیم خرد جمعی بر این بوده که به موضوع "محمدرضا مدحی" و بازی دستگاه امنیتی حکومت مستقر پرداخته نشود کاملن احترام می گذارم و اتفاقن خودم هم بر این باورم که این بازی جهت انحراف افکار عمومی از موضوعات اصلی است، اما ذکر چند نکته را ضروری دانستم برای این که چیزی از قلم نیفتد در خاتمه.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;یکم&lt;/span&gt;، دوسال پیش دوستان آگاه و مطلع به کسانی که به این فرد نزدیک شده و می خواستند برای رسانه ها با او گفت و گو کنند هشدار بودند که وی عنصری مشکوک و سابقه دار است. خب عده ای شنیدند اما عده ای حالا به هر دلیلی! هم این موضوع را نشنیده گرفتند و هم کوشش کردند بیشتر او را مطرح کنند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دوم&lt;/span&gt;، برای روزنامه نگاران باسابقه و فعالان سیاسی هوشیار محمدرضا مدحی اسم ناشناخته ای نبود. او ابتدای دهه 80 یکی از اعضای دفتر آیت الله ارومیان، عضو مجلس خبرگان رهبری از تبریز و  یکی از افراد معروف باند "عشرت شایق" رهیافته به مجلس هفتم از تبریز بود. او سابقه جعل عنوان ، ربایش و تعرض به چند پرستار یک بیمارستان را درکارنامه داشت و ماجرای های زیادی در جریان درگیری بین تعدادی از نمایندگان مجلس و قوه قضاییه داشت.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سوم&lt;/span&gt;، حرف های او در مصاحبه های گوناگون اش هیچ ارزش امنیتی و اطلاعاتی نداشت، این را اهل فن می دانستند و به عبارتی کلن پرت و پلا می گفت. دستگاه های امنیتی غرب هم به خوبی این را می دانستند و اعتمادی به این حرفها نداشتند. اما بهرحال شرط احتیاط و عقل است که همه حرفها را باید شنید، گاهی از دروغ دیگران هم می شود فهمید که حرف راست و نیت شان چیست. لازم به ذکر نیست که دستگاه های امنیتی کشورهای مختلف از این بازی ها با هم بسیار دارند.همچنین چه او خود نقشی برای دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی بازی کرده باشد چه به کشور بازگردانده شده باشد که دومی با توجه به سوابق و پرونده های وی محتمل تر به نظر می رسد،  دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی پس از بازگشتن یا بازگرداندن محمدرضا مدحی سه هدف عمده (دوهدف داخلی و یک هدف خارجی) را از تهیه فیلم تخیلی گفته ها یا اعترافات وی با عنوان "الماس فریب"در برنامه خود داشت؛&lt;br /&gt;1. پیگیری همان سناریوی قدیمی و القای این مساله که اعتراضات داخلی و جنبش سبز ریشه خارجی دارد و توسط سرویس های امنیتی کشورهای غربی هدایت می شود. در حقیقت تلاش برای راست و درست نشان دادن دروغی که سیدعلی خامنه ای در جریان اعتراضات سال 88 به معترضان نسبت داد و آنها را عوامل بیگانگان خواند.&lt;br /&gt;2. با توجه به این که در خردادماه و سالگرد کودتای انتخاباتی و جان باختن تعداد زیادی از هموطنان در جریان اعتراضات قرار داریم و همچنین با توجه به اوج گرفتن اختلافات داخلی حاکمیت فعلی این موضوع و دامن زدن به آن می تواند موجب انحراف افکار عمومی و رسانه  های داخلی و خارجی از موضوع اصلی شده شود و به نوعی این عده را به دنبال نخود سیاه بفرستد.&lt;br /&gt;3. هدف بزرگتر و اصلی تهیه و پخش این فیلم تخیلی را می توان قسمت دوم از سریال دستگاه امنیتی برای تحت الشعاع قرار دادن خروج اطلاعات مستند از تاسیسات اتمی و فعالیت های نظامی جمهوری اسلامی در کشور و منطقه محسوب کرد. قسمت اول این سریال با بازی "شهرام امیری" تهیه شده بود و این دومین قسمت از همان سریال است. دستگاه امنیتی با این تحلیل دست به ساخت این سناریو و فیلم تخیلی زده است که اگر ما این طور نشان بدهیم کسانی که از کشور خارج شده و اطلاعاتی برای دستگاه های امنیتی کشورهای غربی بازگو کرده اند، برای ما کار می کنند موجب بدبینی و عدم اعتماد به اطلاعات درست منتقل شده را هم فراهم می کنیم. برای مثال اگر "علیرضا عسگری" از مقامات ارشد وزارت دفاع و سپاه پاسداران اطلاعات درستی را به دستگاه امنیتی کشورهای غربی منتقل کرده است با ترفندی مانند ماجرای شهرام امیری و محمدرضا مدحی این تفکر را در دستگاه امنیتی غربی ها ایجاد می کنیم که اطلاعات امثال عسگری هم قابل اعتماد نیست.با این ترفند ممکن است دستگاه های امنیتی غرب از خود بپرسند از کجا معلوم که مثلن افرادی مانند علیرضا عسگری هم برای دستگاه اطلاعات ایران کار نمی کنند؟ همچنین جدای  این موضوع طرح ادعای پروژه بودن خروج افرادی مانند مدحی می تواند موجب بدبینی ایرانیان خارج از کشور به نیروهای ریزشی حکومت نیز بشود که به معترضان می پیوندند.&lt;br /&gt;در حقیقت به نظر بنده اینها هدف عمده و اصلی از ساختن ماجرای شهرام امیری و محمدرضا مدحی و نمونه های مشابه در آینده است. اما این روش احمقانه است و غربی ها با توجه به تکنولوژی و امکانات و شواهدی که در دست دارند بخوبی می دانند که چه اطلاعاتی درست و کدام غلط است. ایرانیان خارج از کشور هم بهرحال مشاوران و آگاهانی در کنار خود دارند که بتوانند تشخیص بدهند که چه کسی از حکومت بریده و جزو ریزش های آن است و چه کسی آلوده یا احتمالن پروژه ی حکومت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس نوشت: چند لینک درباره بخشی ازپرونده های مدحی جهت مطالعه:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://mag.gooya.com/politics/archives/021575.php"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ناگفته های پرونده باند عشرت شایق نماینده مجلس هفتم در گفت و گو با خانم ر- م&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iran-newspaper.com/1383/831016/html/internal.htm#InternalCol2"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;وزارت اطلاعات در میانه جدال دو گروه از منتقدان دولت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;(در زمان دولت اصلاحات)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/12/041228_mf_enquiry.shtml"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;تشکیل پرونده بر علیه نماینده خواهان نظارت مجلس بر قوه قضاییه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;a href="http://shayegh.ir/1388/04/06/%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D9%84-%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%AA/"&gt;محکومیت جاعل احکام در پرونده اعضای دفتر آیت الله ارومیان&lt;/a&gt;(تیرماه 88)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1222005082789144709?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1222005082789144709/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1222005082789144709&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1222005082789144709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1222005082789144709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/06/blog-post_09.html' title='تیری در تاریکی'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-7522463107321299207</id><published>2011-06-08T00:57:00.006-04:00</published><updated>2011-06-08T01:12:07.889-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>به یاد آر !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;iframe src="http://www.youtube.com/embed/_EvOx2nWPSo" allowfullscreen="" frameborder="0" height="292" width="460"&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;نه به خاطرِ آفتاب نه به خاطرِ حماسه&lt;br /&gt;به خاطرِ سایه‌یِ بامِ کوچکش&lt;br /&gt;به خاطرِ ترانه‌یی&lt;br /&gt;              کوچک‌تر از دست‌های تو&lt;/p&gt;  &lt;div&gt; &lt;p&gt; نه به خاطرِ جنگل‌ها نه به خاطرِ دریا&lt;br /&gt;به خاطرِ یک برگ&lt;br /&gt;به خاطرِ یک قطره&lt;br /&gt;                روشن‌تر از چشم‌های تو&lt;/p&gt; &lt;/div&gt;  &lt;p&gt; نه به خاطرِ دیوارها ــ به خاطرِ یک چپر&lt;br /&gt;نه به خاطرِ همه انسان‌ها ــ به خاطرِ نوزادِ دشمن‌اش شاید&lt;br /&gt;نه به خاطرِ دنیا ــ به خاطرِ خانه‌ی تو&lt;br /&gt;به خاطرِ یقینِ کوچکت&lt;br /&gt;که انسان دنیایی‌ست&lt;br /&gt;به خاطرِ آرزوی یک لحظه‌ی من که پیشِ تو باشم&lt;br /&gt;به خاطرِ دست‌های کوچکت در دست‌های بزرگِ من&lt;br /&gt;و لب‌های بزرگِ من&lt;br /&gt;بر گونه‌های بی‌گناهِ تو&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به خاطرِ پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله می‌کنی&lt;br /&gt;به خاطرِ شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای&lt;br /&gt;به خاطرِ یک لبخند&lt;br /&gt;هنگامی که مرا در کنارِ خود ببینی&lt;/p&gt; &lt;p&gt; به خاطرِ یک سرود&lt;br /&gt;به خاطرِ یک قصه در سردترینِ شب‌ها تاریک‌ترینِ شب‌ها&lt;br /&gt;به خاطرِ عروسک‌های تو، نه به خاطرِ انسان‌هایِ بزرگ&lt;br /&gt;به خاطرِ سنگ‌فرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطرِ شاه‌راه‌های دوردست&lt;/p&gt; &lt;p&gt; به خاطرِ ناودان، هنگامی که می‌بارد&lt;br /&gt;به خاطرِ کندوها و زنبورهای کوچک&lt;br /&gt;به خاطرِ جارِ سپیدِ ابر در آسمانِ بزرگِ آرام&lt;/p&gt; &lt;p&gt; به خاطرِ تو&lt;br /&gt;به خاطرِ هر چیزِ کوچک هر چیزِ پاک به خاک افتادند&lt;br /&gt;به یاد آر&lt;br /&gt;عموهایت را می‌گویم&lt;br /&gt;از مرتضا سخن می‌گویم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;* &lt;a href="http://www.shamlou.org/index.php?q=node/31"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;احمد شاملو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-7522463107321299207?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/7522463107321299207/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=7522463107321299207&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7522463107321299207'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7522463107321299207'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/06/blog-post_08.html' title='به یاد آر !'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://img.youtube.com/vi/_EvOx2nWPSo/default.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-5972204832274952629</id><published>2011-06-06T12:11:00.004-04:00</published><updated>2011-06-06T12:28:09.633-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات میهمان'/><title type='text'>ماه عسل اقتدارگرایان رو به پایان است</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/-sGfLXqJkfPU/Tez9WtqIQVI/AAAAAAAAAwU/B-1sbipdpDQ/s1600/DSC05739.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 150px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-sGfLXqJkfPU/Tez9WtqIQVI/AAAAAAAAAwU/B-1sbipdpDQ/s200/DSC05739.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5615141402079412562" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مصطفا تاج زاده &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ماه‌ عسل اقتدارگراها رو به پایان است و دو انتخابات پیش‌رو (مجلس نهم و  ریاست جمهوری یازدهم) اختلافات جناح راست را به طور کامل آشکار خواهد کرد.  اما مشکلات جناح حاکم به مراتب بیش از اختلافات افراد و باندها و احزاب  آن‌هاست. به باور من جناح حاکم دست‌کم با پنج مشکل مهم در حال دست و پنجه  نرم کردن است؛‌ مشکلاتی که بعضاً در حال تبدیل به بحران هستند. اولین مسأله  همین اختلافات رو به رشد آنان است. حزب پادگانی با حذف اصلاح‌طلبان و  اخیراً آقای هاشمی از مدیریت کشور، اکنون وظیفه و مأموریت آقای احمدی‌نژاد و  دوستانش را خاتمه یافته تلقی می‌کند. وی و اطرافیانش با توجه به حرکت  اعتراضی اخیر خود تا پایان دوره ریاست جمهوری تحمل خواهد شد ولی بعد از آن  در هیچ یک از سه قوه دست بالا نخواهند داشت.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حزب پادگانی در عین حال مایل نیست هر سه قوه به طور کامل در اختیار جناح  محافظه‌کار (راست سنتی) قرار گیرد. وضعیت ایده‌آل برای آنان حضور افرادی  در عرصه مدیریت (هر سه قوه) کشور است که حتی‌الامکان وابستگی حزبی و شناخته  شده به گروه‌های قوی و منتفذ و مستقل از کانون قدرت، نداشته باشند تا  امربران و کارگزاران سر به زیر باشند. بنابراین منافع و علایق حزب پادگانی  کاملاً هماهنگ با جناح راست سنتی نیست و می‌کوشد مهر‌ه‌های خود را به تدریج  جایگزین افراد شاخص آن‌ها کند که معدل سنی بسیاری از آنان بالای ۷۰ سال  است. پس حذفشان توجیه دارد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما راست سنتی یا محافظه‌کاران قصد دارند به نام اتحاد اصولگراها در  انتخابات سال جاری مجلس، مانند مجلس هشتم در شهرهای بزرگ فهرست مشترک ارائه  کنند. چون به این ترتیب می‌توانند اکثریت مجلس نهم را نیز در اختیار  بگیرند (آنان چهره‌های شناخته شده بیشتری از حزب پادگانی و نیز گروه  احمدی‌نژاد برای نامزدی مجلس دارند). این اتحاد به سود آنان و به ضرر آقای  احمدی‌نژاد است. البته حزب پادگانی خود رأساً فهرستی ارائه نمی‌کند چون  هویت آشکار و شناخته شده ندارد. آنان سعی می‌کنند نامزدهای وابسته به خود  را در فهرست متحد اصولگراها قرار دهند. به نظر می‌رسد آقای احمدی‌نژاد از  این سناریو نگران است، زیرا به نام وحدت، در مجلس نهم اقلیتی به مراتب  ضعیف‌تر از مجلس هشتم به دست خواهد آورد، بویژه که خود وی دیگر رییس دولت  نخواهد بود و نمی‌تواند نقش مؤثری در عرصه قدرت ایفا کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;از آنجا که این گروه توان ایجاد یک حزب منسجم را چه به لحاظ نظری و چه  به لحاظ تشکیلاتی و راهبردی و برنامه‌ای ندارند و پس از این دوره، جز شخص  احمدی‌نژاد (آن هم در عرصه‌های محدود) امکان حضور چندان مؤثری در قلمرو  سیاست‌ورزی و قدرت نخواهند داشت، به همین دلیل گروه وی درصدد ارائه فهرست  مستقلی است تا بتوانند اکثریت قاطع (نیم به علاوه یک نمایندگان یعنی حدود  ۱۵۰ کرسی) یا دست‌کم اکثریت قوی را به طرفداران خود اختصاص دهند تا زمینه  برای ریاست‌جمهوری نامزد مطلوب آن گروه کوچک فراهم شود. استدلال آنان چنین  است که به احتمال زیاد اصلاح‌طلبان در انتخابات حاضر نخواهند شد، بنابراین  برای افزایش مشارکت مردمی و ایجاد شور انتخاباتی دست‌کم در شهرهای بزرگ  مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و… اصولگراها باید حداقل دو لیست  ارائه و با هم رقابت کنند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;رقابت درونی اصولگراها به ضرر جناح راست سنتی خواهد شد، به همین دلیل  محافظه‌کاران در ماه‌های اخیر اصلاح‌طلبان را به مشارکت در انتخابات تشویق  می‌کنند تا به این طریق بتوانند همه اصولگراها را مجبور کنند تا با فهرست  واحد در انتخابات حاضر شوند. یعنی مانند انتخابات پیشین با فشار از بالا و  چانه‌زنی از پایین آقای احمدی‌نژاد را به ارائه فهرست واحد مجبور خواهند  کرد. به این ترتیب خواهند توانست با حضور ضعیف و دست و پا بسته اصلاح‌طلبان  هم به انتخابات مشروعیت بخشند و هم اکثریت مجلس را بدون رقابت جدی به دست  آورند. حرکت اعتراضی اخیر، موضع آقای احمدی‌نژاد را تضعیف و مقابله با  اطرافیان نزدیکش را تسهیل کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مشکل دوم جناح حاکم مشکلات اقتصادی است. به نظر من در سال جاری و نیز در  سال آینده همچنان شاهد افزایش قیمت‌ها، واردات انبوه، بیکاری گسترده،  تضییقات روزافزون بخش‌های تولیدی و صنعتی و کشاورزی خواهیم بود و هیچ طیفی  از جناح حاکم (حزب پادگانی- احمدی‌نژاد- محافظه‌کاران یا راست سنتی) راهی  برای برون‌رفت از تورم و رکود اقتصادی ندارند، تحریم‌های جهانی همچنان  ادامه خواهد داشت، افزایش قیمت نفت نیز حلال نهایی مسأله نیست. زیرا در عین  افزایش درآمد دولت، انتظارات مردم را نیز بالا می‌برد و قیمت محصولات در  سطح جهانی نیز افزایش می‌یابد که قیمت واردات انبوه، حتی چینی را بیشتر  می‌کند. به باور من دوره شعارهای عوام‌پسند جناح راست (از هر طیفی) به سر  آمده است و این مسأله در نرخ مشارکت مردم در انتخابات مؤثر خواهد بود،  اختلافات درونی اصولگراها نارضایتی گسترده مردم را علنی‌تر می‌کند. کما  اینکه در مباحث مربوط به لایحه بودجه تا حدودی ابعاد نارسایی و  نارضایتی‌های اقتصادی آشکار شد. عدم انتشار آمارهای اقتصادی نیز مشکل را حل  نمی‌کند چون مشکلات اقتصادی عینی و ملموس است و مردم برای درک آن‌ها نیاز  به آمار و ارقام ندارند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;معضل سوم تفاوت دیدگاه‌های ذهنی در جناح حاکم است. محافظه‌کاران همچنان  بر طبل ایجاد محدودیت و بگیر و ببند می‌کوبند و حزب پادگانی نیز چنین روشی  را درست می‌خواند، ولی گروه احمدی‌نژاد سیاست فوق را شکست خورده و رأی شکن  در انتخابات ارزیابی می‌کنند. طبق تحلیل دولتی‌ها،‌ اکثریت ایرانیان بخصوص  در شهرهای بزرگ با این بگیر و ببندها و حتی با تلقی سنتی‌ها از اسلام (از  آقایان مصباح و جنتی تا مهدوی‌کنی و ناطق‌نوری) مخالف‌اند و من حدس می‌زنم  نظرسنجی‌هایی نیز در این زمینه‌ها به عمل آورده‌اند. تغییر فاز گفتمان آنان  از «اسلام فقاهتی» آن هم به قرائت آقای مصباح یزدی به «مکتب ایرانی» و  بزرگداشت کوروش هخامنشی ناشی از چنین تحلیل و نظرسنجی‌هایی است. از نظر  گروه احمدی‌نژاد دفاع از بگیر و ببند فرهنگی کمر آنان را در انتخابات  می‌شکند. این اختلاف دیدگاه روز به روز پررنگ‌تر می‌شود و حمله اصولگراها  به رییس دفتر آقای احمدی‌نژاد نمود این شکاف است. با گذشت زمان و با فعالیت  گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای، موج دموکراسی‌خواهی در منطقه و افزایش مشکلات  اقتصادی این اختلاف دیدگاه علنی‌تر و گسترده‌تر خواهد شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;معضل چهارم وضعیت ایران در عرصه بین‌الملی است. اکنون دیگر معلوم شده در  انتخابات آتی آمریکا، چه اوباما پیروز شود و چه نامزد جمهوریخواهان،  دست‌کم در کوتاه‌مدت گرهی از مشکلات دو کشور باز نخواهد شد و تحریم‌ها و  تهدیدها همچنان ادامه خواهد داشت. با افزایش مشکلات اقتصادی مردم و  اختلافات اصولگراها ممکن است فشارها بیشتر شود. از طرف دیگر غنی‌سازی  اورانیوم هم‌زمان با نقض دیگر حقوق مسلم ملت ایران جاذبه کمتری برای افکار  عمومی خواهد داشت. از طرف دیگر حوادث منطقه و قیام‌های مردمی، اگرچه آمریکا  و اسرائیل را تضعیف کرده است، اما در عرصه داخلی برای اقتدارگراها از هر  سه طیف حزب پادگانی، احمدی‌نژاد و محافظه‌کاران مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.  به این ترتیب که در صورت حرکت کشورهای منطقه مانند مصر و تونس و… به سوی  معیارهای دموکراتیک (احزاب و مطبوعات و انتخابات آزاد، تجمع‌های اعتراضی،  آزادی سبک زندگی و…) جناح حاکم در ایران نیز در فشار بیشتری قرار می‌گیرد  تا حقوق و‌ آزادی‌های قانونی ایرانیان را به رسمیت بشناسد. اگر هم سلفی‌ها  در این کشورها اکثریت را به دست آورند جهت‌گیری‌های شدید ضد شیعی و ضد  ایرانی از خود نشان خواهند داد، حتی اگر شدیداً علیه آمریکا و اسرائیل موضع  بگیرند (نمونه رادیکال آنان بن‌لادن بود)، در هر دو حال یعنی چه  شریعت‌گراها حاکم شوند و چه دموکراسی‌ حرف اول را در این کشورها بزند،  مشکلات جناح حاکم بیشتر خواهد شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مشکل پنجم اصولگراها گسترش فساد مالی و اداری در کشور به رغم همه  شعارهاست. این نارسایی‌ها خود را در زندگی روزه مردم نشان می‌دهد و با  رقابت‌های درونی و ظهور اختلافات جناح حاکم، فسادها به طور علنی‌تری مطرح  خواهد شد. درست است که صدا و سیما و مطبوعات کاملاً کنترل شده‌اند اما  ماهواره و اینترنت انحصار اطلاع رسانی را شکسته و وضعیت دشواری برای اعمال  روش‌های اقتدارگراها ایجاد می‌کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با توجه به مشکلات فوق که هر کدام می‌تواند به بحرانی برای اقتدارگراها و  حتی در جامعه تبدیل شود باید گفت وضعیت جناح حاکم به شدت نااستوار و سست  است. به همین علت نگرانی از سر و رویشان می‌بارد و می‌‌کوشند انسداد و  سانسور شدیدی اعمال کنند. آنان در صددند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی  عملاً نظریه «النصر بالرعب» یا پیروزی بر اساس ایجاد ترس را تحقق بخشند.  اما روند حوادث به سود آنان نیست و دیر یا زود مجبور خواهند شد که به رغم  اشتراک نظر همه اصولگراها در نفی و نقض و سرکوب حقوق و آزادی‌های اساسی  ایرانیان، این حقوق و آزادی‌ها را به رسمیت بشناسند. ما باید خود را برای  چنین شرایطی آماده نگه داریم. من به آینده بسیار امیدوارم. کافی است با  هوشیاری و متانت عمل کنیم. حق پیروز است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;منتشر شده در &lt;a href="http://tahavolesabz.com/item/27848"&gt;تحول سبز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-5972204832274952629?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/5972204832274952629/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=5972204832274952629&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5972204832274952629'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5972204832274952629'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/06/blog-post_06.html' title='ماه عسل اقتدارگرایان رو به پایان است'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-sGfLXqJkfPU/Tez9WtqIQVI/AAAAAAAAAwU/B-1sbipdpDQ/s72-c/DSC05739.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-5080022165505422037</id><published>2011-06-02T00:09:00.004-04:00</published><updated>2011-06-02T00:20:49.942-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات'/><title type='text'>چرا قلب مهاجمان نایستاد؟</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/--4defrPoEbE/TecOnzLmVqI/AAAAAAAAAwI/rCUfRmSU6xo/s1600/green%2Bfrinds.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 141px; height: 200px;" src="http://3.bp.blogspot.com/--4defrPoEbE/TecOnzLmVqI/AAAAAAAAAwI/rCUfRmSU6xo/s200/green%2Bfrinds.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5613471537457157794" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;درباره قتل خانم هاله سحابی نباید با کسی تعارف و رودربایستی داشت و نباید هیچ گونه شک و شبهه ای ایجاد کرد. اینجا بحث کشته شدن یک انسان بی گناه، یک شهروند قانون مدار، صلح طلب، انسان دوست و یک مسلمان میهن پرست مطرح است. ایشان مورد ضرب و شتم مهاجمان به مراسم خاکسپاری مرحوم عزت الله سحابی قرار گرفته و در پی آن کشته شد. این موضوع را دست کم از صبح روز چهارشنبه تا وقت نوشتن این سطرها 5 نفر که در زمان واقعه در نزدیکی هاله سحابی حضور داشتند برایم شهادت داده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl"  style="text-align: right; font-family:georgia;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;برخی از خبرگزاری ها و وبسایت های حکومتی و وابستگان رسانه ای شان از صبح دیروز مدام این طور اعلام و القا می کنند که خانم هاله سحابی خود به خود بر اثر «ایست قلبی» از دنیا رفته است. همین عده و کسانی که «دستور کار» روز گذشته آنها را واگویه می کنند اما از خود نمی پرسند آیا تا امروز کسی بدون ایست قلبی هم مگر از دنیا رفته است؟! آنها همچنین از این پرسش وحشت دارند که بگویند دلیل این «ایست قلبی» چه بوده است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;بله همه ما روزی بر اثر ایست قلبی خواهیم مرد، اما این ایستادن قلب و قطع علایم حیات دلایلی هم دارد، شرایطی موجبش می شود. اگر قلب همین طور بی دلیل بخواهد بایستد و آدمی بمیرد، این پرسش مطرح می شود که برای مثال چرا مهاجمان به مراسم مرحوم سحابی دچار ایست قلبی نشدند؟ چرا آمر و عاملین این جنایت و تمام جنایت های پس از انتخابات 88 دچار ایست قلبی نمی شوند؟ چرا آقای محمود احمدی نژاد یا آقای احمد جنتی که اتفاقا این روزها تمام شرایط ایست قلبی هم درباره شان صدق می کند دچار این عارضه نمی شوند؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;شاهدان قتل هاله سحابی می گویند که ماموران لباس شخصی در میان کشاکش برای ربودن پیکر مرحوم عزت الله سحابی ، او را مضروب کرده و بر زمین زدند. یکی از کسانی که زیر تابوت مهندس سحابی بود( به دلایل امنیتی از بردن نامش می گذرم) به نگارنده گفت که حتی مهاجمان پس از زمین خوردن هم به هاله سحابی چندین لگد زدند و او بیهوش شد و پس از آن مادر صلح جان به جان آفرین تسلیم کرد، اما دلیل اصلی مرگش ضرباتی بوده که موجب بیهوشی، ایستادن قلب و سپس فوت او شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;مراسم خاکسپاری پیکر مرحوم عزت الله سحابی که قرار بود در جایی خارج از تهران و در یک گورستان محلی انجام شود می توانست به آرامی برگزار شود. همه کسانی که به محل خاکسپاری عازم شده بودند تنها قصدشان ادای احترام به این مرد صبور و اهل مدارا بود. اساسا اگر مهاجمان و نیروهای امنیتی قصد ایجاد رعب و وحشت، اعمال خشونت و جنایت نداشتند چرا به تشییع کنندگانی که تنها مراسم مذهبی خاکسپاری یک مسلمان را به جای می آوردند حمله کردند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;گواه دیگر مساله به قتل رسیدن هاله سحابی این است که مدعیان اگر راست می گفتند چرا پیکر پاکش را در کوتاه ترین زمان و تحت تدابیر شدید امنیتی آنهم شبانه به خاک سپردند؟ چرا اجازه ندادند پزشکانی بی طرف و حقیقت گوی پیکر پاک مادر صلح را معاینه کرده و اعلام کنند که علت اصلی فوت او چه بوده است؟ غیر از این است که از این هراس داشتند که اعلام شود او بر اثر ضربات وارد شده به سینه اش به قتل رسیده است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;در طول دوسال گذشته مقامات قضایی حتی علت مرگ کسانی که به ضرب گلوله مستقیم ماموران نظامی و امنیتی حکومت مستقر به قتل رسیدند را نیز حادثه یا بیماری عنوان کرده و خانواده کشته شدگان را تحت فشار قرار دادند تا برگه هایی را امضا کنند که عزیزشان و عزیزان همه ما به مرگ طبیعی یا بر اثر حادثه ای درگذشته اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;در ماجرای مرگ جوانان برومند کشور در بازداشتگاه کهریزک اعلام کردند که آنها بر اثر بیماری مننژیت و نبودن امکانات در گذشته اند&lt;span style="mso-spacerun:yes"&gt;  &lt;/span&gt;یا واقعه کشته شدن «شهرام فرج زاده» و «شبنم سهرابی» شهدای عاشورای 88 در کربلای تهران در خاطر همگان هست گفتند تصادف بوده است. به یاد داریم چگونه خودروی آرم دار نیروی انتظامی از روی پیکرشان چندبار گذشت و بعد مقامات رسمی کشور اعلام کردند که آنها بر اثر یک حادثه و تصادف با خودروی شخصی کشته شده اند. شاهدان ماجرا و کسانی که حاضر به شهادت درباره قتل بودند را هم بازداشت کردند. کیست که نداند فرزندان ایران توسط چه کسانی، چگونه و با چه قصاوتی کشته شده اند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-size:100%;" lang="FA" &gt;هاله سحابی مادر صلح و یکی از فرزندان راستین ایران به قتل رسیده است، او کشته شده است. هاله سحابی هم یکی از شهدای جنبش سبز مردم ایران است که تنها مطالبه شان پایبندی حاکمان به قانون بود و اعتراضشان سکوت و قانون مداری. این چیزی نیست که بشود آن را با دروغ و فضا سازی از اذهان عمومی پاک کرد، خون او در کنار خون سهراب ها، نداها، امیرها، شبنم ها و محمدها دامان آمران و عاملان آن و همچنین کسانی که به عمد به کار پنهان کردن دستان آغشته به خون ملت هستند را خواهد گرفت. این خون ها خود آنقدر پاک و شریف است که با هیچ ترفندی پاک شدنی نیست و همیشه تا زمین و زمان باقی است در خاطر ایران و ایرانی ها خواهد ماند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-size:100%;" lang="FA" &gt;همین نوشتار در روزآنلاین؛&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span style="line-height:115%;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;; mso-ascii-theme-font:major-bidi;mso-hansi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-theme-font: major-bidi;mso-bidi-language:FAfont-size:100%;" lang="FA" &gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/june/01/article/-d52ea83b11.html"&gt;چرا قلب مهاجمان نایستاد؟&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-5080022165505422037?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/5080022165505422037/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=5080022165505422037&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5080022165505422037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5080022165505422037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='چرا قلب مهاجمان نایستاد؟'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/--4defrPoEbE/TecOnzLmVqI/AAAAAAAAAwI/rCUfRmSU6xo/s72-c/green%2Bfrinds.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4251372926448245158</id><published>2011-05-19T15:42:00.002-04:00</published><updated>2011-05-19T15:49:27.509-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات'/><title type='text'>خاتمی هم خوب می داند</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/-tCFMbuTtyP8/TdV0M_Yj_tI/AAAAAAAAAwA/oF7D44L9ScQ/s1600/73908_1682196261417_1432916741_31716392_5408991_n.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 134px;" src="http://2.bp.blogspot.com/-tCFMbuTtyP8/TdV0M_Yj_tI/AAAAAAAAAwA/oF7D44L9ScQ/s200/73908_1682196261417_1432916741_31716392_5408991_n.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5608516677481529042" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ساده انگاری است اگر این طور تلقی کنیم که سیدمحمد  خاتمی ندانسته و با خوشبینی خواستار بازگشت حکومت به مردم شده و راهکارهای  خود و سایر نیروهای نیک اندیش را تنها دوباره تکرار کرده است. او به خوبی  سیدعلی خامنه ای را می شناسد و می دانسته و می داند که "این امامزاده کور  می کند اما شفا نمی دهد."  &lt;div class="content"&gt; &lt;p&gt;همین جمعه گذشته احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، آن پیرمرد 87 ساله که  "اعدام را به هربهانه ای دوست دارد" و تنها با نفرین مردم است که زنده  مانده، در میانه چنگ و دندان نشان دادن طرفداران خامنه ای به احمدی نژاد به  صراحت گفت که "اگر امروز به گونه‌ای است که مصلحت نیست با آنها برخورد  شود، همان طور که به حساب گذشتگان رسیده شد به حساب اینها رسیده می‌شود و  حرفی در آن نیست." &lt;/p&gt; &lt;p&gt;بله حرف از "حساب رسیدن است" و در حقیقت هم خامنه ای در تمام این سالها  با همکاری نهادهای زیر مجموعه و فرماندهانش حساب همه را رسیده و کیست که  این را نداند و خاتمی اتفاقا خوب هم می داند. اما در هر حال همیشه باید حق  را مطالبه کرد و نسبت به ضایع کردن حق دیگران هشدار داد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;با نگاه به بازداشت و زندانی کردن چهره های شاخص اصلاح طلبی و حذف کامل  احزاب اصلاح طلب، اتهامات هر روزه فرماندهان سپاه و چهره های نزدیک به  رهبری به مجموعه و اجزای اصلاحات، تصور اینکه سید محمد خاتمی برای سازش،  سهم خواهی، حضور و یا حفظ اصلاح طلبان در مجموعه حکومت مستقر اظهارات اخیرش  را بیان کرده ، تصوری بس اشتباه است. او خوب می داند وقتی آقای هاشمی  رفسنجانی یا  حتی مجموعه ی نیروهای محافظه کار 30 سال گذشته هم تحمل نمی  شوند، امید به حضور اصلاح طلبان محال است. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;او خود فردی اندیشمند و باخبراست و خوب می داند که سالهاست دیگر از  "نظام جمهوری اسلامی ایران"؛ نه نظمی مانده، نه جمهوری مانده است و نه  اسلام، ولی به نیکی این می داند که ایران را باید حفظ کرد برای آیندگان. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;بی پرده بگویم مسایلی که در قالب پیشنهاد یا نظر از سوی سیدمحمد خاتمی  عنوان شد از خواسته های اصلی و اولیه جنبش سبز، حرف آقایان میرحسین موسوی و  مهدی کروبی بود. خواسته هایی که ایشان عنوان کرده اند همان هدفی بود که  فرزندان پاک ایران زمین برایشان رای دادند، خون دادند، بازداشت و شکنجه  شدند و حالا صدها و هزاران شان مدتهاست که پشت میله زندانهای مختلف بسر می  برند و همینطور خواسته میلیون ها ایرانی دیگر نیز بود.  &lt;/p&gt; &lt;p&gt;رهبران جنبش سبز همواره در بیانیه ها و مصاحبه هایشان در طول دوسال  گذشته تا پیش از بازداشتشان، حکومت را به توقف در این مسیر خطرناک، برگزاری  انتخابات آزاد، آزادی زندانیان و بازگشت به مردم، قانون اساسی و آرمان های  انقلاب 1357 توصیه کرده بودند که مورد حمایت اقشار مختلف مردم و تمام نیک  اندیشان نیز بود. آن موقع هم خون جوانان شریف ایران برزمین ریخته شده بود و  هزاران نفر در زندان ها تحت شکنجه بودند اما بهرحال منطق و تعقل حکم  می  کرد که با بیانیه ها و ارایه راهکارهای هشدارآمیز به حکومت از ریختن خون  های بیشتر جلوگیری شود. از خطر جنگ و حمله بیگانگان یا از چند پاره شدن  ایران عزیز جلوگیری شود. از نابودی کشور جلوگیری شود. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;بیاید در یک شبیه سازی حکومت فعلی را عده ای گروگانگیر و آدم ربا  و  ایران را یک مجموعه مسکونی تصور کنیم که در یک روز این گروگانگیرها به آن  حمله کرده اند. آنها مسلح به بمب و مسلسل هستند و بی رحمند. افراد حاضر در  خانه ها بی سلاح و بی دفاع. گروگانگیرها هر روز چند نفر از اعضای مجموعه را  می کشند. بعضا حرکت افراد برای نجات بقیه هم با شلیک گلوله و مرگ مواجه  شده است. گروگانگیران خواسته های معقولی هم ندارند. چاره کار چیست؟ آیا ما  که بیرون یا حالا درون مجموعه مسکونی هستیم می گوییم ؛ گروگانگیران محترم  چون تعداد زیادی را کشتید بقیه را هم بکشید؟ &lt;/p&gt; &lt;p&gt; فعلا هم نیروی پلیسی در کار نیست که به نجات ما بیاید گویا مشغول  رسیدگی به گروگانگیری های مشابه در سایر مجموعه هاست! اگر هم پلیس سر برسد  با توجه به مسلح بودن، حمل و نگهداری بمب توسط گروگانگیران و بی رحمی  خاصشان احتمال درگیری، درصد خطرمرگ همگی و نابودی کامل مجموعه مسکونی و حتی  آسیب دیدن ساختمان های اطراف هم وجود دارد.  &lt;/p&gt; &lt;p&gt;مسلما مدام از کوچکترین فرصت استفاده می کنیم تا آنها را مجاب کنیم  سلاحشان را بر زمین بگذارند و به این گروگانگیری خشن و خونین خاتمه بدهند.  حالا با هشدار، احتیاط ، زبان خوش یا هر روش دیگری. اگر آنها را مجاب کردیم  به خلع سلاح و از نظر قوا برابر یا برتر شدیم، آن وقت درباره خون ها و  جنایاتی که کردند ازشان بازخواست می کنیم. اما این نمی شود که دست روی دست  گذاشت و نابودی مجموعه مسکونی و قتل دیگر ساکنانش را به نظاره نشست. هشدار و  مذاکره  یکی از دم دست ترین روش های موجود برای نجات اعضای این مجموعه  مسکونی است. حکایت خاتمی هم حکایت یکی از کسانی است که به گروگانگیران  هشدار می دهد و در صدد است برای نجات جان سایرین تلاش کند. این بی احترامی به خون به کشته شدگان نیست. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;کسانی در دو روز گذشته محمد خاتمی را متهم به سازش و انواع اتهامات دیگر  کرده و می کنند و از گفته های ایشان تنها آن بخش را برجسته کرده اند که  گفته"اگر ظلمی شده  که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و  اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت  هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده  بهتر رو خواهیم آورد."  &lt;/p&gt; &lt;p&gt;و برهمین مبنا کل مجموعه اظهارات او را زیر سئوال برده اند ، به "بار  معنایی پیام و واژگان" او دقت نکرده و براحتی از راهکارهایش برای برون رفت  از شرایط حاضر و نگرانی او برای از دست دادن خاک ایران چشم پوشیده اند. و  در نهایت هم خود آنها هیچ راهکاری ارایه نمی دهند که اگر با نظرات خاتمی  مخالفیم، چه باید کرد تا از شر این حکومت جائر خلاص شویم؟ اگر از راه اصلاح  امور، مذاکره، سنجیدن شرایط و امتیازگیری های به موقع از آنها نمی توان به  نتیجه رسید راه نجات ملت و ایران در چیست؟ تداوم سیاست سکوت و نشستن در  خانه؟ مبارزه مسلحانه؟ حمایت از جنگ و حمله خارجی؟! &lt;/p&gt; &lt;p&gt;نزدیک دو سال از کودتای انتخاباتی گذشته و در این راه جان های جوان و  خون های سرخ و پاک ایرانی تقدیم راه سبز مقاومت و آزادی شده است. دوسال است  تمام متفکران و فعالان سیاسی و صنفی هر روز بازداشت و زندانی شده اند. سه  ماه از بازداشت رهبران جنبش سبز میرحسین موسوی و مهدی کروبی بهمراه  همسرانشان گذشته و این عزیزانی که از روی دلسوزی و نگرانی به آقای خاتمی به  خاطر راهکارهایش هجوم آورده اند هیچ راهکاری برای برون رفت از شرایط موجود  ارایه نکرده اند. گویی تنها نشسته اند و می گویند؛ نه این راه خوب نیست!  نه آن راه خیانت است! آن یکی دیگر را هم که اصلا حرفش را نزنید! &lt;/p&gt; &lt;p&gt;نمی شود همه بار را به دوش مردم و عده ای خاص گذاشت. برای نجات ایران،  برای نجات ملت ایران، تمام دوستداران کشور مجبور به رعایت انصاف و در نظر  گرفتن همه شرایط موجود و میزان قوای موجود هستند. باید از احساساتی شدن  پرهیز و از همه نیروهای موجود استفاده کرد. باید همواره به این فکر کرد که  هدف جان های جوانمان که از دست دادیم چه بود؟ آیا غیر از داشتن ایرانی آزاد  و آباد؟ و البته همواره باید به فکر نجات مردم و کشور هم بود. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گمان نگارنده دقیقا برخلاف حکومت سیدعلی خامنه ای که هر روز "دایره  خودی هایش" را کوچک و کوچکتر می کند و نفاق را گسترش می دهد، دوستداران وطن  باید آغوش باز کنند، با تفاهم و همفکری اعضا و حامیانشان را گسترش دهند.  باید از راهکارهای خوب و معقول استقبال کرد و در صورت مخالفت با پیشنهاد یا  نظری راهکاری بهتر ارایه کرد. تنها راه نجات میهن در این "تحرک" و  "همراهی" است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;لینک این نوشتار در روزآنلاین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/may/18/article/-805d859eac.html"&gt;خاتمی هم خوب می داند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4251372926448245158?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4251372926448245158/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4251372926448245158&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4251372926448245158'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4251372926448245158'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/05/blog-post_19.html' title='خاتمی هم خوب می داند'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-tCFMbuTtyP8/TdV0M_Yj_tI/AAAAAAAAAwA/oF7D44L9ScQ/s72-c/73908_1682196261417_1432916741_31716392_5408991_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-340728748294769321</id><published>2011-05-05T00:15:00.002-04:00</published><updated>2011-05-05T00:30:10.014-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات'/><title type='text'>پرده آخر نمایش نظام</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/-dIwSio2aDmY/TcInncpk-PI/AAAAAAAAAv4/nt6RBQ-cR_Y/s1600/1_6651_776.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 147px; height: 200px;" src="http://2.bp.blogspot.com/-dIwSio2aDmY/TcInncpk-PI/AAAAAAAAAv4/nt6RBQ-cR_Y/s200/1_6651_776.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5603084445061282034" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div class="content"&gt;&lt;p&gt;پرسشی که امروز در میان مخالفان و حتی میان  موافقان حکومت مستقر در کشور بیش از همیشه تکرار می شود این است که دعوای  اخیر بین محمود احمدی نژاد و سیدعلی خامنه ای به کجا می انجامد؟ چرا چنین  شد؟ و اساسا چه خواهد شد؟ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;با جمع بندی مجموعه گفتارها و رفتارهای چهره های حکومتی در دوهفته اخیر و  جبهه گیری آنها در مقابل محمود احمدی نژاد به واسطه اختلاف اخیرش با خامنه  ای و تاکید همگی بر جملاتی از این دست که "ولایت فقیه اعتبار قانون اساسی  است"، "ولایت فقیه به قانون اساسی و مسئولان نظام مشروعیت می بخشد" و  "سرپیچی از دستور ولی فقیه خلاف شرع و قانون اساسی است" می توان به این  نتیجه رسید که همه اتفاقات اخیر برای فراقانونی جلوه دادن خامنه ای و نشانه  هایی از تند کردن گام های او و حامیانش بسوی "حکومت مطلقه فردی" است.  درحقیقت این گزینه می تواند محتمل ترین پاسخ برای پرسش اول باشد که؛ دعوای  فعلی رهبری با احمدی نژاد به حکومت مطلقه فردی خامنه ای ختم خواهد شد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;نکته ای که میرحسین موسوی از رهبران جنبش سبز که هم اکنون در بند حکومت  است در 30 خردادماه سال 88 طی پنجمین بیانیه خود و درحالی که خامنه ای  برسلامت انتخابات و حمایتش از احمدی نژاد تاکید می کرد به درستی به آن  اشاره کرده بود. مهندس موسوی در آن بیانه خطاب به ملت ایران نوشت: "اینجانب  چون به صحنه می نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک  دولت ناخواسته به ملت، بلکه تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می  بینم." &lt;/p&gt; &lt;p&gt;درحقیقت میرحسین موسوی برداشت درستی داشت و به نظر می رسد که ماجرای  حمایت رهبری از دولت محمود احمدی نژاد، کودتای انتخاباتی 88، دستگیری  گسترده فعالان سیاسی و مدنی، حذف احزاب منتقد تاثیر گذار و دارای پایگاه  های مردمی، حذف مرحله ای هاشمی رفسنجانی، سفر10 روزه و همچنین سفرهای پی در  پی خامنه ای به قم و هم اکنون خیز او برای مقابله با دولت برکشیده اش،  همگی پرده های یک نمایش است. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;در پاسخ به پرسش دوم و پرسش هایی از این دست که چرا چنین شد، تنها گزینه  دم دست می تواند این باشد که پیش از این زمانش فرانرسیده بود و به نظر می  رسد خامنه ای و نزدیکانش زمان فعلی را بهترین زمان برای رسیدن به حکومت  مطلقه فردی و مناسب تر از هر زمان دیگری دیده اند. وگرنه چه دلیلی دارد  رهبری که پیش از این در قبال عزل و برکناری وزرا از مصلحت نظام چشم پوشی می  کرد یکباره مصلحت نظام را در مخاطره ببنید و در کار قانون(اصول 135 و 136)  که عزل یا قبول استعفای وزرا را برعهده ریاست جمهوری گذاشته است دخالت  کند؟ توضیح لازم نیست که به اعتقاد نگارنده هم محمود احمدی نژاد ریاستش بر  دولت دهم را مدیون کودتای انتخاباتی است اما چرا پس از این همه خون هایی که  حکومت مستقر از مردم شریف ایران به ناحق برای اثبات قانونی بودن ریاست  جمهوری او بر زمین ریخت، امروز در کارش دخالت و عزل یک وزیرتوسط او را  غیرقانونی و خلاف مصلحت جلوه می کنند ؟ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;در این باره برخی مدام این جمله را تکرار می کنند که عرف و رسم سیاسی در  دو دهه اخیر این گونه بوده است که وزرای اطلاعات، کشور، امور خارجه و دفاع  و حتی فرهنگ و ارشاد اسلامی با مشورت و صلاحدید رهبری (خامنه ای) انتخاب  شوند و به همین دلیل خامنه ای حق دخالت در عزل و برکناری وزیر اطلاعات را  داشته است. اما همین دسته از تحلیل گران به این نکته توجه نمی کنند که اگر  چنین بود چرا در زمان برکناری مصطفی پورمحمدی (وزیر کشور)، غلامحسین محسنی  اژه ای (وزیر اطلاعات)، محمدحسین صفارهرندی (وزیرارشاد اسلامی) و یا منوچهر  متکی (وزیر امورخارجه) که اتفاقا هر چهار نفر از نزدیکان و معتمدین خامنه  ای بوده اند او واکنشی از خود نشان نداد؟ آیا آن زمان مصلحت نظام در خطر  نبود؟ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;آیا نباید سکوت این چند سال اخیر خامنه ای و نزدیکانش در قبال قانون  شکنی های مدام و مداوم احمدی نژاد و تیم همراهش در شهرداری تهران و دولت  های نهم و دهم که آمار ریز و درشتش هر روز از سوی مجلس، دیوان محاسبات کل  کشور، دیوان عدالت اداری، قوه قضاییه، سازمان بازرسی کل کشور و... منتشر می  شود را به حساب این گذاشت که تنها قصد رهبرجمهوری اسلامی "عادی شدن نقض و  تخلف از قانون"  و "قانون شکنی" بود؟ و البته رسیدن به این نکته که "قانون  اساسی جاری و ساری در کشور پاسخگوی مصلحت نظام نیست". &lt;/p&gt; &lt;p&gt;و شاید رسیدن به این حرف که امروز در میان طیفی از حامیان تندروی خامنه  ای رد و بدل می شود که " در طول بیشتر از 20 سال رهبری مقام معظم رهبری  ایشان به همه طیفی اعتماد کرد اما نشد، یکی می خواست ریاست جمهوری خودش را  مادام العمر کند، دیگری می خواست حاکمیت دوگانه ایجاد کند و فتنه گران اگر  می آمدند می خواستند رهبری را تغییر دهند و این آخری که خودمان به او رای  دادیم و اعتماد داشتیم هم راه آن قبلی ها را رفت".  &lt;/p&gt; &lt;p&gt;پس درحقیقت پیش از این زمان مناسب برای ارایه چنین برداشت هایی فرا  نرسیده بود. بی دلیل نیست که یداله جوانی رییس اداره سیاسی سپاه پاسداران  در هفته جاری طی سرمقاله اش در هفته نامه صبح صادق نوشت: "حاکمیت در جمهوری  اسلامی یگانه و مطلق است" و سپس در ادامه " مطلق بودن"، "غیرقابل تقسیم  بودن"، "جامع بودن" و البته "دائمی بودن" را از ویژگی های این حاکمیت  برشمرد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;اگر کودتای انتخاباتی را پایان جمهوریت حکومت مستقر قلمداد کنیم، حذف  عمدی واژه عزیز و بزرگ "ایران" توسط رییس اداره سیاسی سپاه در تعریفش از  نوع حاکمیت و حکومت مستقر ما را با یک تعریف روشن تر از حکومت مد نظر خامنه  ای و فرماندهان تحت امرش در نهاد های نظامی همچون سپاه روبرو می کند:  "حکومتی اسلامی" که باید "یگانه و مطلق" باشد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما در پاسخ به پرسش سوم و اینکه اساسا چه خواهد شد، پاسخ روشن و کوتاه  خواهد بود؛ نمایش به پرده آخر خود می رسد و نتیجه روشنش چیزی به جز فروپاشی  و سقوط حکومت مستقر نخواهد بود که در طول تاریخ این به مدام تکرار و تجربه  شده است.  &lt;/p&gt; &lt;p&gt;نام آخرین پرده از نمایش حکومت فعلی "حکومت مطلقه فردی" همراه با ادامه  روش های ظالمانه، قرائت جدیدی از "اسلام" و تعریف "خدا گونه گی رهبری"  خواهد بود. درست شبیه همان چیزی که میرحسین موسوی نامش را "فرعونیت" گذاشت  که "در این راه از دین به صورت ابزار استفاده می شود، همان طور که از زندان  ها و سرکوبها و بستن روزنامه ها و تعطیلی بخش عمده ای از قانون اساسی و بی  احترامی به حقوق و کرامت ذاتی انسانها بهره برداری می شود... و ما می  دانیم که انتخاب این رویکرد جز متلاشی شدن نظام انتهایی نخواهد داشت."&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-340728748294769321?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/340728748294769321/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=340728748294769321&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/340728748294769321'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/340728748294769321'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/05/blog-post.html' title='پرده آخر نمایش نظام'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-dIwSio2aDmY/TcInncpk-PI/AAAAAAAAAv4/nt6RBQ-cR_Y/s72-c/1_6651_776.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-6508565704687555521</id><published>2011-03-07T08:37:00.002-05:00</published><updated>2011-03-07T08:44:51.765-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات'/><title type='text'>چه کسی خائن به ملت است؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;از قدیم ضرب المثلی در میان عامه مردم رواج داشته و دارد با این مضمون  که "هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک"، حالا حکایت "نمک  گندیده" حکایت همین مجلس به اصطلاح اصولگرای هشتم است که به واقع بویی از  اصول نبرده و درحالی که خود در مقام قانون گذاری است اما ذره ای هم به  قانون خود نوشته و خود مصوب کرده اش پایبند نیست. مجلسی که باید داد ملت  بستاند خود به بلندگوی دروغ گویان، بیدادگران و بازجویان بدل شده است. &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;ماجرا ساده است؛ روز چهارشنبه کمیته منصوب علی لاریجانی که  رسانه های اصولگرایان خود او را از "خواص بی بصیرت" می دانند، گزارشی سراسر  دروغ را در صحن علنی مجلس قرائت کردند که بیشتر از هرچیزی شبیه سناریوها و  داستان پردازی های دوسال گذشته حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان برعلیه  آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همچنین جنبش سبز ایران بود تا گزارشی  که از سوی اعضای مجلس و براساس تحقیقات و بررسی ها تهیه شده باشد. &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;در این گزارش سراسر توهم و کیهانی که محمدابراهیم نکونام  رییس کمیسیون اصل نود "زحمت قرائتش"را در مجلس کشید، حضور مردم در  راهپیمایی 25 بهمن در تهران و شهرستان های مختلف کشور"غائله و آشوب" و "یک  نقشه و طرح کاملا اسراییلی- آمریکایی- انگلیسی و ضد انقلابی" خوانده شد. تا  این جای کار خطای آقایان به این است که صدها هزار نفر از مردم کشور را  عوامل اسراییل، آمریکا و انگلیس خوانده اند؛همان مردمی که ایشان مدعی اند  با رای آنها به مجلس راه یافته اند و اساسا گویا خودشان هم لحظه ای درنگ  نکرده اند که اگر همه این مردم افراد و عوامل اسراییل، آمریکا، انگلیس و ضد  انقلاب باشند پس این آقایان هم به کار و تلاش برای همین کشورها و به قول  خودشان ضد انقلاب مشغولند! &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;اما تهیه کنندگان این گزارش و کسانی که روز چهارشنبه به راوی  گزارش احسنت احسنت می گفتند به همین خطا بسنده نکردند و در ادامه تاکید  کردند که: "دعوت كنندگان و زمينه‌سازان و مشوقان ناامني كشور در آن روز  همچون ميرحسين موسوي و كروبي و ديگران خائن به ملت، ضدانقلاب و مستوجب  تعقيب قضايي و برخورد قاطعانه مي‌باشند." &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;این دومین خطای بزرگ چند بار دیگر نیز در این گزارش قرائت  شده در مجلس تکرار شده است. آنها به ناحق به کسانی تهمت و افترا زده اند که  ذره ای از اصول و پایبندی به قانون اساسی منحرف نشده اند. چنانکه  رهیافتگان به مجلس در ادامه هم به اینکه "اسناد اطلاعاتي حاكي از آن است كه  سرويس‌هاي آمريكا، انگليس و اسراييل براي رسيدن به يك راهپيمايي به اصطلاح  خروشان مردمي با اتاق فكر خارج نشينان جريان فتنه در انگليس و آمريكا به  توافق رسيدند و آنها طي تماس‌هايي با سران فتنه در داخل، آنها را تحريك  نمودند كه براي قضيه مصر و تونس اطلاعيه بدهند، و مردم را دعوت به حضور در  خيابان‌ها به صورت غيرقانوني كنند" احسنت های بلند بلند فرستاندند. &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;مجلسیان همچنین تاکید کردند که: "سران فتنه داخلي عليرغم  اطلاع از اين حمايت‌هاي وسيع خارجي و جريانات ضدانقلاب نه تنها درخواست  راهپيمايي خود را لغو نكردند و از آمريكا و ضد انقلاب اعلام برائت ننمودند  بلكه بر راهپيمايي غيرقانوني اصرار ورزيدند." &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;اما همین نکات که تهیه کنندگان این کیفرخواست آن را محور  قرار داده و رهیافتگان مجلس با قرائت آن  چند بار مورد تاکید قرار قرار  داده اند نکته ای در خور توجه در خود دارد که از اساس تمام گزارش کمیته  مجلس را زیر سئوال می برد. گویی آقایان مجلسیان که عقل خود را به دست عده  ای متوهم تاریک نشین داده و هم دین خود فروخته و هم دنیایشان را حتی لحظه  ای بر این نکته تامل نکردند که با چه ادله ای چنین زمین و زمان و ملت را  متهم می کنند؟! &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;اساسا آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی هیچ بیانیه ای برای  راهپیمایی 25 بهمن صادر نکردند که بخواهند در آن مردم یا به گفته آقایان  "عوامل اسراییل-آمریکا- انگلیس و ضد انقلاب" را دعوت و یا تشویق به  راهپیمایی در این روز کنند، بلکه رهبران جنبش سبز همانگونه که بارها در  بیانیه ها و اظهاراتشان بر قانون مداری و پایبندی خود بر قانون اساسی جاری  در کشور تاکید کرده بودند در 17 بهمن ماه طی نامه ای خطاب به مصطفی  محمدنجار وزیر کشور وقت برای یک راهپیمایی در حمایت از قیام مردم مصر و  تونس &lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/11/17/klm-46546/" target="_blank"&gt;درخواست مجوز کردند&lt;/a&gt;.  بله؛ آقایان موسوی و کروبی از وزارت کشور درخواست مجوز کردند نه یک سطر  بیشتر و نه یک سطر کمتر. آنهم به شکلی کاملا رسمی و با عباراتی بسیار  محترم.  &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;از قدیم گفته اند "دروغگو فراموش کار است" و این ضرب المثل  چقدر برازنده تهیه کنندگان گزارش مجلس و احسنت گویانش است. چرا که آنها در  سطرهای پایانی  همین به اصطلاح گزارش تاکید کرده اند که "اقدام وزارت كشور  در عدم صدور مجوز براي راهپيمايي ضد انقلابي 25 بهمن قابل تقدير بوده و  معتقديم كه تمسك به اصل 27 قانون اساسي براي كساني است كه اعتقاد و التزام  عملي به قانون اساسي دارند، نه ضدانقلاب و جرياناتي كه عليه حقوق عمومي و  امنيت ملي و در راستاي اهداف نظام سلطه گام برمي‌دارند." &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;رهبران جنبش سبز بر اساس یک اصل صریح قانون اساسی که اتفاقا  نیازی هم به مجوز ندارد برای محکم کاری و نشان دادن پایبندی شان به قانون  اساسی کشور تنها درخواست مجوز کرده اند. آیا این کار غیر قانونی است؟ آیا  در این کار نشانه ای از خیانت به ملت و انقلاب مشاهده می شود؟  &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;در اصل 27 قانون اساسی تصریح شده است که:"تشکیل اجتماعات و  راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد  است". حال باید پرسید به واقع چه کسی به کار خیانت و قانون گریزی مشغول  است؟ آقایان موسوی و کروبی که با توجه به صراحت قانون اساسی برای حمایت از  قیام مردم مسلمان مصر و تونس در خواست مجوز برای راهپیمایی کردندیا وزارت  کشور که برخلاف یکی از اصول اساسی قانون ساری و جاری کشور از صدور مجوز  خودداری کرد؟ و یا آقایان رهیافتگان در مجلس که این عمل غیرقانونی وزارت  کشور را تایید می کنند و آفرین می گویند؟ &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;به واقع حرکت کاملا قانونی آقایان میرحسین موسوی و مهدی  کروبی و درخواست مجوز از وزارت کشور برای راهپیمایی در حمایت از مردم  مسلمان مصر و تونس از چند سو دست حاکمان دروغگو و قانون گریز فعلی را رو  کرد. &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;رهبران جنبش سبز که اکنون در بازداشت بسر می برند از یک سو  با این درخواست مجوز به مردم نشان دادند که تمام تبلیغات و هیاهوی مقامات  کشور از ریزو درشت درباره حمایت از مردم مسلمان منطقه دروغی بیش نیست، چرا  که اگر غیراز این بود بی شک وزارت کشور دولت مورد تایید آقای خامنه ای مجوز  این راهپیمایی در حمایت از قیام مردم مسلمان مصر و تونس را صادر می کرد. &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;از دیگر سو اما این دو رهبر هوشمند جنبش سبز یک بار دیگر به  تمام مردم ایران و دنیا نشان دادند که حکومتی که داعیه اسلامی و شرعی بودن  دارد و دولت مورد حمایتش که داعیه قانون گرایی دارد حتی حاضر نیستند اجازه  دهند قانون خود نوشته شان در کشور جاری شود. &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;همان یک درخواست مجوز برای راهپیمایی25 بهمن از سوی رهبران  جنبش سبز با این گزارش اخیر مجلس درباره وقایع 25 بهمن که بر اساس دروغ  پردازی های مشتی متوهم تاریک نشین و بازجو تهیه شد و در صحن مجلس قرائت شد  بار دیگر به همه نشان داد که این نظام نه "جمهوری" است و نه "اسلامی". چرا  که اگر غیر از این بود مجلسی که خود قانون گذار است دستکم باید بر اساس  اصول اسلامی و شرعی حیایی بخرج می داد یا سکوت می کرد و یا اینکه بر اساس  اصول قانون اساسی و جمهوریت نظام حداقل دیگران (دولت) را به رعایت قانون  دعوت می کرد، نه اینکه خود بر اعمال غیرقانونی آنها مهر تایید بکوباند. در  حقیقت این گزارش مجلس نشان داد که نمک این نظام هم گندیده است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس نوشت: همین نوشتار در &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-50b00eca1e.html"&gt;روزآنلاین&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-6508565704687555521?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/6508565704687555521/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=6508565704687555521&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6508565704687555521'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6508565704687555521'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/03/blog-post_07.html' title='چه کسی خائن به ملت است؟'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2195624148605632729</id><published>2011-03-03T03:42:00.005-05:00</published><updated>2011-03-03T03:55:53.218-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>کودتا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/-pJ8JVLVTvNE/TW9Vyzck1LI/AAAAAAAAAvs/yPmalA5xgZ8/s1600/mohandes.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-pJ8JVLVTvNE/TW9Vyzck1LI/AAAAAAAAAvs/yPmalA5xgZ8/s320/mohandes.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5579772794627216562" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ژنرال ها علیه ژنرال ها&lt;br /&gt;کودتا می کنند&lt;br /&gt;سرتیپ ها و سرلشکر ها علیه خودشان&lt;br /&gt;شما&lt;br /&gt;علیه یک سرباز کودتا کرده اید&lt;br /&gt;که هیچ ستاره یی روی شانه اش یا&lt;br /&gt;توی آسمان نداشته&lt;br /&gt;و ندارد&lt;br /&gt;او مسلح نبود. نیست&lt;br /&gt;و جز&lt;br /&gt;یک دست لباس و یک جفت کفش&lt;br /&gt;تنها&lt;br /&gt;یک دل داشت&lt;br /&gt;که شما ازش گرفته&lt;br /&gt;و سرش کلاه گذاشته اید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*شهرام رفیع زاده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس نوشت: این شعر شهرام عاشقانه است و خیلی پیشتر ها منتشرش کرده اما به عنوان یکی از مخاطبان آثارش دوست داشتم این شعرش را با تصویر مهندس موسوی این جا بگذارم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2195624148605632729?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2195624148605632729/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2195624148605632729&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2195624148605632729'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2195624148605632729'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='کودتا'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-pJ8JVLVTvNE/TW9Vyzck1LI/AAAAAAAAAvs/yPmalA5xgZ8/s72-c/mohandes.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-5826358498747060197</id><published>2011-02-24T00:29:00.007-05:00</published><updated>2011-02-24T13:07:08.324-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>نامه نگاری و استفاده از پست سبز در جهت اهداف جنبش سبز ایران</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/-WwX3g9Q6rEI/TWYS6bvD-nI/AAAAAAAAAvE/SLGXx4CXHxE/s1600/green%2Bpost.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 318px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-WwX3g9Q6rEI/TWYS6bvD-nI/AAAAAAAAAvE/SLGXx4CXHxE/s320/green%2Bpost.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5577165983631800946" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;خواندن این نوشته چند دقیقه وقت می گیرد؛&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;یکم&lt;/span&gt;- پیش از راهپیمایی 25 بهمن ماه نیروهای امنیتی حکومت مستقر ابتدا منازل مسکونی رهبران جنبش سبز ؛ مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی را محاصره کرده و سپس از روز 26 بهمن کلیه ارتباطات این دو تن را با بیرون قطع کرده اند. به عبارت صریح تر رهبران جنبش سبز در حال حاضر در منازل خود زندانی حکومت امنیتی- نظامی آقای خامنه ای هستند. من می دانم، شما می دانید و آنها که دسترسی به اینترنت دارند، اما هنوز خیلی ها در ایران در شهرهای مختلف خبرندارند که رهبران جنبش سبز در خانه هایشان زندانی اند پس باید امکانات بیشتری برای اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم یعنی همه مردم نه تنها شهرنشینان و کسانی که دسترسی به اینترنت دارند را فراهم کرد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دوم&lt;/span&gt;- فعالان رسانه ای جنبش سبز در حال حاضر با توجه به توقیف مطبوعات در کشور و فیلترینگ و مسدود سازی وبسایت های مختلف خود مواجه هستند و به همین دلیل اطلاعات و اخبار در برخی مواقع با محدودیت در فراگیری مخاطبان و در بسیاری مواقع هم با تاخیر مواجه می شود. برای راهپیمایی 25 بهمن از آنجا که رهبران جنبش سبز از یک هفته پیش اش( 17 بهمن ماه) با درخواست مجوز از وزارت کشور به نوعی اطلاع رسانی کرده بودند ما شاهد حضور میلیونی مردم در تهران و بسیاری از شهرهای کشور بودیم. در ادامه اما با توجه به فضای امنیتی به وجود آمده پس از 25 بهمن و شهادت چند تن از همراهان و یاوران جنبش سبز خبرها و تمرکز فعالان رسانه ای جنبش سبز تا چند روز درگیر این مسایل شد. به همین دلیل زمان مناسب برای اطلاع رسانی راهپیمایی و بزرگداشت هفتم شهدای 25 بهمن در روز 1 اسفند فراهم نشد، هرچند که در این روز نیز مردمی که  خبرهای جنبش سبز را دنبال می کردند با وجود خطرات فراوان سنگ تمام گذاشتند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سوم&lt;/span&gt;-جنبش سبز نیاز دارد تا از تمام امکانات موجود برای اطلاع رسانی اخبار جنبش بویژه درباره حصر آقایان موسوی و کروبی ، مناسبت های پیش رو و اخبار راهپیمایی های مقرر استفاده کند. استفاده از اینترنت و سایت های اینترنتی یکی از راه های سریع و خوب است و کاربرد زیادی دارد اما همه گیر نیست. تلفن و اس ام اس (همان پیامک) به دلیل این که قابل ردیابی است درحالی که می تواند یکی از راه های موثر و سریع اطلاع رسانی باشد اما ریسک و خطراتی هم ممکن است در پی داشته باشد. انتقال سینه به سینه و پخش دستی اخبار و برنامه های جنبش با کپی و پخش روزنامه های کلمه و قلم سبز و ... هم موثر اما محدود است. ما همچنان به اطلاع رسانی و آگاه سازی قشر وسیع تری از مردم نیاز داریم و باید آنها را از اخبار ظلم، ستم های اقتدارگرایان و وضعیت کشور، اخبار جنبش، مناسبت ها و راهپیمایی ها آگاه کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;استفاده از تاکتیک های قدیمی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پیشنهاد من اما برای فعالان وهمراهان جنبش سبز استفاده از نامه نویسی و درحقیقت استفاده از امکانات پست است. مدتی است درباره این موضوع پرس و جو  کرده ام. اداره پست نامه های معمولی را تا 10 روز و سفارشی را در کمتر از یک هفته (معمولن 3 تا 5 روز) به مقصد می رساند. از خوبی ها و امتیازات بزرگ نامه نگاری و استفاده پست برای اطلاع رسانی در جنبش می توان به ناشناس بودن فرستنده اشاره کرد. به این ترتیب که می توانیم نامه را به آدرس گیرنده های مختلف ارسال کنیم و نشانی خودمان به عنوان فرستنده را اشتباه بنویسم. از صندوق هایی غیر از محل سکونت و کارمان نامه ها را ارسال کنیم. به این ترتیب فرستنده نامه به هیچ وجه قابل شناسایی نیست. از دیگر امتیازات استفاده از پست و نامه نگاری برای اطلاع رسانی در جنبش سبز کم هزینه بودن آن است، خرید پاکت های سفارشی و یا معمولی و هفتگی مقداری تمبر هزینه زیادی برای همراهان جنبش در بر نخواهد داشت.&lt;br /&gt;استفاده از تاکتیک های قدیمی همچون نامه نگاری دستگاه نظامی و امنیتی را غافلگیر می کند. درحقیقت مقابله با چنین روشی برایشان بسختی و با هزینه های گزاف هم مقدور نیست.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;استفاده از محتوا و منابع آماده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فعالان جنبش سبز می توانند از منابع و اخبار آماده سایت های مرتبط با جنبش سبز استفاده کنند. در این باره  تکثیر صفحات پی دی اف و نسخه های آماده چاپ روزنامه های &lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/12/03/klm-48419/"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;کلمه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://www.ghalam-e-sabz.com/"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;قلم سبز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و.. همچنین خبرهای مهم و قابل چاپ سایت های جنبش سبز بسیار می تواند مورد توجه و موثر باشد. کپی گرفتن با چاپگرهای خانگی (پرینترهای شخصی و در صفحات آ 4) از خبرها می تواند برای کم هزینه و کم خطرکردن این روش با آسودگی خاطر بیشتری مورد استفاده قرار بگیرد. در صورت نزدیکی و مورد اعتماد بودن مکانی که به کار کپی و چاپ مشغول است می شود از این امکان نیز استفاده کرد اما با این حال استفاده از پرینتر خانگی خود و یا دوستان مورد اعتماد را بیشتر توصیه می کنم. در همین باره درصورت عدم دسترسی به امکانات گفته شده همراه جنبش سبز با کمی زحمت و دست نویس کردن اخبار و اطلاعیه های مربوط به جنبش هم می تواند در آگاه سازی مردم آنهم بصورت مرتب و فهرست وار کمک کند. این مطالب و محتویات چاپی و یا دست نویس می تواند با پیام محبت، دوستی و صلح جنبش سبز  که همواره یکی خواسته ها و تاکیدات جنبش سبز و رهبرانش بوده است همراه باشد. استفاده از جملاتی نظیر"هرکس این نامه را دریافت می کند  آن را برای 20 نفر دیگر هم ارسال کند با الحاق یک آرزوی خوب" خود به خود به گسترش جنبش سبز و استفاده از" &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پست سبز&lt;/span&gt;" توسط شهروندان کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سرشاخه های ارتباطی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فعالان جنبش سبز در شهرها و تمام نقاط کشور می توانند در هر نامه و پاکت نامه 20 آدرس پستی را هم ضمیمه کنند و در 20 پاکت به آدرس های مختلف بفرستند. از این تعداد می توانند دست کم چند نامه را به شهرها و یا روستاهای مختلف جدای شهر، روستا یا منطقه ای که خود زندگی می کنند (که حالا یا در خاطر دارند و یا به هرطریقی به دست آورده اند) بفرستند. این موضوع اگر بر فرض مثال از تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، رشت، ساری ، سنندج و ... شروع شود در مدت زمان کوتاهی شاید با گذشت یک ماه همه گیر خواهد شد. در این جا نقش سرشاخه و همراهانی که دسترسی به آدرس های پستی بیشتری دارند پررنگ تر باشد و بار بیشتری بر دوششان باشد. این دسته از همراهان سبز می توانند آدرس های بیشتری را در پاکت نامه های بیشتری پست کنند. نکته قابل توجه این است که همراهان جنبش سبز باید به زمان بندی پست( معمولی تا 10 روز و سفارشی کمتر از 1 هفته توجه داشته باشند) و به این ترتیب اخبار و اطلاعات مناسبت ها، حرکت های اعتراضی و راهپیمایی را به اطلاع سایر هموطنان برسانند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;استفاده از دو سو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مقابله با روش "پست سبز" برای دستگاه های امنیتی- نظامی حاکمیت اقتدارگرا دشوار خواهد بود. اولن که با توجه به نکات ذکر شده  قابلیت پیگیری ندارد. دوم این که قابلیت کنترل محتوای همه نامه های مردم با صرف هزینه های گزاف را هم نخواهتد داشت. بر فرض این که آنها هم دست به چنین اقدامی بزنند و از روش موازی سازی که همواره به آن پناه برده و به انتشار اخبار دروغ  و جنگ روانی روی بیاورند که همواره روش و منش شان بوده است، باز هم مردم هر روز نامه هایی دریافت خواهند کرد که خطاب به آنها نوشته؛ شرایط کشور خوب است، سران فتنه دستگیر شدند، جنبش سبز شکست خورد، شب چهارشنبه سوری راهپیمایی نیست و چه و چه... که بازهم همان حس ناخودآگاه و معمول مردم ما را بیدار خواهد کرد که اگر خبری نیست پس چرا هر روز به ما نامه می نویسید؟&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سخنی با همراهان جنبش سبز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هموطنان عزیز، دوست داران سربلندی و آزادی ایران، همراهان جنبش سبز! این متن و پیشنهاد استفاده از نامه نگاری و "پست سبز"باز است، پیشنهادات و انتقادات شما به حتم می تواند آن را در صورت مفید بودن به طرحی مقاوم و گسترده تبدیل کند. در نظر گرفتن و بحث بر روی نقاط ضعف یا قوت آن می تواند کمک باشد به جنبش سبز که هدفی جز آزادی، سربلندی و پیروزی ایران عزیز ندارد.&lt;br /&gt;"پست سبز" حرکت و کمکی است کم هزینه برای آگاهی بیشتر مردم که به گفته میرحسین  موسوی "چشم اسفندیار خودکامگان است". مشارکت کنید که رسانه به واقع شمایید.با موافقت و مشارکت شما بی شک هر روز حضور سبز بیشماران دیگری را درکنار خود خواهیم دید و با همراهی هم گام های استوار تری در مسیر دشوار اما سبز آزادی و مردم سالاری خواهیم برداشت.&lt;br /&gt;با سپاس و مهر&lt;br /&gt;بهرام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-5826358498747060197?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/5826358498747060197/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=5826358498747060197&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5826358498747060197'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5826358498747060197'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/02/blog-post_24.html' title='نامه نگاری و استفاده از پست سبز در جهت اهداف جنبش سبز ایران'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-WwX3g9Q6rEI/TWYS6bvD-nI/AAAAAAAAAvE/SLGXx4CXHxE/s72-c/green%2Bpost.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-6651513079723150601</id><published>2011-02-18T13:18:00.010-05:00</published><updated>2011-02-18T17:05:32.487-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>مردم الوعده وفا! دنیا به معرفت و مرام ایرانی نگاه می کند</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/-vKWPxgXC1Ms/TV7UYC0gswI/AAAAAAAAAuc/oJ-xaBqlA4c/s1600/mosavi.2.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 214px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-vKWPxgXC1Ms/TV7UYC0gswI/AAAAAAAAAuc/oJ-xaBqlA4c/s320/mosavi.2.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5575126898270319362" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;از روز قبل از 25 بهمن خانه ی مهندس موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز مردم ایران را نیروهای امنیتی محاصره کرده و رسمن این دو بزرگوار از 26 بهمن در حصر کامل هستند و تمامی ارتباطات ایشان را قطع کرده اند.&lt;br /&gt;گرگ های آغای خامنه ای گمان می کنند با حصر ایشان اعتراضات مردمی ختم می شود و دیگر دیکتاتور می تواند بعد از 20 ماه ساعتی را بدون ترس و لرز از شجاعت،هوش و زکاوت این دو عزیز و مردم سبز ایران بگذارند. اما شک ندارم که کور خوانده اند و این بار هم راه به بیراهه برده اند. به قولی فقط عرض خود می برند و زحمت ما می دارد. زحمتی که همگی ما با جان و دل می خریمش البته.&lt;br /&gt;مهندس موسوی و مهدی کروبی با ایستادگی ها و هزینه هایی که پرداختند در این 20 ماه برای ایران و ایرانی سنگ تمام گذاشتند، این را تاریخ به یاد خواهد داشت. این در قلب و خاطر میلیون ها ایرانی حک شده و هیچ کسی نمی تواند منکرش بشود.&lt;br /&gt;خیلی ها پیش از انتخابات 88 که به کودتا منجر شد می گفتند تحریم کنیم، این هم یک بازی دیگر است، خیلی ها گفتند موسوی و کروبی آدم حکومت هستند مگر می شود با این ها همراه شد؟!بعد از کودتای انتخاباتی هم که این دو عزیز ایستادند گفتند تا یک جایی می آیند رودربایستی کرده اند با مردم چند ماه دیگر کوتاه می آیند.&lt;br /&gt;اما میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر روی عهدی که با ما بسته بودند ایستادند. همه جور هزینه دادند. گرگ های خامنه ای از ترور و شهادت خواهرزاده مهندس موسوی  تا بازداشت نزدیکان و بستگان هردوی این بزرگواران کوتاهی نکردند.عکس های مهدی کروبی را که دیده اید چطور وحشیانه به او حمله کرده و بدنش را سیاه و کبود کرده بودند، بازداشت های گاه و بیگاه فرزندان شیخ و بی حرمتی به آن ها در خاطر همه ما هست. همین حالا که ما این سطرها را باهم می خوانیم تعدادی از بستگان مهندس موسوی و دکتر رهنورد معلوم نیست در کدام سلول تاریک دارند شکنجه می شوند.فشارهای امنیتی مثل بازداشت حاج احمد یزدانفر محافظ مهندس موسوی، تهدیدها و محاصره های مناسبتی و گاه و بیگاه منزل مهدی کروبی همه و همه یادمان هست. با این حال ولی هیچ کدام اینها کوچکترین تردیدی در دل رهبران جنبش سبز ایران بوجود نیاورد. ذره ای کوتاه نیامدند.&lt;br /&gt;واقعن مهدی کروبی زیبا گفت؛ "ما بیدی نیستم که با این بادها بلرزم"، چقدر قشنگ گفت مهندس موسوی که؛"در این راه مرگ هست ولی بازگشت نه". واقعن هر دوی رهبران جنبش سبز سنگ تمام گذاشته اند و همانطور که قول داده بودند همراه مردم ایستادند. پای آرمان ها و خواسته های ما. تای پای جان با ما بوده اند و هستند و خواهند بود.&lt;br /&gt;آنها بر سرعهدی که با ما بسته بودند استوار ایستادند در این 20 ماه، تاریخ و دنیا شاهدش است. بله ما هم هزینه داده ایم، برادر، خواهر دوستمان را تقدیم آزادی ایران کرده ایم، امیرها، سهراب ها، نداها داده ایم. عزیزانمان ماه هاست در زندان زیرشکنجه هستند. بله درد مشترک داریم با رهبران سبز. با این حال اما امروز نوبت ماست که نشان بدهیم همچنان بر سر عهد و پیمان خودمان با رهبران جنبش سبز هستیم. فرقی نمی کند که چه فکر و مسلکی داریم،از امروز باید همگی نشان بدهیم که سرباز "ارتش سبز عاشقان ایران" هستیم. زن و مرد، پیر و جوان ، هموطنان داخل و خارج هم فرقی نمی کند.&lt;br /&gt;دیکتاتور و گرگهاش ترسیده اند. پایه های حکومت 300 نفره شان لرزیده. درمیان خودشان ولوله افتاده، بدنه نیروهای سپاه و بسیج و ارتش فرمانشان نمی برند. اینها را در طول سال در &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/author/name/bahram_rafiei.html"&gt;مطالب روزانه ام&lt;/a&gt; برایتان گزارش کرده ام. حباب حکومت آغا یک سوزن می خواهد فقط. بزودی می ترکد. "حکومت مستقر" یا همان "رژیم" اسمش بزرگ است، اما هیچ نیست. به قول مهندس موسوی دیگر؛"دامنه جنبش سبز به خانواده های دست اندرکاران حکومت رسیده."به یاد بیاورید "نیکلای چائوشسکو" دیکتاتور رومانی را که با آن همه دبدبه کبکبه دوروز پس از خروش همگانی مردمش به دست سربازان ارتش حکومت خودش تیرباران شد. بله هیچ کسی در هیچ جا از دیکتاتوری دل خوشی ندارد و لحظه ی آزادی را انتظار می کشد. در ارتش و سپاه و بسیج هم همین است ، در نیروی انتظامی هم همین بساط. از همین ها حتا آنهایی که در سرکوب مردم شرکت کرده اند امروز دچار ناراحتی های روحی -روانی شده اند.همه آن لحظه آن "نقطه هدف" را منتظرند. رسیدن به آن دور نیست.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نکته ای&lt;/span&gt; اضافه کنم دستگاه های امنیتی و گرگ های خامنه ای حالا آقایان موسوی و کروبی را حصر کرده اند. اگر حصر این دو بزرگوار به سکوت و باز ایستادن (حتا مقطعی) جنبش سبز منجر شود، گرگها درهمان مسیر به پیش می روند و عواقبش دامن همه ما و ایران عزیزمان را خواهد گرفت، آن وقت باید حسرت بخوریم. ما می توانیم و باید که چه در ایران وچه سراسر دنیا نشان بدهیم بر سر عهدی که با رهبران سبز بسته ایم همانطور که آنها ایستادند، تا آخر می ایستیم. باید نشان بدهیم حصر این دو بزرگوار از اعتراضات و خواسته های ما کم نکرده و نمی کند. باید معرفت و مرام ایرانی خودمان را نشان بدهیم. همان طور که مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی این دو فرزند برومند ایران نشان دادند. یکم اسفند؛ هفتم شهدای سبز 25 بهمن شروع بجای آوردن این عهد است و روزهای پس آن ادامه این عهد.  &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مردم الوعده وفا!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-6651513079723150601?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/6651513079723150601/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=6651513079723150601&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6651513079723150601'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6651513079723150601'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/02/blog-post_18.html' title='مردم الوعده وفا! دنیا به معرفت و مرام ایرانی نگاه می کند'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-vKWPxgXC1Ms/TV7UYC0gswI/AAAAAAAAAuc/oJ-xaBqlA4c/s72-c/mosavi.2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-9061108151414030831</id><published>2011-02-12T00:10:00.008-05:00</published><updated>2011-02-12T00:29:28.659-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>هرکی خورشیدو می خواد پاشه دنبالم بیاد!</title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;p face="'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif" size="11px" style="text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود …&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/-n0Grz6gGxnE/TVYYWIFDaXI/AAAAAAAAAt8/bhF2AwGSMck/s1600/mohandes.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 300px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/-n0Grz6gGxnE/TVYYWIFDaXI/AAAAAAAAAt8/bhF2AwGSMck/s400/mohandes.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5572668357322434930" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p face="'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif" size="11px" style="text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;روزگاری توی دشتستون دور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پای کوه سر بلند پر غرور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;که سرش ابرا رو قلقلک میداد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;تا که از چشمای ابرای سفید&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;اشک خوشحالی بیاد …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ده پر برکت آبادی بود، ده آزادی بود.&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;یکی از روزای آغاز بهار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;که زمین از پی خوابی سنگین&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;داشت میشد بیدار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;از تن کوه بلند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چشمه ها میجوشید&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;و زمینهای آبادی دور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرم بود از خورشید …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;یکی از روزا که گلها از خاک&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سر در آورده و میخندیدند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;شاپرکهای قشنگ&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;با صدای وزش باد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;نرم میرقصیدند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;زیر گنبد کبود آسمون&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;بلبلا، کبوترا، چلچله ها&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;بال وا کرده و میچرخیدند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;دخترکها، زنها&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی صحرا با هم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;دور از غصه و غم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سبزه ی صحرائی میچیدند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پسرکها در کوه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گوسفندان را میپائیدند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;مردها بیل به کف&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گشته بودند روون از پی کار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;برای محصول ِ فردای بهار، تخمْ میپاشیدند …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ناگهان ابرای پربرف و سیاه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;از پس کوه بلند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سر درآورده و بالا اومدن&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ای خدا! حالا که رفته زمستونو شده فصل بهار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پس چرا ابرای پر برف ِتو حالا اومدن؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;باد اومد، ابر اومد، بارون اومد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;برف بی پایون اومد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;باد اومد گلها رو برد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرگ اومد گاوا و گوسفندا رو خورد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;تن صحرای بزرگ&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;زیر بالاپوش برف&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سرد شد، یخ زد و مرد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;خونه ها تاریک و دلگیر شدن&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرگا از کوه سرازیر شدن&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کی دیگه میتونه از خونه پا بیرون بذاره؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کی میره گله رو از بالای کوه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سوی پایین بیاره؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کیه گندم بکاره؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی یخبندون برف&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کی دیگه کار میکنه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چه کسی محصولو انبار میکنه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;نه غذا مونده نه هیزم، نه زغال مونده نه نفت!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;تاره خورشید خانوم هم،&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پشت ابرای سیاه گم شد و رفت!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک خسته و درمونده و زار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;درها و پنجرهها رو بسته بود&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;زیرکرسی تو اتاق نشسته بود&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;زار میزد که: چرا همه جا برف اومده!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;صحرا بی سبزه و بی علف شده!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گاو و گوسفندای آبادی ما&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همگی تلف شدن!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همه بیچاره و درمونده شدن!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همه ناراحت از این مهمون ناخونده شدن!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کی دیگه میتونه از خونه پا بیرون بذاره؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کیه گندم بکاره؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی این سرما وسوز&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چه کسی ابرا رو جارو میکنه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چه کسی برفا رو پارو میکنه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چه کسی راه در ابرای پربرف سیاه وا میکنه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کی میره خورشیدو پیدا میکنه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همه ی مردم دهکوره ی دور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ده افسرده ی بی گرمی نور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;در همونوقت شنیدند کسی تو کوچه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;راه میره داد میزنه …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چی شده؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;کی تو این سرما و یخبندون برف&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;اومده از خونه بیرون، داره فریاد میزنه!؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سرا از پنجره ها اومد بیرون&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;بچه جون!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی این تنگ غروبْ آخر روز&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی این سرما وسوز&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چی میگی؟ کجا میری؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;زود برگرد که سرما میخوری!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سینه پهلو میگیری!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;من میرم ابرا رو جارو میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;من میرم برفا رو پارو میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;راه در ابرای پربرف و سیاه وا میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;عاقبت خورشیدو پیدا میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;هر کی خورشیدو میخواد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پاشه دنبالم بیاد!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;میدونین!؟ اگه با هم فوت بکنیم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ابرا رو باد میبرهْ بهار میشه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;وقت کشت و کار میشه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همه آستینا رو بالا میزنیم، کار میکنیم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;میریم و خورشیدو بیدار میکنیم …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همه گفتند: پسربچه ی خوب!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی این تنگ غروب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چرا تنها بیرون از خونه شدی؟&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: separate; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; line-height: normal; orphans: 2; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; widows: 2; word-spacing: 0px;font-family:'Times New Roman';font-size:medium;"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 16px; text-align: right;font-family:'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif;font-size:11px;"  &gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/-lpYzUmhDrsM/TVYadWFaFqI/AAAAAAAAAuU/tcQTTXKsagI/s1600/180751_139984169399916_139858942745772_261973_4990639_n.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 200px; height: 200px;" src="http://4.bp.blogspot.com/-lpYzUmhDrsM/TVYadWFaFqI/AAAAAAAAAuU/tcQTTXKsagI/s200/180751_139984169399916_139858942745772_261973_4990639_n.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5572670680364357282" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;مگه دیوونه شدی؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;مگه ابر و آسمون به حرف پوچ من و توست؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;صبر کن کجا میری؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;فکر این کن که به جائی برسی&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پول درآری، به نوائی برسی&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;نکنی کاری که تنها بمونی&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی راه زندگی جا بمونی&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;مبادا تو این راها پا بذاری&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;تو پسر چیکار به این کارا داری؟!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;این کارا حاصل بد داره حسن&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حالا اومد نیومد داره حسن&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;مبادا حرف ما رو رد بکنی&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;باز از این فکرای بد بد بکنی!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چی میگین فکرای بد بد کدومه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;قصه ی اومد نیومد کدومه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;شماها فکرای واهی میکنین&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;تو لجن دنبال ماهی میکنین&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی تاریکی این قبرستون&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;زندگی کردنْ مال خودتون!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;هر کی خورشیدو میخواد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پاشه دنبالم بیاد!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ناگهان درهای بستهْ وا شد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;های وهوی بچه هاْ بر پا شد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ما میریم ابرا رو جارو میکنیم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ما میریم برفا رو پارو میکنیم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;راه در ابرای پربرف و سیاه وا میکنیم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ما میریم خورشیدو پیدا میکنیم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;هرکی خورشیدو میخواد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پاشه همرامون بیاد!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ساعتی بعد که در کوهستون&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ابرا کم کم پایین میومد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;برف سنگین میومد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;بچه ها در مه و برف انبوه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;رفته بودند به سینه کش کوه …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;هوا تاریک شده بود&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;میومد از همه جا زوزه ی گرگ&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;برف بود و مه و تاریکی شب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;بچه ها خسته و درمونده و زار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سخت درپنجه ی بیماری و تب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ابرها از یک سو : بوم بوم بوم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرگها از یک سو: عو عو عو&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;هرکی جرات میکنه بیاد جلو!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پسرکها ناگاه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;چوبدستیهاشون بر سر دست&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حمله کردند به گرگهای سیـاه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک ما میمونیم و تو برو!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرگارو ما میرونیم و تو برو!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک تو گوش ماس حرفای تو&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک تو خاطر ِ ماس جای تو&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک دست خدا همرای تو!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;برفْ بود و مه و تاریکی شب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک زخمی بود، سخت در پنجه ی بیماری و تب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;باز بالاتر رفت، باز هم بالاتر&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;فکر میکرد به خورشید، نه تاریکی شب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;فکر میکرد به خورشید، نه دشواری راه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;فکر میکرد به خورشید، نه بیماری و تب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;باز بالاتر رفت، باز هم بالاتر&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;رفت بالاتر از ابر ِ سیاه&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;رفت بالاتر از برف سفید&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;رفت و بر قله رسید …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;داد زد: ای خورشید!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;اومدم ابرا رو جارو بکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;اومدم برفا رو پارو بکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;راه در ابرای پربرف و سیا وا بکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;اومدم تا تو رو پیدا بکنم …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرگها زوزه کشون&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ابرها نعره زنون&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;گرگها: عو عو عو&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;ابرها: بوم بوم بوم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک غرقه به خون …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;لحظه ای بعد که خورشید از دور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;به صدای حسنک شد بیدار&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سر درآورد و جهان شد پرنور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;دید بر قله ی اون کوه بلند&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;حسنک از غم و سرما بیتاب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;سرد و بیروح فرو رفته به خواب&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;رفته اما توی دهکوره ی دور&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی گوش بچه ها&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی اون کوه بزرگ&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همرای هوهوی باد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;همرای زوزه ی گرگ&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی گوش سنگها و صخره ها&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;توی گوش دره ها&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;نعره های حسنک مونده به جا …&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;-&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;من میرم ابرا رو جارو میکنم!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;من میرم برفا رو پارو میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;راه در ابرای پربرف و سیا وا میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;عاقبت خورشیدو پیدا میکنم&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;هرکی خورشیدو میخواد&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;پاشه دنبالم بیاد!&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em; font-weight: bold;"&gt;محمد پرنیان&lt;/p&gt;&lt;p style="font-family: 'lucida grande',tahoma,verdana,arial,sans-serif; font-size: 11px; text-align: right; margin: 0px; line-height: 1.5em;"&gt;۱۳۴۹&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-9061108151414030831?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/9061108151414030831/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=9061108151414030831&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/9061108151414030831'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/9061108151414030831'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='هرکی خورشیدو می خواد پاشه دنبالم بیاد!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-n0Grz6gGxnE/TVYYWIFDaXI/AAAAAAAAAt8/bhF2AwGSMck/s72-c/mohandes.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-206631469616740187</id><published>2010-12-31T01:20:00.010-05:00</published><updated>2010-12-31T03:17:27.252-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>ما فراموش کار نیستیم!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-TRrUH9I/AAAAAAAAAtY/rGVaQOLJZfs/s1600/4910_1158879604485_1002607918_30499875_6147617_n.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 125px; height: 200px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-TRrUH9I/AAAAAAAAAtY/rGVaQOLJZfs/s200/4910_1158879604485_1002607918_30499875_6147617_n.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5556736384872751058" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-TPc6WUI/AAAAAAAAAtQ/MCeTQNlj_Fg/s1600/4-roospi.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 130px; height: 200px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-TPc6WUI/AAAAAAAAAtQ/MCeTQNlj_Fg/s200/4-roospi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5556736384275470658" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-SgsuPEI/AAAAAAAAAtI/tjwvlDnEl0w/s1600/17041_233436612610_119116847610_3713713_2693694_n.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 130px; height: 200px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-SgsuPEI/AAAAAAAAAtI/tjwvlDnEl0w/s200/17041_233436612610_119116847610_3713713_2693694_n.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5556736371725319234" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-StX2ytI/AAAAAAAAAtA/NKzGwnP2onA/s1600/3-roospi.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 130px; height: 200px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-StX2ytI/AAAAAAAAAtA/NKzGwnP2onA/s200/3-roospi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5556736375127460562" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-SXPNl5I/AAAAAAAAAs4/45rwjyfUpw8/s1600/5-roospi.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 130px; height: 200px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-SXPNl5I/AAAAAAAAAs4/45rwjyfUpw8/s200/5-roospi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5556736369185626002" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;درخبرها دیدم آقای &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://motalefe-party.com/Detaill_news.asp?pID=702&amp;amp;lang=FA"&gt;محمد نبی حبیبی دبیر کل جمعیت موتلفه اسلامی &lt;/a&gt;طی اظهاراتی که بوی متعفن تملق و چاپلوسی قدرت در آن موج می زند همچون سایر اظهارات شان به داستان سرایی های سراسر دروغ درباره کودتای انتخاباتی و روز تقویمی ساندیس خوران(9 دی) پرداخته اند .&lt;br /&gt;جدای این ایشان همچنین گفته اند که «&lt;a href="http://www.boursenews.ir/fa/pages/?cid=41398"&gt;دختران و پسران جوان با لباس و شال سبز در خيابان‌هاي شمال تهران حضور  يافته و براي كانديداي خود تبليغ مي‌كردند. البته از ميان دختران، آن  خوش‌اندام‌ها را انتخاب مي‌كردند كه به‌عنوان نمونه ،دختري بر سر چهارراهي  سر خود را به داخل ماشين آورده و با آن عشوه زنانه مي‌گفت” يك يا حسين تا  مير حسين&lt;/a&gt;».&lt;br /&gt;نمی خواهم این گفته ی آقای حبیبی را تکذیب کنم چرا که طرفداران جنبش سبز هم در ظاهر و هم در باطن صورت و سیرتی بس زیبا دارند،این را همه دنیا می دانند. اساسن بسیاری معتقدند که در باب این موضوع و این که چرا زیباترین فرزندان ایران (از هر نظر) امروز معترض شرایط اند و زشت ترین ها به کار سرکوبشان مشغولند باید مقاله ها و کتاب ها نوشت.&lt;br /&gt;اما تنها از جهت این که ایشان خواسته اند موذیانه متلکی! به جنبش سبز بگویند خواستم چند موضوعی را یادآور بشوم؛ دختران پاک ایران زمین باصورت و سیرتی بس زیبا در کنار پسران برومند و همچنین مردان و زنان نیک سرشت این سرزمین از طرفداران جنبش سبز؛ آقایان موسوی و کروبی بوده و هستند. آنها با علاقه قلبی شان و به عشق داشتن ایرانی آباد و آزاد همراه این دو بزرگوار بودند و همچنان خواهند بود. در جنبش سبز ما میان زن و مرد فرقی قائل نیستیم و همگی به ذات کرامت انسانی احترام می گذاریم.&lt;br /&gt;تعجبم از فراموشکاری دبیرکل موتلفه اسلامی است، این که چرا آقای حبیبی از خاطر برده اند که برای رقابت با همین فرزندان پاک و زیبا روی ایران، همین آغای خودشان(سید علی خامنه ای) و سرداران سپاه زنان و دخترانی بس بزک کرده  را کرایه کرده بود که سر چهار راه ها بایستند و عکس مقام معظم! و دست نشانده اش را بالای سر بگیرند؟! کاری که این طرفداران آغا در سطح شهر می کردند با توجه به سابقه شان اساسن خودش مصداق اشاعه فحشا هم بود.آیا آقای حبیبی آنها را از یاد برده اند؟! توضیح بیشتر نمی دهم چرا که تصاویر خود گویای همه چیز هست!&lt;br /&gt;این جا می خواهم نکته ای دیگر هم به آقای حبیبی یادآور شوم، در مراسم تنفیذ احمدی نژاد در سال 1384 توسط همین آغای خامنه ای، حبیب الله عسگراولادی (از همکاران و همراهان قدیم آقای حبیبی در موتلفه)در تصاویر ثبت و ضبط شده جایی نزدیک به در خروجی نشانده شده بود! کاش آقای حبیبی این پیام روشن را درک می کرد که ایشان در بازی آغا و نوچه هایش جایی ندارند و  دست کم برای آخر و عاقبت خودشان هم که شده از گفتن هر دروغ و نسبت ناروایی به ملت سبز ایران پرهیز می کردند. شفاف تر بگویم؛ عاقبت که ندارند حداقل به فکر همین فردای خودشان باشند. هرچند ما انتقام جو نیستیم اما فراموشکار هم نخواهیم بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-206631469616740187?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/206631469616740187/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=206631469616740187&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/206631469616740187'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/206631469616740187'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/12/blog-post_31.html' title='ما فراموش کار نیستیم!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TR1-TRrUH9I/AAAAAAAAAtY/rGVaQOLJZfs/s72-c/4910_1158879604485_1002607918_30499875_6147617_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-3134673497553376429</id><published>2010-12-26T13:47:00.002-05:00</published><updated>2010-12-26T13:52:47.425-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>کار از زندان و تبعید گذشته</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:trackmoves/&gt;   &lt;w:trackformatting/&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:donotpromoteqf/&gt;   &lt;w:lidthemeother&gt;EN-CA&lt;/w:LidThemeOther&gt;   &lt;w:lidthemeasian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;   &lt;w:lidthemecomplexscript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:splitpgbreakandparamark/&gt;    &lt;w:dontvertaligncellwithsp/&gt;    &lt;w:dontbreakconstrainedforcedtables/&gt;    &lt;w:dontvertalignintxbx/&gt;    &lt;w:word11kerningpairs/&gt;    &lt;w:cachedcolbalance/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;m:mathpr&gt;    &lt;m:mathfont val="Cambria Math"&gt;    &lt;m:brkbin val="before"&gt;    &lt;m:brkbinsub val="&amp;#45;-"&gt;    &lt;m:smallfrac val="off"&gt;    &lt;m:dispdef/&gt;    &lt;m:lmargin val="0"&gt;    &lt;m:rmargin val="0"&gt;    &lt;m:defjc val="centerGroup"&gt;    &lt;m:wrapindent val="1440"&gt;    &lt;m:intlim val="subSup"&gt;    &lt;m:narylim val="undOvr"&gt;   &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" defunhidewhenused="true" defsemihidden="true" defqformat="false" defpriority="99" latentstylecount="267"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="0" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Normal"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="heading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="35" qformat="true" name="caption"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="10" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" name="Default Paragraph Font"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="11" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtitle"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="22" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Strong"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="20" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="59" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Table Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Placeholder Text"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="No Spacing"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Revision"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="34" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="List Paragraph"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="29" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="30" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="19" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="21" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="31" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="32" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="33" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Book Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="37" name="Bibliography"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" qformat="true" name="TOC Heading"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable  {mso-style-name:"Table Normal";  mso-tstyle-rowband-size:0;  mso-tstyle-colband-size:0;  mso-style-noshow:yes;  mso-style-priority:99;  mso-style-qformat:yes;  mso-style-parent:"";  mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;  mso-para-margin-top:0cm;  mso-para-margin-right:0cm;  mso-para-margin-bottom:10.0pt;  mso-para-margin-left:0cm;  line-height:115%;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:11.0pt;  font-family:"Calibri","sans-serif";  mso-ascii-font-family:Calibri;  mso-ascii-theme-font:minor-latin;  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-theme-font:minor-fareast;  mso-hansi-font-family:Calibri;  mso-hansi-theme-font:minor-latin;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;اول - چندی پیش مجتبی ذوالنور جانشین نماینده آقای خامنه ای در سپاه پاسداران گفته بود" &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;نیازی به زندانی کردن سران فتنه نیست زیرا امروز همه کشور زندان آنها شده&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;". گفته هایی با همین محتوا هم اخیرا از سوی بسیاری از وابستگان جناح حاکم و افراد منتصب در دستگاه های قضایی، امنیتی و نظامی مدام تکرار می شود. دیروز موسی قربانی یکی از رهیافتگان به مجلس هم گفت که "&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;سران فتنه از جانب مسئولان و ملت ایران به عنوان محارب شناخته شده‌اند بنابراین ممنوع‌الخروج هستند."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;در نگاه اول از این اظهارات "فرار به جلوی" سرسپردگان قدرت در یک بازی سیاسی بیشتر از هرچیزی به چشم می آید اما در نگاهی دقیق تر تمام اظهاراتی از این دست را که بگذاریم در کنار هم خواهیم دید که همگی تایید کرده اند که امروزه روز ایران را تبدیل کرده اند به زندانی با وسعت 1.648.195 کیلومتر مربع برای بیش از 75 میلیون نفر ایرانی. امری که ایشان به وضوح به آن معترف هستند. بدون شک بدل کردن یک کشور به زندان و اعتراف به "زندان بان" بودن خود موجب مباهات و افتخار که نیست بلکه نشانه آشکار ظلم است و باید که موجب خار و خفیف شدن و سرشکستگی هم باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;دوم - "برازجان" شهر کوچکی در استان بوشهر یکی از شهرهایی است که از سالها پیش به عنوان تبعیدگاه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;زندانیان سیاسی و معمولی استفاده می شد. این شهر گرمسیری و شرجی که از جمله نقاط محروم کشور است در طول سالهای مختلف چهره های زیادی را به عنوان تبعیدی به خودش دیده است. با گذشت سالهای زیاد از پس تبعیدگاه شدن برازجان همچنان دستگاه قضایی از برازجان به عنوان تبعیدگاه زندانیان معمولی و سیاسی استفاده می کند. چند سال پیش مردم این شهر چند جایی در نشریات و رسانه ها به مقامات قضایی وقت اعتراض کرده بودند که از تبعیدگاه بودن-ماندن شهرشان سخت آزرده اند و گله دارند. برازجانی ها نوشته بودند وقتش رسیده است که دیگر این شهر تبعیدگاه نباشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="AR-SA"&gt;معمولا تبعیدگاه ، جایی است بد آب و هوا، بدون برخورداری از حداقل امکانات زندگی و دارای شرایط سخت. در دوره زمامداری دیکتاتورهایی همچون استالین در کشور شوروی سابق، به دستور رهبران این کشور و دادگاه های نظامی آنها بسیاری از فعالان سیاسی، اجتماعی و تعداد قابل توجهی از هنرمندان آن کشور که منتقد شرایط موجود شوروی بودند به سیبری تبعید می شدند. سیبری بد آب و هوا و سردسیر از آن جهت برای تبعید استفاده می شد که شرایط زندگی و زنده ماندن محکومان در آنجا به حداقل خود می رسید، اما تاریخ گواه است که آن دسته از افرادی جان سالم از آن تبعیدگاه های مخوف به در بردند به نیروهای مقاوم و باتجربه تر از پیش تبدیل و بیشتر از گذشته به مبارزه علیه حکومت دیکتاتوری شوروی ادامه دادند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;هفته گذشته دستگاه قضایی حکومت مستقر طی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;"&gt;&lt;a href="http://www.isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1677747"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;حکمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;"جعفر پناهی" کارگردان برجسته ایرانی را با اتهاماتی واهی و جرمی ناکرده به "&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="AR-SA"&gt; شش سال حبس تعزيري و 20 سال محروميت از حقوق اجتماعي شامل ساختن فيلم، نوشتن هر نوع فيلمنامه، مسافرت به خارج از كشور و مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی" محكوم کرد. جدای حکم حبس تعزیری و محرومیت های اجتماعی که &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="FA"&gt;از &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="AR-SA"&gt;ترس حاکمیت از ترویج هنر و آزادی خواهی حکایت می کند، مسولان دستگاه قضایی در این حکم با تاکید بر "ممنوع الخروج" بودن جعفر پناهی از کشور آن هم به مدت 20 سال به گمانم خود معترف شده اند که ایران را به "تبعیدگاه بزرگی" بدل کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="AR-SA"&gt;سوم - از واکنش مردم برازجان در تبعیدگاه بودن شهرشان به خوبی پیداست که تبعیدگاه بودن منطقه یا شهری، باعث آزردگی خاطر مردمانش خواهد بود، آنها دوست ندارند شهرشان زندان و تبعیدگاه باشد و با این عناوین خوانده شود. با این حال اما همین مردم برازجان در طول سالهایی که منطقه شان تبعیدگاه بوده، از بسیاری از تبعیدی های سرشناس سیاسی به زندان این شهر با احترام و افتخار یاد می کنند. برای مثال همین حالا هم اگر به برازجان سفر کنید افراد زیادی را خواهید یافت که از مرحوم دکتر یدالله سحابی و مرحوم مهندس مهدی بازرگان که در سال 1344 و اتفاق 16 نفر دیگر از رهبران نهضت آزادی به این منطقه تبعید شده بودند به نیکی یاد می کنند. به عبارتی اگر تا پیش از تبعید مرحوم بازرگان و سحابی به این شهر دور افتاده کسی در آنجا این دو را نمی شناخت و علتی هم نمی یافت که درباره شان بداند، اما پس از تبعید کنجکاو شده وپرس و جو کرده اند. این که آنها که بودند چه کردند و چرا و توسط چه کسانی برای چه به زندان این شهر تبعید شدند؟ و بی شک پس از یافتن پاسخ ها بود که نسبت به ایشان ابراز ارادت کرده و هنوز هم می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="AR-SA"&gt;همین آقای خامنه ای که امروزه رهبر حکومت مستقر(نه جمهوری و نه اسلامی) است و به گفته غلامحسین محسنی اژه ای به شکل خصوصی و &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=9751"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;از نزدیک!&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-weight: normal;" lang="AR-SA"&gt; جزییات دستگیرها و محاکمه فرمایشی فعالان سیاسی و مدنی را پس از کودتای انتخاباتی را پیگیری؟! می کرده است، خودش در واپسین سالهای حکومت پهلوی در&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;سال 1356 به دلیل فعالیت های سیاسی و مذهبی اش دستگیر و بر اساس رای دادگاهی به ایرانشهر به عنوان شهری دور افتاده و بد آب و هوا با حداقل امکانات اجتماعی و دارای شرایط سخت تبعید شده بود.هم خود ایشان و هم "راشد یزدی" که رفیق گرمابه و گلستان ایشان است چند باری نقل کرده اند که وی در زمان تبعید پیش مردم ایرانشهر محبوب شده بود و نقل کرده اند که حتی مردم برایش هدیه هم می آوردند. بعضا روحانیون منطقه هم برای بحث و تبادل نظر می آمدند پیش او و تحت تاثیرش قرار گرفته بودند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;چهارم - یک سال و نیم ازکودتای انتخاباتی و بگیر و ببندها و یورش های شبانه به فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گذشته است. یک سال و نیم از شکنجه ها و انفرادی ها و برگزاری دادگاه های فرمایشی و ایراد اتهامات واهی که حاصلی جز مقاوم تر شدن جنبش سبز و ایستادگی بازداشت شدگان نداشت، گذشته است.سرسپردگان و منتصبان قدرت در پی این تاکید فعالان بازداشت شده پس از کودتای انتخاباتی بر مواضع پیش از بازداشت و اعتراض مداوم شان به مظالم صورت گرفته در حق ملت دیگر مستاصل شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;اقتدارگرایان در ابتدای امر افراد بازداشت شده را تحت شکنجه های شدید و بازجویی های مداوم در سلول های انفرادی زندانی کردند. پس از مدتی خسته از تقلای بی نتیجه خود در پی دادگاه های فرمایشی و در موارد زیادی دادگاه های غیابی یا چند دقیقه ای آنها را به حبس های طولانی مدت محکوم و به بندهای عمومی منتقل کردند. بازهم تقلا و دست و پا زدن شان بی نتیجه بود، چرا که بازداشت شدگان همچنان بر مواضع پیشین خود ایستادگی کرده و علاوه بر اتحاد و تحکیم روابط شان هر روز با این رفتارشان تاثیر بیشتری بر اطرافیان و ناظران گذاشتند و با هر روز تحمل زندان بذر دیگری از امید به فردایی سبز را در دل مردم می کارند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;درپی عدم نتیجه گیری سرگشتگان قدرت و زور در طول یکسال و نیم گذشته، به استناد اظهارات و احکام صادره اخیرشان گویا آقایان متنبه نشده اند و تصمیم دارند با آغاز کردن پروژه های ممنوع الخروجی، حصر درخانه و صدور احکام طولانی زندان و تبعید آنهم پس از ظلم های سال گذشته همچنان به روش های کور خود در سرکوب اعتراضات برحق و نجیب ملت ادامه بدهند. طرفه آنکه ایشان نه از تاریخ مبارزان پیش از انقلاب درسی گرفته اند و نه از سرگذشت خودشان. و جالب تر آنکه خود آقای خامنه ای به عنوان کسی که بطور خصوصی و از نزدیک صدور این احکام را دنبال می کند!حتی اگر محبوبیت اعضای نهضت آزادی در برازجان آنهم در دوره تبعید را باور نداشته باشد دست کم با مرور خاطرات خود و رفقایش از دوره تبعید(بر فرض صحت و صداقت در گفتار) باید که بداند این رفتار نتیجه اش چیزی جز محبوبیت و مقبولیت بیشتر از پیش برای جنبش سبز نخواهد بود. به عبارتی کار از این گونه اقدامات برای بازداشتن جنبش سبز گذشته است و هر گونه تدابیر کور این چنینی نتیجه ای معکوس در پی خواهد داشت. امروز برای جنبش سبز ایران هر کشته یک شهید و هر زندانی و تبعیدی به یک آزاده و قهرمان ملی تبدیل شده و می شود و این ماجرا همینطور ادامه خواهد داشت...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;همین نوشتار در &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-ca249f2cd9.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;روزآنلاین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-3134673497553376429?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/3134673497553376429/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=3134673497553376429&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/3134673497553376429'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/3134673497553376429'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='کار از زندان و تبعید گذشته'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4865394053204281625</id><published>2010-11-24T12:38:00.009-05:00</published><updated>2010-11-24T14:07:26.066-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='هدفمندی'/><title type='text'>بزودی نگهداری سیب زمینی زندان و حمل گوشت اعدام خواهد داشت!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TO1eqUMQqiI/AAAAAAAAAsE/khhLlJOY9c8/s1600/2n9lv6t.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 190px; height: 200px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TO1eqUMQqiI/AAAAAAAAAsE/khhLlJOY9c8/s200/2n9lv6t.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5543190797430598178" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;روزنامه ها را نگاه می کردم &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&amp;amp;year=1389&amp;amp;month=9&amp;amp;day=3&amp;amp;id=55120"&gt;خبری از روزنامه خراسان توجه ام&lt;/a&gt; را جلب کرد، نوشته بود؛«ماموران آگاهی با هوشیاری 520 تن سیب زمینی و پیاز در مشهد کشف کردند». خبر کوتاه است و به طنز شبیه، متن را کامل خواندم دیدم نوشته اند که کسانی این سیب زمینی پیازها را احتکار کرده بودند، یعنی به اصل خبر و جریانش واقفم، اما این دلیل نشد و نمی شود که به ابعاد غم انگیز ماجرا فکر نکنم.به مردم میهنم. حتمن در سرزمین ما سیب زمینی و پیاز آنقدر ارزش پیدا کرده و قرار است همچنان بر ارزشش افزوده شود که کسانی چنین کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;قصدم این نیست در این سطرها راجع به سیب زمینی پیاز حرف بزنم، نه اصلن، هرچند اگر اوضاع همین طور پیش برود مجبوریم از سیب زمینی و پیاز هم حرف بزنیم بصورت روزانه و مرتب! شاید هم بزودی به روزی برسیم که همین نیروی انتظامی که سال پیش مردم را برای «درخواست رای دزدیده شده» می کشت مردم را به جرم حمل و نگهداری مثلن 20 کیلو سیب زمینی پیاز بازداشت کند و شاید هم روزی بشود که نگهداری گوشت مثلن مجازاتی بس سنگین مثل اعدام داشته باشد. اوضاع اگر بر همین منوال پیش برود این ها فقط خیال پردازی نیست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما قصدم از نوشتن این سطرها این نکته بود که به واقع حکومت مستقر به کجا می خواهد برود؟! این طرح &lt;a href="http://www.tahavolateeghtesadi.ir/layehe-matneghanon-fa.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هدفمندی یارانه ها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که اینقدر دولت مستقر، &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-858436207a.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بسیج، سپاه و نیروهای امنیتی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-0ce9c54428.html"&gt;تمام عواملشان&lt;/a&gt; را گذاشته اند پشتش به کجا می خواهد برسد؟! حسگرهای مردم و بازار همیشه بسیار دقیق تر از مراکز آماری و تحقیقات پژوهشگران و کارشناسانی کار می کند که مجیز دولت را می گویند، حتا بهتر از کسانی که این هدفمندی یارانه ها را «جراحی» و یا طرح برای «تحول» اقتصاد می دانند. بدون شک اتفاق حول و حوش سیب زمینی، پیاز،نان و البته بنزین،برق و آب خواهد چرخید پس از این و گوشت که کیمیا خواهد بود و آرزویی دست نیافتنی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قضیه بسیار ساده است؛ حکومت مستقر دارد طرحی را اجرا می کند، یعنی می خواهد طوری آن را اجرا و مدیریت کند که طبقه متوسط جامعه که همواره موی دماغ حاکمیت بوده و خواسته های سیاسی و مدنی داشته را از بین ببرد. پس از اجرای این طرح قریب به اتفاق جمعیت کشور به طبقه زیرین و فقیر جامعه بدل خواهند شد و آن سو عده ای در طبقه بالا که منافعشان با حاکمیت مشترک است. در این میان حکومت مستقر بی شک عده ای از این قشر زیرین را شاید جمعیتی نزدیک به 15 و شاید 20 میلییون نفر یا کمی بیشتر را برای خودش نگه خواهد داشت، به آنها کمک های نقدی و غیر نقدی خواهد داد و همواره از آنها در نمایشهای سیاسی اش مثل انتخابات و نمایش های دیگرش استفاده خواهد کرد. مابقی جامعه هم که از قشر متوسط به ضعیف تبدیل شده اند همواره پس از این غم نان، سیب زمینی، پیاز وبرق،آب و بنزین و البته آرزوی گوشت خواهند داشت و دیگر به خواسته های مدنی، سیاسی و یا چیزی شبیه به آزادی حتا فکر هم نخواهند کرد. درحقیقت مدل حکومت مستقر برخلاف آنچه که بعضی ها می گویند برگرفته از اصلاحات اقتصادی کشورهایی مثل &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مجارستان،مالزی یا ترکیه&lt;/span&gt; نیست که منجر به رشد اقتصاد و بهبود شرایط مردمشان شد، بلکه متفکران نزدیک به آقای خامنه ای مدلی شبیه به حکومت &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پاکستان&lt;/span&gt; ویا &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سودان&lt;/span&gt; را برگزیده اند که پس از اجرای طرح مورد نظر مشکلات سیاسی شان برای حکومت کردن کمتر شده و دغدغه اول مردمشان گشنه نماندن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت مستقر با اجرای این طرح به دنبال ایجاد انبوه مردمانی است که گشنه اند و بیش از هر چیزی دغدغه سیر کردن شکم خودشان برای زنده ماندن را دارند وآرزویشان خوردن یک وعده گوشت درشش ماه سال است و اگر اعتراضی هم داشتند، اعتراض شان درباره بیشتر شدن جیره سیب زمینی، پیاز، نان و مواجب(یارانه نقدی) باشد. آنها ازمردمانی که نان بخور نمیری دارند و به فکر آزادی و حقوق انسانی شان هستند بیزارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4865394053204281625?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4865394053204281625/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4865394053204281625&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4865394053204281625'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4865394053204281625'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='بزودی نگهداری سیب زمینی زندان و حمل گوشت اعدام خواهد داشت!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TO1eqUMQqiI/AAAAAAAAAsE/khhLlJOY9c8/s72-c/2n9lv6t.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1276497865853462895</id><published>2010-07-23T01:26:00.008-04:00</published><updated>2010-07-23T04:06:37.348-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزنامه نگاری'/><title type='text'>برای گنجی  چه می توان کرد؟!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TEkuVLW9tnI/AAAAAAAAArs/p3d-GzqA9UU/s1600/301pno8.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 249px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TEkuVLW9tnI/AAAAAAAAArs/p3d-GzqA9UU/s320/301pno8.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5496975761543640690" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-size:100%;" &gt;&lt;span style="font-weight: normal;"&gt;این مقاله  که در زیر می خوانید را &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;احمد زیدآبادی&lt;/span&gt; عزیز در زمان زندانی بودن اکبر گنجی در5 آبان سال 84 نوشته و در روزآنلاین منتشر شده است. قصدم بازخوانی زندان و ماجراهای زندان و اعتصاب غذای گنجی نیست که الحمد الله او امروز آزاد است هر چند در غربت اما گمانم روبراه است همه چیزش، امروز اما احمد در زندان است،بهمن احمدی امویی، رضا تاجیک، عیسی سحرخیز، مسعود باستانی و... خیلی از دوستان دیگر هم همین طور.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: normal;font-size:100%;" &gt;همچنین قصدم اصلن این نیست که مثلن به گنجی بگویم که چه کار می توان کرد برای احمد زیدآبادی و بچه های دیگر!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: normal;font-size:100%;" &gt;دقیقن هدفم از بازانتشار این مقاله زیدآبادی این است؛ یاد آوری کنم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;span style="font-weight: normal;"&gt;هر آنچه که او نوشته بود را به خودم و دیگران.این که آیا فارغ از مسایل سیاسی خبرشان را می گیریم؟ به خانواده روزنامه نگاران در بند که عمری صدای همین مردم بوده اند ، آیا سری می زنیم؟ آیا احوال شان می پرسیم؟ آیا اگر بیرون از کشوریم تلاشی می کنیم؟ مقاله ای مثل احمد که درباره گنجی نوشت ما هم می نویسم ؟ نامه ای می دهیم به چارتا نهاد حقوق بشری آیا؟ اگر اسم و رسمی داریم و با چارتا نویسنده و روزنامه نگار در خارج ارتباط داریم وقت مصاحبه نامی از همکاران دربند می آوریم آیا؟!&lt;br /&gt;مقاله ی زیدآبادی وصف حال است بخوانیدش در ادامه؛&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;برای دیدن بزرگتر اصل مقاله هم می توانید روی عکس کلیک کنید و یا این &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://i26.tinypic.com/301pno8.jpg"&gt;لینک&lt;/a&gt; را ببینید&lt;br /&gt;&lt;h1&gt;براي گنجي چه مي‌توان كرد؟&lt;/h1&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt; &lt;div&gt; &lt;img src="http://web.archive.org/web/20051029095800/http://roozonline.com/images/po_zeydabadi_01.jpg" style="float: right; margin: 0px 0px 10px 10px; border: 1px solid; width: 50px;" /&gt;  &lt;/div&gt; &lt;strong&gt; احمد زيدآبادي &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;p clear="both"&gt; ۵ آبان ۱۳۸۴ &lt;/p&gt; &lt;/div&gt;    &lt;div style="clear: left;"&gt; &lt;/div&gt;  &lt;!--- &lt;em&gt; خلاصه:  قرار دادن يك زنداني در "قرنطينه" آن هم به صورت انفرادي، فقط يك تفسير برمي‌تابد: قرار است آن زنداني مورد شستشوي مغزي قرار گيرد. &lt;/em&gt;  --&gt;  &lt;p&gt;قرار دادن يك زنداني در "قرنطينه" آن هم به صورت انفرادي، فقط يك تفسير برمي‌تابد: قرار است آن زنداني مورد شستشوي مغزي قرار گيرد.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به گفته روانكاوان، صد در صد آدميان تحت تاثير عمليات شستشوي مغزي قرار  مي‌گيرند به استثناي افراد به غايت لجوج و خوشبختانه اكبر گنجي به اندازه  كافي لجوج هست كه از عمليات شستشوي مغزي تاثير نپذيرد.&lt;br /&gt;با اين حال، چرا همچنان گنجي را در قرنطينه نگه داشته‌اند؟ من به گمانم  روحيات گنجي را تا اندازه‌اي مي‌شناسم. او يك بچه تخس تمام عيار جنوب شهري  است كه با هر نوع زور و تحميل و اجبار محيط سرسختانه مي‌ستيزد. اين بدان  معناست كه او قرنطينه‌اي را كه در آن گرفتار آمده است، نمي‌پذيرد و دائم در  حال عصيان است. واكنش نگهبانان و بازجويان به اين عصيان چيست؟ لازم نيست  خانم گنجي در اين باره پرده از راز مكتومي بردارد، زيرا همه چيز بسيار  آشكار است. گنجي را فقط مي‌توان با تنبيه شديد بيست و چهار ساعته در آن وضع  نگه داشت و همين نكته ماجراي او را بسيار بغرنج و نگران كننده كرده است.&lt;br /&gt;اينك ما به عنوان دوستان او براي نجاتش از اين وضع چه مي‌توانيم بكنيم؟ اين  پرسشي است كه دائم از طرف بسياري از دوستان مطرح مي‌شود، اما عجيب اينكه  پاسخي نمي‌يابد! &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نيروهاي سياسي منتقد و مخالف در ايران به رغم كثرت عددي‌شان متاسفانه   براي كار جمعي موثر، فلج هستند و به طرزي باور نكردني امكان هيچ نوع  تاثيرگذاري بر تصميمات حكومتي را ندارند. اين نكته‌اي است كه انتظار مي‌رفت  گنجي نيز قبل از ورود به فازي از مبارزه كه در پيش گرفت، آن را دريابد و  در استراتژي خود لحاظ كند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;معمولا كسي كه پس از مدت‌ها از زندان آزاد مي‌شود، لازم است تا مدتي  سكوت كند و به ارزيابي اوضاع بپردازد. به نظرم اكبر هم همين بنا را داشت  اما او مورد هجوم تبليغاتي شديدي از جانب افراد و برخي سايت‌ها و رسانه‌ها  قرار گرفت و از اين كار باز ماند. در هر ديداري از او، افراد مي‌پرسيدند:  درست است كه مي‌گويند محافظه كاران تو را در اين شرايط از زندان آزاد  كرده‌اند تا عليه رفسنجاني حرف بزني تا او در انتخابات برنده نشود؟&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اين افراد كه متاسفانه به ربط دادن چيزهاي نامربوط به هم عادت كرده‌اند و  افسانه سرايي در سياست را علامت تيزي و نبوغ خود مي‌دانند، عملا گنجي را  متهم مي‌كردند كه ناخواسته ابزار دست محافظه كاران شده است. واكنش گنجي با  آن سابقه و روحيه در برابر چنين اتهامي چه مي‌توانست باشد؟&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به گمان من گنجي براي رفع اين اتهام بي‌ربط از خود، كانون قدرت را هدف  قرار داد و در مسيري كه آن را صحيح مي‌پنداشت چنان پيش رفت كه پشت سر و  اطراف خود را ملاحظه نكرد. به واقع او در مسيري به پيش تاخت كه رونده‌اي  نداشت و به همين علت تنهاي تنها ماند با كوله باري از رنج و مشقت.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;مسلما بي‌تفاوتي در برابر سرنوشت گنجي چونان گناهي عميق بر دوش دوستانش  سنگيني مي‌كند، اما آنها فارغ از اين احساس گناه چه مي‌توانند بكنند؟ ايران  در حال ورود به مرحله تازه‌اي از حيات خود است، مرحله‌اي پيچيده، غريب و  ناشناخته. از همين رو نيروهاي سياسي در حال ارزيابي اوضاع و احوال براي  دستيابي به صورتي از فعاليت در شرايط تازه‌اند و درست به همين علت  نمي‌توانند دست به عمل سياسي مشخصي بزنند. ماجراي گنجي هم به شدت سياسي شده  و از اين رو ظاهرا مشمول همان تعليقي است كه تمام فعاليت‌هاي سياسي را فرا  گرفته است.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اما شرايط خاص گنجي نشان مي‌دهد كه مساله او ديگر سياسي نيست. داستان او  يكسره جنبه انسان دوستانه پيدا كرده است و هر نوع كوشش و تلاشي را از جانب  تمام علاقه‌مندان به فعاليت‌هاي بشر دوستانه طلب مي‌كند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اين نوع كوشش‌ها اگر بخواهد به احوال پرسي از خانواده و مواردي در همين  حدود محدود شود، ثمري براي گنجي نخواهد داشت. به گمانم بدون سياسي كردن  ماجرا بايد تمام توان خود را براي رهايي او به كار گيريم؛ حتي اگر در كار  جمعي فلج شده باشيم. مگر از فلج‌ها هيچ كاري ساخته نيست؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت:&lt;/span&gt; این مطلب وآرشیو سالهای گذشته روزآنلاین دیگر در دسترس نیست، برای همین به عکسش لینک دادم.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1276497865853462895?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1276497865853462895/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1276497865853462895&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1276497865853462895'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1276497865853462895'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/07/blog-post_23.html' title='برای گنجی  چه می توان کرد؟!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TEkuVLW9tnI/AAAAAAAAArs/p3d-GzqA9UU/s72-c/301pno8.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-7221398315946874410</id><published>2010-07-14T00:04:00.012-04:00</published><updated>2010-07-14T03:38:56.154-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>آینده هراسناک با مجموعه قصه های مصباح یزدی برای کودکان</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TD1hRiZxjuI/AAAAAAAAArk/4quz-8oNa7U/s1600/001.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 200px; height: 300px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TD1hRiZxjuI/AAAAAAAAArk/4quz-8oNa7U/s320/001.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5493654074382454498" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;روزگارعجیب و ترسناکی شده! مدتی است بعضی سایت های خبری وابسته به نهادهای امنیتی- نظامی و تندروان مذهبی خبری را منتشر کرده اند که مرا سخت آزار می دهد، به عبارتی نگرانم می کند؛ خبر این است:"&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مجموعه قصه های مصباح&lt;/span&gt; که براساس مباحث اخلاقی و اعتقادی ارایه شده در آثار حضرت آیت الله مصباح یزدی -دام ظله- نوشته شده توسط انتشارات مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني(ره) در ده جلد، با شمارگان  5000 و در قطع خشتي چاپ و منتشر شده است."&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;"مجموعه قصه های مصباح که توسط مهدی وحیدی صدر گردآوری وتالیف شده شامل 10 جلد است که تا امروز عناوين کتاب‌هاي اين مجموعه داستاني عبارت‌اند از: لذت کمک کردن، روز  امتحان، وفاي به عهد، بهترين پاداش‌ها، بهترين دوست، قشنگ‌ترين احساس،  اتحاد اسلامي، الگوي نمونه، روز مادر و بچه‌هاي هيئت."&lt;br /&gt;&lt;a href="http://rajanews.com/detail.asp?id=54057"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نمونه ای از این خبر در سایت رجا نیوز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;(بدون استثنا دنبال کرده ام بیشتر سایت های وابسته به سپاه و دولت مستقر به این خبر بصورت خیلی زیرکانه لینک داده بودند شاید طوری که خیلی جلب توجه نکند یا شاید به نظرم این طور آمد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تقریبن قریب به اتفاق دوستانی که اخبار و مسایل سیاسی ایران را دنبال می کنند چه در داخل و چه در خارج از کشور محال ممکن است که مصباح یزدی را نشناسند و ندانند که او یکی از تندروترین روحانیون حال حاضر شیعه است؛ او آنقدر در این زمینه معروف است که برخی رسانه ها، سیاستمداران و روزنامه نگاران او را "رهبر طالبان شیعی" می خوانند.&lt;br /&gt;مصباح یزدی همواره در سالهای اخیر تندترین و خشن ترین قرائت ها را از مذهب شیعه و دین اسلام داشته است، این را خدای نکرده من از روی کینه شخصی یا چنین چیزی نمی گویم، این موضوع را شواهد وتاریخ و حتا خودش می گوید؛ این یک نمونه از سخنان اوست که در 27 مهر سال گذشته در جمع فرماندهان نیروی دریایی سپاه و همزمان با سرکوب اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری گفته است؛&lt;br /&gt;"دشمنان دين اسلام  را دين‌مدارا و تسامح و تساهل معرفي كرده اند" و یا ؛"در اجراي حدود الهي جاي رافت نيست و همان‌گونه كه نبايد از حدود الهي تجاوز  شود، نبايد در اجراي آن‌ها كوتاهي شود" و یا توجه کنید به این قسمت توصیه هایش به فرماندهان سپاه در همین جلسه که ؛"هميشه كساني مانع برقراري عدالت هستند و جز با مجازات تسليم نمي‌شوند از  همين رو قرآن اجراي عدالت را متوقف بر آهن و سلاح دانسته است".&lt;br /&gt;نمونه های فراوان دیگری از نظریات مصباح یزدی و برداشت شاگردان و مریدانش در تهران و قم و جاهای دیگرهم موجود است،  سخنان و انتقادات او که فتوای حمله گروه های کفن پوش و موسوم به  فشار بود را در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی همگان به یاد دارید، و خاطرتان هست که چگونه  با هر مقاله و نظر و اتفاقی و به هر بهانه ای این شاگردان اش با چوب و چماق و زنجیر و قمه  حمله می کردند به افراد و مراسم و اماکن مختلف. (آنقدر نمونه ها زیاد است که شرح  موضوع طولانی و خارج از حوصله می شود)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساده بگویم به واقع او زبانی  جز خشونت نمی شناسد و با زبانی غیر از این سخن نمی گوید و اساسن جز این نمی اندیشد، از همین رو او را "تئورسین خشونت شیعی" می دانم. اما نمونه ای آشکار تر از خشونت در تفکر و نظریات مصباح یزدی را یادآوری کنم؛&lt;br /&gt;شاید هنوز &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ماجرای قتل های زنجیره ای کرمان&lt;/span&gt; در خاطر خیلی ها باشد؛ شهروندانی که توسط چند عضو بسیج کرمان در ابتدای دهه 80 کشته شدند . دراخباری که از این پرونده منتشر شد مجرمان تاکید کرده بودند که فتوای شرعی داشته اند و افرادی که به قتل رسانده اند را مهدور الدم می دانسته اند. این شش نفر در دادگاه درباره قتل 5 شهروند کرمانی با توجه به اعترافات صریح شان، مجرم شناخته شدند، تاسف آور این که دادگاه درباره 13 قتل دیگر و مشابه در شهر کرمان پیگیری خاصی انجام نداد. هر شش مجرم این پرونده در اعترافات خود نحوه وحشتناک قتل ها و حتا تجاوز به مقتولین زن را نیز پذیرفته بودند. و البته تاسف آور تر این که در نهایت هم شش مجرم این پرونده پس از مدتی بازداشت با نفوذ سپاه و برخی چهره های بلند مرتبه در دستگاه قضا &lt;a href="http://www.radiozamaneh.com/news/2008/05/post_4831.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;آزاد  شدند(رادیو زمانه).  &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما به نکته مرتبط با مصباح یزدی در این پرونده توجه کنید؛ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;محمدحمزه مصطفوی(متهم ردیف اول وطلبه مدرسه الهادی قم) در جریان دادرسی مجدد به این پرونده و در پاسخ به قاضی  دادگاه که از او پرسیده «آیا مجوز قتل‌ها کتبا یا شفاها به شما داده شده؟»  گفته است: «کسی به ما دستور کتبی یا شفاهی نداده،‌اما با توجه به نواری که  از آقای مصباح داشتیم، به این نتیجه رسیدیم.» او همچنین در جواب این پرسش  قاضی که «آیا چنین نواری موجود است؟» گفته: «این نوار را ندارم. فکر می‌کنم  در حسینیه کرمان موجود باشد...»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/000367.php#more"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مقاله شهرام رفیع زاده در این باره در گویا نیوز(مهر82)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنقدر نمونه آشکار از تفکرات خشونت بار مصباح یزدی وجود دارد که نمی خواهم این نوشتار را به موارد تایید نشده و شنیده ها آلوده کنم وگرنه روایت است که ؛ &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سعید حنایی قاتل عنکبوتی شهر مشهد &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;که 16 زن را در فاصله سال 79 تا 80 به قتل رساند هم در اعترافاتش گفته بود که از نظریات برخی روحانیون(مصباح یزدی) برداشت کرده که باید زمین را از وجود زنان فاسد و بدحجاب پاک کند، آنهم با تجاوز و قتل به وحشیانه ترین شکل. او که تا لحظه آخر و پیش از اعدام خود را یک قهرمان و شیعه معتقد می دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگردیم به کلام اصلی خودمان و نمونه تایید شده قتل های کرمان؛ حساب کنید وقتی شش جوان( بیست و چند ساله)  که دوره ی زیادی از رشد و تکامل شان عقلی شان را سپری کرده اند از گفته های مصباح یزدی برداشت می کنند که باید عده ای را به قتل برسانند برای این که مهدورالدم هستند حالا تصور کنید کودکانی را که بخواهند با قصه های برگرفته از گفته های مصباح یزدی رشد کنند و بزرگ بشوند.آنها چه گونه بار می آیند؟ چه تفکراتی خواهند داشت و چه ها خواهند کرد؟&lt;br /&gt;10 عنوان کتاب کودک از صاحب چنین تفکری هرکدام در شمارگان 5000 نسخه منتشر شده و به عبارتی می شود 50 هزار نسخه  و حتمن تجدید چاپ هم شده و می شود و قرار است برسد به دست هزاران کودک معصوم ایرانی که حالا یا خودشان یا پدر و مادرشان برایشان بخوانند. کودکانی که تحت تاثیر نظریات مصباح یزدی رشد کنند بی شک آینده هراسناکی را رقم می زنند.&lt;br /&gt;اگر اوضاع بر همین منوال پیش برود و قصه های مصباح همین طور منتشر و تجدید چاپ شود من از آینده سرزمینم می ترسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت:&lt;/span&gt; گزارشی بی ربط به مصباح اما درباره تلاش نظام اسلامی برای تربیت کودکانمان و آینده هراسناک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/////-5a117b1b1c.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;تربیت جوانان مطیع برای تغییر سرنوشت دنیا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-7221398315946874410?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/7221398315946874410/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=7221398315946874410&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7221398315946874410'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7221398315946874410'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='آینده هراسناک با مجموعه قصه های مصباح یزدی برای کودکان'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TD1hRiZxjuI/AAAAAAAAArk/4quz-8oNa7U/s72-c/001.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-448672616685845964</id><published>2010-06-10T20:29:00.008-04:00</published><updated>2010-06-11T00:23:13.668-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فداییان سبز'/><title type='text'>بیانیه موسوی و کروبی؛ بازی دوسر برد برای جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TBG3eY80BgI/AAAAAAAAArc/6H25GzwdM-U/s1600/mosavi-karobi.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 214px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TBG3eY80BgI/AAAAAAAAArc/6H25GzwdM-U/s320/mosavi-karobi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5481363954208081410" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی در بیانیه ای اعلام کردند که ؛ &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.kaleme.com/1389/03/20/klm-22294"&gt;درپی کارشکنی های مکرر وزارت کشور برای صدور مجوز راهپیمایی 22 خرداد، برای حفظ و جان مردم این راهپیمایی برگزار نخواهد شد.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;تا اینجای کار نظر و تحلیل های متفاوتی درباره همین بیانیه منتشر شده و عده ای رهبران سبز را به عقب نشینی متهم کرده اند و عده ای دیگر با در نظر گرفتن احتمالاتی از یک بازی سیاسی و تغییر و تحولات احتمالی در آینده خبر داده اند و عده ای هم آن را با مثال هایی حرکتی درست قلمداد کرده اند.&lt;br /&gt;من اما تنها به این بیانیه و موضوع پیشنهادی آن یعنی عدم شرکت در راهپیمایی 22 خرداد می پردازم و از احتمالات در می گذرم. به گمانم بیانیه آقایان موسوی و کروبی یک حرکت درست سیاسی است که از رهبران با درایت یک جنبش مردمی انتظار می رفت.&lt;br /&gt;با توجه به اخباری که در چند روز گذشته درباره آماده باش نیروهای انتظامی و امنیتی در تهران منتشر شده ، برگزاری "مانور اقتدار" و همچنین تحلیل های ارایه شده در نشریات داخلی سپاه پاسداران، حاکمیت برای کنترل راهپیمایی 22 خرداد دو راهکار را مد نظر داشت؛&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اول&lt;/span&gt; این که با وقت کشی تا لحظه آخر در نهایت مجوز راهپیمایی 22 خرداد را صادر کند اما همزمان مسیرهای منتهی به میدان امام حسین ، خیابان انقلاب تا آزادی  و همچنین منافذ مترو در این مسیر را با حضور پرتعداد نیروهایش ببندد و مانع حضور مردم در مسیر امام حسین به آزادی شود. به این ترتیب روز راهپیمایی 22 خرداد جمعیتی بسیار کم موفق به حضور شده و در نهایت با اجازه ورود به آقایان موسوی و کروبی و جمعیت بسیار اندک حاکمیت این موضوع را در بوق و کرنا می کرد که بله جنبش سبز یا به قول خودشان "فتنه" با سرانش جمیعن انقدر تعدادشان است.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دومین&lt;/span&gt; راهکارشان این بود که کارشکنی برای مجوز را تا آخر وقت ادامه می دهیم، درنهایت مجوز صادر نمی کنیم، نیروهای انتظامی و امنیتی را هم در شمال و جنوب مسیر امام حسین تا آزادی مستقر می کنیم،منافذ مترو را می بندیم، اگر آقایان موسوی و کروبی و طرفدارانشان آمدند در یک تجمع غیر قانونی شرکت کرده اند و ما سرکوبشان می کنیم چون خلاف قانون و امنیت ملی اقدام کرده اند. درکنار این مساله توجیهاتی از این دست که اینها دستشان با عوامل خارجی یکی است هم قدرت می گرفت، با این توصیف که بله شورای امنیت قطعنامه تحریمی صادر کرده است و آمریکا و غرب از بیرون و این "منافقان" از داخل در حرکتی هماهنگ به ما ضربه می زنند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;این دو تحلیل و راهکار غالب حکومت مستقر&lt;/span&gt; برای رویارویی با راهپیمایی مردمی 22 خرداد بود. در مقابل اما این جا بیانیه آقایان موسوی و کروبی مبنی بر عدم برگزاری راهپیمایی برای حفظ و جان مردم را قرار می دهیم.&lt;br /&gt;رهبران جنبش سبز با این بیانیه به گمانم هر دو دست و بازی حاکمیت را به هم زدند. با درخواست آنها از مردم برای لغو راهپیمایی 22 خرداد ؛ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اول&lt;/span&gt; یکبار دیگر نشان دادند که حاکمیت ایران و شخص رهبری و دولت مستقر اهل گفت و گو و منطق نیست و همچنان اصرار بر حفظ بحران در کشور دارد، چرا که حتا با راهپیمایی سکوت و مسالمت آمیز منتقدان یا معترضان به حکومت نیز مخالفت کرده است، این موضوع دو عمق دارد، یکی عمق داخلی و دیگری عمقی بین المللی. یعنی هم در میان طرفداران جناح حاکم این موضوع به تناقضات دیگر درباره مشروعیت دولت و حکومت مستقر دامن می زند و هم در وجه بین الملی حکومت ایران تاثیر منفی خواهد گذاشت و عدم مشروعیتش را دوباره به رخ جهانیان می کشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دوم&lt;/span&gt; اما اگر مردم در راهپیمایی 22 خرداد به صورت خودجوش حاضر شوند و به راهپیمایی سکوت خود در مسیر میدان امام حسین تا آزادی ادامه دهند، و نیروهای انتظامی و امنیتی احیانن با مردم برخوردی کنند، باز همان عوارض مورد اول گریبانگیر حاکمیت خواهد بود، به این ترتیب که هم مجوز راهپیمایی مسالمت آمیز نداده و هم مردم خود که در سکوت اعتراض می کنند را سرکوب کرده است. به این ترتیب؛ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دو سر این بیانیه و تصمیم رهبران سبز به نفع جنبش و مردم و هر دو سرش باخت برای حاکمیت خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در کنار این موضوع البته جنبه مردمی و انسانی بیانیه را هم نباید فراموش کرد که به این ترتیب رهبران جنبش همچنان اعلام می کنند که مردم برای شان اهمیت بیشتری از هرمساله دارد و آنها حاضر نیستند برای یک گام به جلو مردم را در خطر بیاندازند. البته موضوع دیگری هم هست و این که این بیانیه با کمال خونسردی و درایت نشان می دهد که توانایی های جنبش سبز و اعضایش آنقدر هست که بتواند از یک مناسبت یا حضور خیابانی برای حقوق انسانی صرف نظر کندو نشان می دهد که فرصت به اندازه کافی دارد.&lt;br /&gt;والبته به این تصمیم رهبران جنبش سبز و هوشمندی سیاسی شان باید این مساله را نیز اضافه کرد که با چنین موضع گیری همچنان که در طول یکسال گذشته نیروهای انتظامی، نظامی و امنیتی در بسیاری مواقع آماده باش بوده اند و در سایر مواقع هم نیمه آماده باش بازهم باید به همان شیوه خسته کننده کار خود ادامه بدهند. به این ترتیب همچنان آنها خسته می شوند و نه ما و جنبش سبز. به عبارتی با این روش در عین حالی که نیروی آنها همچنان تحلیل می رود این مشت بسته برای جنبش سبز محفوظ می ماند که ما هرزمانی که بخواهیم توانایی و پشتوانه مردمی اش را داریم که به کف خیابان بیاییم و مطالباتمان را درخواست کنیم از حاکمیت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس نوشت: اول این که این نظر در بحث با دوستان خوبم در یک کافه و پیش از بیانیه آقایان موسوی و کروبی به بحث گذاشتیم و دوم این که برای این می نویسمش چون همین  بحث درباره بیانیه آقایان موسوی و  کروبی در فیس بوک و در حلقه دوستان نیز مطرح شد من هم این نظر را دادم و حالا خواستم که منتشر شود برای رفقای چشم هایش.&lt;br /&gt;&lt;div id="text_expose_id_4c1185caa2591421e4f25" class="comment_actual_text text_exposed"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-448672616685845964?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/448672616685845964/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=448672616685845964&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/448672616685845964'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/448672616685845964'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='بیانیه موسوی و کروبی؛ بازی دوسر برد برای جنبش سبز'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/TBG3eY80BgI/AAAAAAAAArc/6H25GzwdM-U/s72-c/mosavi-karobi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-5153179622793220657</id><published>2010-05-27T00:31:00.012-04:00</published><updated>2010-06-11T13:24:15.381-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>"سیمین سبز ایران" مرا ببخش</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_4WAZ8V2JI/AAAAAAAAArE/vYr2U5vDr_Y/s1600/motamedariya01.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 247px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_4WAZ8V2JI/AAAAAAAAArE/vYr2U5vDr_Y/s320/motamedariya01.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5475838393148889234" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;درخبرهای یک سایت خبری وابسته به دولت آمده است که &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.womenpress.ir/pages/shownews.aspx?newsid=24989"&gt;محمد تقی رهبر رییس مجمع روحانیون روحانیون مجلس&lt;/a&gt; و همچنین&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.womenpress.ir/pages/shownews.aspx?newsid=24989"&gt;فاطمه رهبر عضو کمسیون فرهنگی مجلس هشتم&lt;/a&gt; به ترتیب خواستار ممنوع التصویر شدن و برخورد جدی با &lt;a style="font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7"&gt;خانم فاطمه معتمد آریا&lt;/a&gt; بازیگر توانای ایرانی شده اند. دلیل &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;"آغا" و "خانووم" رهبر&lt;/span&gt; هم این است که چرا خانم معتمد آریا که در جشنواره کن به سر می بردند بدون حجاب عکس گرفته اند. البته این حنا دیگر رنگ ندارد و بچه ها هم دیگر حالا می دانند که این واکنش این طرفداران دولت مستقر در مجلس نه فقط برای تصویر بی حجاب &lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"سیمین ایران"&lt;/span&gt; نیست بلکه نقطه دردناک برای آنها انداختن دستبند سبز و طرفداری ایشان از جنبش سبز مردم ایران است.&lt;br /&gt;چرا که اگر واقعن مبنای اظهارات و درخواست  "آغا" و "خانووم" رهبر بی حجابی یک زن مسلمان در بلاد کفر و در مقابل دوربین ها بود که &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%BA%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C"&gt;"&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ارغوان رضایی"&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و درخواست برای ممنوع التصویر شدنش در "رسانه میلی" ارجحیت دارد. چطور است که خانم ارغوان رضایی می تواند با &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.youtube.com/watch?v=EnNNpMr5KGM&amp;amp;feature=related"&gt;شورت و تی شرت آستین کوتاه و سر لخت&lt;/a&gt; (محض نمونه)در مقابل دیدگان هزاران و بلکه میلیون ها مرد و زن غریبه ورجه وورجه کند و صدای و سیمای ضرغامی هم چپ و راست او را نشان بدهد و سایت های حامی دولت هم عکس بی حجاب بزرگش را برجسته کنند، اما &lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"سیمین ایران"&lt;/span&gt; اجازه ندارد حتی &lt;a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1546303&amp;amp;Lang=P"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;در یک اجتماع زنانه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بدون روسری عکس بگیرد؟!&lt;br /&gt;نه واقعن چرا؟! چون ارغوان رضایی &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.youtube.com/watch?v=aY8rrAZyBkM&amp;amp;feature=related"&gt;راکت تنیس به محمود احمدی نژاد هدیه داده&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=aY8rrAZyBkM&amp;amp;feature=related"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; و با دیدنش اشک شوق ریخته&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما در مقابل فاطمه معتمد آریا &lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"سیمین ایران"&lt;/span&gt; از مهندس موسوی و جنبش سبز حمایت کرده است. اگر "آغا" و "خانووم" رهبر دغدغه اسلام و رعایت حجاب را داشتند چطور در روزهای گذشته و پس از نمایش های آنچنانی "رسانه میلی" و وبسایت های حامی دولت از "ارغوان رضایی" حداقل یک تذکرخشک و خالی ندادند که حالا امثال من ساکت شویم و بگوییم که خب بله نگران اسلام! و رعایت حجاب اتباع جمهوری! اسلامی! هستند. ایشان چطور برای بعضی ها ننه اند و چشم می پوشند بر همه ی رفتارهایشان اما برای عزیزان مردم نقش زن بابا را بازی می کنند؟!&lt;br /&gt;واقعن شرم شان باد که عنوان نمایندگی مردم را یدک می کشند، همان "رهیافتگان" به مجلس از سرشان هم زیاد است، چرا که در طول این چند سال هیچ گاه در قامت نمایندگان مردم ظاهر نشده اند و تنها و تنها به طرفداری از حکومت و دولت مستقر پرداخته اند. خیالشان برداشته که با این حرفها خدای نکرده خدشه ای به اعتبار فاطمه معتمد آریا وارد می کنند و یا ذره ای از علاقه مردم نسبت به او را کم می کنند؟ خیرنمی توانند، همین چند ماه پیش اشخاص مورد حمایت "آغا " و خانووم" رهبر در نهاد ریاست جمهوری و نهادهای امنیتی، &lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"سیمین ایران"&lt;/span&gt; را به همراه &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(51, 204, 0);"&gt;جعفر پناهی  و مجتبی میرتهماسب&lt;/span&gt; ممنوع الخروج کردند،اما نتیجه چه شد؟ نه واقعن  نتیجه چه شد؟ غیر از این است که با هر مخالفت مزدوران این &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;حاکمیت جائر&lt;/span&gt; با فرزندان پاک ایران ، آنها پیش مردم عزیزتر می شوند؟ بله واقعن همین طور است، آنها با این مخالفت ها آتش خشم مردم را شعله ور تر کرده و از طرفی نادانسته برمحبوبیت فرزندان پر افتخار ایران عزیز افزون می کنند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 204, 0); font-weight: bold;"&gt;"سیمین سبز سینمای ایران"&lt;/span&gt; یکی از گرانسنگ های بازیگری ایران است، همانطور که &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(51, 204, 0);"&gt;جعفر پناهی&lt;/span&gt; افتخار سینمای ایران است، ما به داشتن چنین هنرمندانی افتخار می کنیم . هر دولت و حکومتی که بر کار باشد باید منت امثال ایشان را بکشد، برایشان فرش قرمز پهن کند، ارج و احترام بگذارد که عمرشان را برای ارتقای فرهنگ و هنر این مرز و بوم گذاشته اند.&lt;br /&gt;واقعن متاسفم از این اظهارات صدمن یک غاز این دو رهیافته به مجلس، من به عنوان یک ایرانی از فاطمه معتمد آریا عذر می خواهم که هنوز نتوانسته ام در سرنوشت سیاسی کشورم آنقدر تاثیر گذاشته و یا تغییرش بدهم که امروز با او چنین برخوردی شود.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"سیمین ایران"&lt;/span&gt; بانوی سبز سینما مرا ببخش، شرمنده ام، اما قول می دهم دست در دست برادران و خواهرانم بزودی این شرایط را تغییر خواهیم داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستاره های سبز سینمای ایران و حمایت شان از رییس جمهور موسوی را هرچند دیده اید اما دوباره ببینید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;object height="385" width="480"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/iTeBwQJAsow&amp;amp;hl=en_US&amp;amp;fs=1&amp;amp;"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/iTeBwQJAsow&amp;amp;hl=en_US&amp;amp;fs=1&amp;amp;" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" height="385" width="480"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-5153179622793220657?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/5153179622793220657/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=5153179622793220657&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5153179622793220657'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5153179622793220657'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post_27.html' title='&quot;سیمین سبز ایران&quot; مرا ببخش'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_4WAZ8V2JI/AAAAAAAAArE/vYr2U5vDr_Y/s72-c/motamedariya01.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4411632957108768524</id><published>2010-05-22T19:12:00.007-04:00</published><updated>2010-05-22T21:58:39.394-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>چرا می نویسم حکومت مستقر ؟!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_iJy3AeN-I/AAAAAAAAAq8/wSWKDjv5-1M/s1600/9_8805120684_L600.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 223px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_iJy3AeN-I/AAAAAAAAAq8/wSWKDjv5-1M/s320/9_8805120684_L600.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5474276853921232866" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;دو تن از دوستانی که به این وبلاگ سر می زنند، پرسش مشترکی را مطرح کرده اند در باره این که چرا در نوشته هایم از واژه های "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;حکومت مستقر&lt;/span&gt;" و یا "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دولت مستقر&lt;/span&gt;" استفاده می کنم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;اول این نوشته باید عرض کنم به هزار و یک دلیل ، اما چون پرسش جالبی است به نظرم ممکن است برای دیگران هم بوجود آمده باشد لازم دانستم درباره اش توضیح  مختصری بدهم هرچند که همین هم در مختصر نمی گنجد ؛&lt;br /&gt;پس از انتخابات 22 خرداد سال گذشته که هیچ شباهتی به انتخابات نداشت و در حقیقت یک کودتا از سوی جناح حاکم باهمکاری نهادهای نظامی بود،و همچنین حوادث پس از آن  که با سرکوب و کشتار مردم معترض و بازداشت صدها تن از فرزندان این آب و خاک همراه بود بسیاری از تعاریف و اصول حکومت ایران در هم شکست و به نوعی وارونه شد.&lt;br /&gt;در این باره من در کنار بسیاری از همکارانم در رسانه های مختلف از ابتدا بر بکار بردن واژه هایی نظیر "دولت کودتا" و یا "کودتاگران" تاکید داشتیم و بدون هیچ هماهنگی در هر جایی که قلم می زدیم حال با نام یا بی نام و چه در گزارش ها و چه درانتشار اخبارروزانه درباره ایران از این واژه ها استفاده می کردیم، اما با گذشت زمان و دیدن عملکرد دولت و حکومت فعلی تاکید آنها بر سرکوب و کشتار مردم، نادیده گرفتن اصول مختلف قانون اساسی به دفعات مختلف رفته رفته از بکار بردن واژه های "کودتاگران" و "دولت کودتا" به استفاده از واژه های "حکومت مستقر" و "دولت مستقر" رسیدیم.&lt;br /&gt;من به شخصه وقتی می نویسم "حکومت مستقر" و یا "دولت مستقر"دقیقن هدفم این است که بیان کنم این حکومت فعلی ؛ "جمهوری اسلامی" نیست؛ چون به واقع نه جمهوری است و نه اسلامی. نه این که بخواهم از "جمهوری اسلامی" گذشته دفاع کنم ،نه به هیچ وجه، اساسن کار من این نیست، بلکه هدفم گوشزد کردن این نکته است که جمهوری اسلامی مورد نظر تعاریفی داشته که این حکومت که خود را با آن نام معرفی می کند، نه تنها به هیچ کدام از اصول قانونی اش وفادار نبوده است بلکه بارها آن اصول را هم نقض کرده است.(بویژه در این باره معتقدم حکومت فعلی به هیچ وجه شرایط &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1"&gt;اصل 1&lt;/a&gt; قانون اساسی را دارا نیست و چنانچه هم اکنون درباره نوع حکومت همه پرسی برگزار شود، نظر مردم گزینه ای غیر از حکومت فعلی خواهد بود، حداقل اش این است که حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر مردم این نیست. اگر کسی نظری غیر از این دارد می شود یک همه پرسی آزاد و قانونی برگزار کرد تاببینم نتیجه چه خواهد بود)&lt;br /&gt;به این ترتیب در یکسال گذشته شاهد بوده ایم که بارها اصول مختلف قانونی کشور نادیده گرفته شد؛ نهاد های نظامی (نهادها و سازمان های زیر نظر رهبری) پیش از انتخابات و در انتخابات دخالت آشکار کردند، رییس دولت برگزار کننده ی انتخابات از هیچ امکانی برای پیروزی مجددش در انتخابات صرفنظر نکرد، از پخش سیب زمینی و سکه برای خریدن رای بگیرید تا وام های چند میلیونی، انتشار تعرفه های غیر قانونی رای گیری. صدا و سیمای این حکومت مستقر در عین بی عدالتی تنها تریبون های مختلف اش را در اختیار کاندیدای خاص(محمود احمدی نژاد و حامیانش) قرار داد. اعضای شورای نگهبان که باید ناظر انتخابات بودند، مواضع حمایتی نسبت به یک کاندیدا داشتند، پس از برگزاری انتخابات دستگاه قضایی همین حکومت بهترین فرزندان این مرز و بوم را به اتهامات واهی بصورت گسترده بازداشت و مورد شکنجه قرار داد و در دادگاه های فرمایشی آنها را بدون در نظر گرفتن حقوق قانونی شان محاکمه و به حبس های طولانی مدت محکوم کرد. همین "حکومت مستقر" به مردم اجازه نداد اعتراض کنند و با قرار دادن نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی در مقابل مردم آنها را به خاک و خون کشید. رهبری نظام  که باید عادل باشد هم در مقابل مردم موضع گرفت و دستور سرکوب و کشتار مردم را بی توجه به اعتراضات کاندیداها و مردم معترض در نماز جمعه 29 خردادماه صادر کرد.&lt;br /&gt;این موارد که تنها گوشه ای است از آنچه روی داده، خود به تنهایی موارد مختلف اصل &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B3"&gt;3&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B4"&gt;4&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B5"&gt;5&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B6"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B9"&gt;9&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B1"&gt;11&lt;/a&gt; و البته اصول &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B2.DB.B2"&gt;22&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B2.DB.B3_-_.D9.85.D9.86.D8.B9_.D8.AA.D9.81.D8.AA.DB.8C.D8.B4_.D8.B9.D9.82.D8.A7.DB.8C.D8.AF"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;23&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B2.DB.B4"&gt;24&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B2.DB.B5"&gt;25&lt;/a&gt; ، &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B2.DB.B6"&gt;26&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B2.DB.B7"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;27&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; قانون اساسی  از اصلی ترین اصول قانون کشور که حکومت را "جمهوری اسلامی" می کند، نقض کرده و نادیده گرفته است.&lt;br /&gt;نمی خواهم با مقایسه های قانونی و بر شمردن اصل های قانون اساسی "جمهوری اسلامی" مورد نظر مثلن از اصل &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B0.DB.B7_-_.D8.AE.D8.A8.D8.B1.DA.AF.D8.A7.D9.86_.D8.B1.D9.87.D8.A8.D8.B1.DB.8C"&gt;107&lt;/a&gt; گرفته تا اصل &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B1.DB.B1_-_.D8.A8.D8.B1.DA.A9.D9.86.D8.A7.D8.B1.DB.8C_.D8.B1.D9.87.D8.A8.D8.B1"&gt;111 &lt;/a&gt;که درباره رهبری نظام جمهوری اسلامی،شرایطش و اختیارات و نظارت بر کار اوست  و به کرات در یکسال گذشته نادیده گرفته شده است و یا موارد قانونی مانند اصول &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B5.DB.B6_-_.D9.88.D8.B8.D8.A7.DB.8C.D9.81_.D9.82.D9.88.D9.87_.D9.82.D8.B6.D8.A7.DB.8C.DB.8C.D9.87"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;156&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و  &lt;a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B5.DB.B7"&gt;157&lt;/a&gt; (اصول تعریف وظایف و اختیارات قوه قضاییه)  و همچنین اصول مربوط به احزاب و یا موارد بی شمار دیگر که آنها هم هیچ کدام در کشور اجرا نشده و هر روز نادیده گرفته می شوند مانند موارد بی شمارتخلفات قانونی دولت احمدی نژاد  شما را خسته کنم، چون بحث به درازا خواهد کشید و باید همان هزار و یک دلیل که در ابتدای نوشتار عرض کردم را توضیح بدهم.&lt;br /&gt;بهرترتیب، از آذرماه سال گذشته و بویژه از حوادث عاشورای خونین سال گذشته به بعد من به شخصه خودم از بکار بردن واژه های "کودتاگران" و "دولت کودتا" در نوشته هایم قانع نمی شدم.به این ترتیب که آن را ناکافی و نارسا می دانستم. چون موارد ظلم و جور حاکمیت فرای رفتارهای غیرقانونی بود و تاکید خود آنها بر این رفتار نشان می داد که به هیچ وجه حتا به "جمهوری اسلامی" مورد نظر خودشان هم وفادار نیستند. صحنه های رد شدن خودروی پلیس از روی شهروندان، پرت کردن مردم از روی پل، شلیک مستقیم به معترضان وقتی با رفتارهای گذشته همچون حمله به کوی دانشگاه، کشتن مردم در روزهای خرداد و تیر در خیابان ها، حوادث کهریزک و ... همگی در کنار هم قرار می گرفتند به خوبی بر این امر گواهی می دادند.&lt;br /&gt;البته همین قدر هم بگویم که بکار بردن واژه های "حکومت مستقر" و یا "دولت مستقر" به جای  "حکومت و یا دولت جمهوری اسلامی" ابتکار و ایده ی من نیست، اما بنده به عنوان موافق بر آن تاکید دارم و مدام آن را تکرار خواهم کرد.&lt;br /&gt;گمان می کنم بار معنایی "حکومت و یا دولت مستقر" مادام که تکرار شود و در خاطرها بماند، دو نکته را بسیار پررنگ می کند، یکی این که یادآوری می کند این حکومت و دولت نه "جمهوری" است و نه "اسلامی" و خب به این ترتیب " قانونی" هم نیست چون وفادار به اصول قانونی خود وضع کرده هم نبوده است. نکته دوم هم این که این واژه ها علاوه بر بار معنایی  که در آن نهفته است بر موقتی بودن و فعلی بودن حکومت و دولت تاکید می کند و یادآور امید  و گذرا بودن این شرایط خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم که توضیحاتم کافی بوده باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت؛&lt;/span&gt; همه موارد قانونی ذکر شده را لینک کرده ام برای مطالعه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4411632957108768524?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4411632957108768524/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4411632957108768524&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4411632957108768524'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4411632957108768524'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post_22.html' title='چرا می نویسم حکومت مستقر ؟!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_iJy3AeN-I/AAAAAAAAAq8/wSWKDjv5-1M/s72-c/9_8805120684_L600.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2864812177370508756</id><published>2010-05-20T17:26:00.004-04:00</published><updated>2010-05-20T18:55:15.659-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>همچنان رسانه باشیم، رسانه ای فراگیر</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_W9u3hXFzI/AAAAAAAAAqs/D_cPebygmHw/s1600/newspapersalesman.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 311px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_W9u3hXFzI/AAAAAAAAAqs/D_cPebygmHw/s320/newspapersalesman.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5473489535014213426" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;جسارت است، قصد توصیه ندارم تنها نکته ای است که به نظرم اهمیت دارد.&lt;br /&gt;چند روز دیگر یک سال از کودتای انتخاباتی می گذرد، در این یک سال تعداد زیادی از دوستان روزنامه نگار همچون فعالان سیاسی و حقوق بشر ، مثل فعالان دانشجویی، صنفی و سندیکایی و همه ی آنهایی که "زبان گویای حقیقت بودند" بازداشت و زندانی شده اند و همچنان نیز دستگاه قضایی و امنیتی "حکومت مستقر" با این که بر بی نتیجه بودن این عملکردش واقف است اما اصرار می ورزد. این اما همه ماجرا نیست در روزها و ماه های پس از کودتا ده ها نفر از مردم سرزمین عزیز مان نیز بر سر ایستادگی پای خواسته های برحقشان به دست مزدوران حاکمیت "یک دست" کشته شده اند. زندگان بیرون از بند هم شرایط بهتری نداشته و ندارند و همچنان که بچه های پاک این مرزوبوم در بازداشتگاه ها مورد بدترین شکنجه ها و تعرض ها قرار گرفتند، آنان که بظاهر رها بوده اند هم انگار که همین بلایا برسرشان آمده است. یعنی همگی با هم این شرایط تلخ را تجربه کرده و می کنیم.&lt;br /&gt;با این همه خوب است فراموش نکنیم که چرا اساسن کودتای انتخاباتی صورت گرفت و چرا این همه مردم کشته و بازداشت شده اند؟!&lt;br /&gt;به گمانم یکی از اهداف کودتاگران از کودتای انتخاباتی و کشتار بی رحمانه پس از آن و همچنین ادامه دادن بازداشت ها و شکنجه ها، جلوگیری از حاکم شدن"جریان آزاد اطلاع رسانی" و ترس آنها از برملا شدن دستان پرخون و زبان پردروغ شان بوده است. آنها از آزادی و آزادی خواهی می ترسند چون می دانند در صورت آگاهی مردم (همه مردم ایران) از ظلم ها و غارت داشته هایشان جایی در این سرزمین نخواهند داشت، حتا با توسل به ضرب و زور.&lt;br /&gt;نگاه کنید به اسامی بازداشت شدگان (نام از کسی نمی برم که همگی در این راه تلاش کرده اند)، هر کدام شان در مسیری که پیش و پس از کودتای انتخاباتی طی کرده اند، جز ایستادگی بر آرمان های مردم و بیان حقایق فعالیتی نداشته اند. حالا هرکس به اندازه خودش؛ روزنامه نگار در قامت خودش، فعال سیاسی، دانشجویی ، حقوق بشر و... در قامت خود و هنرمندان و دیگران هم.&lt;br /&gt;این روزها می بینم که بسیاری از وبسایت ها ، وبلاگ ها و حتا صفحات دوستان در شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک، تویتر، فرند فید و ... اخبار عزیزان در بند را بخوبی منعکس و اطلاع رسانی می کنند. کار بسیار درستی است باید هم چنین باشد که آنها بر گردن همه ما حق دارند، باید در این باره بنویسیم و بیشتر هم اطلاع رسانی کنیم. این اطلاع رسانی دست به دست و سینه به سینه در زنده نگاه داشتن و همذات پنداری آزادی خواهان سبز با یکدگر بسیار پر اهمیت است.  بی ریا و با صداقت می نویسم از وقتی که خودم در همین چند روز اخیر خبر وضعیت تعدادی از روزنامه نگاران در زندان رجایی شهر را خوانده ام با عذاب وجدان چند ساعتی می خوابم، یا همچنان که خبر اعتصاب غذای جعفر پناهی عزیز را خوانده ام حتا دیدن غذا برای من همیشه گرسنه تلخ و دشوار است و خواندن این اخبار به من نیرویی توام با خشم و عشق داده تا بتوانم بیشتر تلاش کنم. حتمن در باره شما هم این چنین است.&lt;br /&gt;با این همه اما نکته ی دیگری هم هست، اساسن مزدوران "حکومت مستقر" عزیزان ما را دربند کرده اند، تمام روزنامه ها و رسانه های مردمی را مسدود کرده اند که صدای ما را خاموش کنند، که پیش دید مان را بگیرند. آنها با ادامه بازداشت های بی هدف و اعلام حبس های سنگین و برگزاری بیدادگاه های فرمایشی قصد دارند ذهن و تلاش ما تنها منحصر به همین موضات باشد. می خواهند ما را درگیر عملکرد کثیف خود کنند تا بتوانند در سایر عرصه ها به ظلم و غارت و حاکمیت شان ادامه دهند. اما خوب است ما در غیاب هر کدام از این عزیزان دربند و در جای خالی شهدای جنبش سبز، مثل تک تک آنها و به جای آنها به همه مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حساس باشیم، اطلاع رسانی کنیم  و نسبت به آنها واکنش نشان بدهیم. حالا هرکدام در حد توانمان. معتقدم اگر چنین کنیم و ادامه بدهیم این راه را، کودتاگران را با شکستی سنگین تر روبرو خواهیم کرد. همانطور که آنها پس از 22 خرداد بیشمار عزیزانمان را کشتند و بازداشت کردند، اما جریان آزادی خواهی مردم همچنان پابرجا ماند، در این راه هم ناکامشان بگذاریم. سعی کنیم رسانه باشیم ، رسانه هایی فراگیر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2864812177370508756?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2864812177370508756/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2864812177370508756&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2864812177370508756'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2864812177370508756'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post_20.html' title='همچنان رسانه باشیم، رسانه ای فراگیر'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_W9u3hXFzI/AAAAAAAAAqs/D_cPebygmHw/s72-c/newspapersalesman.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2394689133220729046</id><published>2010-05-17T17:46:00.010-04:00</published><updated>2010-05-18T00:11:28.189-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فداییان سبز'/><title type='text'>حاضرم جانم را فدای مهندس موسوی کنم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_HC0jMDGaI/AAAAAAAAAqk/Nx3QCpqHfDA/s1600/Mir-Hossein-Mousavi.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 251px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_HC0jMDGaI/AAAAAAAAAqk/Nx3QCpqHfDA/s320/Mir-Hossein-Mousavi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5472369230286625186" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;تیرماه امسال بیاید 14 سال است که روزنامه نگاری می کنم، هیچ وقت فعال سیاسی نبوده ام، تنها برای شرف و شرافت کلمه و در جانب داری از مردم نوشته ام، اسیر قدرت هیچ قدرت مداری نشده ام، نان خالی ام را سق زده ام اما زیر بیرق هیچ دسته و گروهی نرفته ام. به اندازه کافی کتاب خوانده ام، تاریخ را ورق زده ام و در سرنوشت تاریخی ملل مختلف سیر کرده ام.  احساساتی هم نیستم، تا به چیزی یا عقیده ای معتقد نباشم درباره اش نمی نویسم و حرف نمی زنم. همیشه سعی کرده ام در زندگی جانب حقیقت و مردم را بگیرم، جناح بازی های جمهوری اسلامی و بازی سیاست در کشورم را می فهمم. همه چیز را می بینم ، می خوانم و در حد خودم درک می کنم، خیلی بچه مسلمان نیستم و در مسایل مذهبی ممکن است هزار اختلاف داشته باشم با دیگر هواداران جنبش سبز، اما بی تعارف می نویسم ، مهندس موسوی برای من چیزی فرای سیاست و کار است، میرحسین موسوی برایم آینده ایران است و مردمش، موسوی برایم مفهوم وطن و هموطن را دارد. پس از سی سال اوست که به عنوان یک سیاستمدار برخلاف تمام کسانی که آمده اند و رفته اند همه مسایل ریز و درشت کشورم را رصد می کند و حتا به جزییات گرفتاری های مردم حساس است و با ادبیاتی به غایت متفاوت با تمام سیاستمداران با مردم سخن می گوید. ممکن است هزاران اختلاف عقیده داشته باشم با آقای موسوی اما برای حفظ او هرکاری می کنم.&lt;br /&gt;سی و پنج سال از خدا عمر گرفته ام، هزاران آرزو دارم برای زندگی ام، برای آینده ام ، اما با این حال حاضرم بمیرم اما او باشد و حرف دل مردم را بزند، حاضرم تا آخرین قطره خونم  را بدهم اما او سلامت باشد و پای آرمان های مردم بایستد. مهندس موسوی را یکی از فرصت های تکرار نشدنی در تاریخ ایران می دانم، باید او را حفظ کنم و کنیم.  می دانم هزاران رفیق و دوست دیگر هم مثل من فکر می کنند و همچنین بی شمار هستند کسانی که بتوانند جای ما باشند و بنویسند برای مردم ، همانطور که تا امروز جای تمام بچه هایی که کشته شدند یا زندان رفته اند را بی شماران گرفته اند. جای نگرانی از این بابت ندارم. من جانم را فدای مهندس موسوی خواهم کرد.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/02/28/klm-19699"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بازداشت احمد یزدانفر سرتیم محافظان میرحسین موسوی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از نگاه ام آزمایش افراطیون در جناح حاکم و نهادهای امنیتی  است برای برخورد با مهندس موسوی. اما شک ندارم که این آرزو را به گور خواهند برد. از مدتی پیش با برخی از دوستان حرفش بود که حلقه ای را برای محافظت مجازی از رهبران جنبش سبز تشکیل بدهیم با نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;"فداییان سبز"&lt;/span&gt; ، حالا وقتش رسیده که این حلقه را در فضای حقیقی تشکیل بدهیم. معتقدم که باید فرصتی با نام موسوی را به هر شکل ممکن حفظ کنیم. حفظ او برای آزادی و زنده نگه داشتن آزادی خواهی در ایران عزیز بر هر چیزی ترجیح دارد از نگاه ام. تندروهای جناح حاکم و سران دستگاه های امنیتی را در این باره دچار افسردگی مزمن خواهیم کرد.  معتقدم باید یک بار برای همیشه پای آن چیزی که می خواهم و می خواهیم استوار بایستیم.&lt;br /&gt;من از همین حالا تا خیالم از بابت حفاظت از مهندس موسوی راحت نشود ، تمام تلاشم را می کنم و دنبال مقدمات این کار خواهم بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2394689133220729046?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2394689133220729046/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2394689133220729046&amp;isPopup=true' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2394689133220729046'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2394689133220729046'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post_17.html' title='حاضرم جانم را فدای مهندس موسوی کنم'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_HC0jMDGaI/AAAAAAAAAqk/Nx3QCpqHfDA/s72-c/Mir-Hossein-Mousavi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1996595207064776672</id><published>2010-05-16T16:01:00.004-04:00</published><updated>2010-05-16T16:38:26.710-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تولد'/><title type='text'>نی نوازان ناز نازان در رهند...</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.enimkat.com/"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 45px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_BXj26JzSI/AAAAAAAAAqc/0CEJ9DpTDbo/s320/Log.3.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5471969820801617186" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.enimkat.com/"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;شروع به کار وبلاگ &lt;a href="http://www.enimkat.com/"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);"&gt;نیمکت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، اتفاقی بود که توی این روزها بسیار خرسندم کرد. &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://aknoononline.blogspot.com/"&gt;شهرام رفیع زاده&lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; &lt;/span&gt;و &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.shabnameha.com/"&gt;روزبه میرابراهیمی&lt;/a&gt; رفقای خوبم که هر کدامشان سالهاست علاوه بر روزنامه نگاری وبلاگ هم می نویسند و اساسن خودشان &lt;a href="http://azadipress.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=429&amp;amp;Itemid=2"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;متهمان اصلی پرونده ی وبلاگ نویسان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند در سال 83 ، قرار است روی این نیمکت بنشینند و بنویسند درباره مسایل جاری روز.&lt;br /&gt;خرسندی و خوشحالی ام از این جهت بیش تر است که این روزها نیاز است تا با تحلیل های درست در جهت آگاه سازی افکار عمومی تلاش کرد که البته با توجه به شناختی که از این دو روزنامه نگار خوب و با سابقه کشورمان دارم اطمینان دارم که چنین نیز خواهد شد.&lt;br /&gt;نوشتن و ارایه تحلیل های درست در این روزها به شدت مورد نیاز است، بویژه این نیاز وقتی بیشتر احساس می شود که &lt;a href="http://www.rahesabz.net/story/13288/"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"عوضی ها"&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به قول &lt;a href="http://www.enabavi.com/"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ابراهیم نبوی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; عزیز هم وارد عرصه شده اند و برعلیه جریان آزادی خواهی مردم ایران شبهه افکنی می کنند و تلاش دارند تا با ارایه یک سری جعلیات درباره سوابق خود و همچنین برخی اطلاعات غلط همه چیز را از هم بپاشند البته با هدف های تعیین شده براشان.&lt;br /&gt;به واقع نیاز است که همه دوستان با سابقه و دست به قلم و تحلیل که دست کم ادعای مردم مدار بودن دارند این روزها وارد عرصه شده و برای آگاهی ، آزادی و سرافرازی ایران عزیز هر بیشتر و مفید تر قلم بزنند.&lt;br /&gt;تولد نیمکت را به فال نیک می گیرم و امیدوارم که نوشته های خوب دوستان را بطور مرتب در آن بخوانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1996595207064776672?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1996595207064776672/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1996595207064776672&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1996595207064776672'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1996595207064776672'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post_1137.html' title='نی نوازان ناز نازان در رهند...'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S_BXj26JzSI/AAAAAAAAAqc/0CEJ9DpTDbo/s72-c/Log.3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-6278647489525889442</id><published>2010-05-16T01:36:00.005-04:00</published><updated>2010-05-16T01:55:42.554-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مشق'/><title type='text'>ماجرا بودار است</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S--HtlQ9QZI/AAAAAAAAAqM/HodIp-g--S0/s1600/33yqpop.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 200px; height: 162px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S--HtlQ9QZI/AAAAAAAAAqM/HodIp-g--S0/s200/33yqpop.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5471741289445540242" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بوی مرگ می دهد خانه&lt;br /&gt;بوی دهان های بازمانده در حسرت یک نفس عمیق&lt;br /&gt;خانه را بوی حسرت برداشته&lt;br /&gt;برداشته مرا تنهایی&lt;br /&gt;چقدر بودار است این ماجرا!&lt;br /&gt;بوی گند می دهد در و دیوار&lt;br /&gt;حسرت بودار مراهم برداشته&lt;br /&gt;گل های روی میز بوی مردار می دهند&lt;br /&gt;رادیو بوی کافور&lt;br /&gt;صندلی چوبی بوی تخته ی غسال خانه می دهد&lt;br /&gt;تخت خوابم بوی تابوت&lt;br /&gt;من بوی گند گرفته ام&lt;br /&gt;ماجرا خیلی بودار است&lt;br /&gt;تا،&lt;br /&gt;تا حسرت یک نفس&lt;br /&gt;تنها یک نفس عمیق بودار شما را برنداشته&lt;br /&gt;مرا دفن کنید&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-6278647489525889442?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/6278647489525889442/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=6278647489525889442&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6278647489525889442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6278647489525889442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post_16.html' title='ماجرا بودار است'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S--HtlQ9QZI/AAAAAAAAAqM/HodIp-g--S0/s72-c/33yqpop.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2077070747371951608</id><published>2010-05-12T00:23:00.002-04:00</published><updated>2010-05-12T00:27:42.884-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سبزینه'/><title type='text'>همچنان سبزم و سرسبزی پنهان دارم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S-ouM4_tkDI/AAAAAAAAAp0/Ou1yiXxuo5k/s1600/i37_19379573.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 400px; height: 257px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S-ouM4_tkDI/AAAAAAAAAp0/Ou1yiXxuo5k/s400/i37_19379573.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5470235496387809330" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;با همه داغ که از گردش دوران دارم&lt;br /&gt;من به زیبایی این زندگی ایمان دارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جویباری ست گل الود ولی می دانم&lt;br /&gt;صاف خواهد شد و این نقش به چشمان دارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هست پاییز و به جز زرد نمی بیند چشم&lt;br /&gt;باز من چشم به سبزی بهاران دارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه گوگرد غم از هر طرفی می ریزد&lt;br /&gt;همچنان سبزم و سرسبزی پنهان دارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می شوم زرد ولی هیچ نمی پوسم من&lt;br /&gt;چونکه در خاک جهان ریشه فراوان دارم &lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2077070747371951608?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2077070747371951608/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2077070747371951608&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2077070747371951608'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2077070747371951608'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='همچنان سبزم و سرسبزی پنهان دارم'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/S-ouM4_tkDI/AAAAAAAAAp0/Ou1yiXxuo5k/s72-c/i37_19379573.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-6496074839583066944</id><published>2010-01-11T00:16:00.003-05:00</published><updated>2010-01-12T01:21:14.572-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مجلس'/><title type='text'>گزارش کمیته ویژه مجلس و مردودی اصولگرایان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;خب گزارش کمیته بررسی وضعیت بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ( کودتای انتخاباتی) پس از نزدیک به هفت ماه در صحن مجلس قرائت شد و همانطور که پیش از این خبرها حکایت داشت آن چیزی که باید نشد و تنها به چند موضوع به صورت دم دستی پرداخته شد که به هیچ وجه با حقیقت تلخ روی داده در حوادث چند ماه گذشته مطابقت نداشت.&lt;br /&gt;اصولگرایان مجلس که اعضای این کمیته را تشکیل می دادند در نهایت این گزارش خود را پس از بارها تعویق انداختن تنها به یکی دو موضوع در رابطه با فجایع بازداشتگاه کهریزک اختصاص داده و در عملکردی بسیار ضعیف سعی کردند که با تکرار نام منفور "سعید مرتضوی" به عنوان کسی که دستور انتقال بازداشتی ها به کهریزک را داده ،این طور وانمود کنند که گزارش جامع و عادلانه ای تهیه کرده اند. درحالی که خود نیز به خوبی می دانند این گزارش در واقع نمره مردودی کارنامه شان بود که در قضاوت آیندگان و تاریخ درباره شان تاثیر زیادی می گذارد.&lt;br /&gt;اعضای این کمیته در این گزارش با پررنگ کردن نام مرتضوی  آنهم تا این حد که او در فرستادن 147 بازداشتی به کهریزک مقصر بوده تنها او را به  "خلاف گویی"متهم کردند و درعوض درکنار همین موضوع، شماره ی نامه هایی را منتشر کردند که به ادعای آنها بین شان رد و بدل شده بود تا این گونه فرماندهان نیروی انتظامی از جمله "اسماعیل احمدی مقدم" باجناق احمدی نژاد، "احمدرضا رادان"جانشین او و دیگر فرماندهان نیروی انتظامی تهران را به نوعی تبرئه کنند که بله آنها حتی از پذیرش بازداشت شدگان در کهریزک هم خودداری کرده بودند.  درصورتی که همه می دانند مرتضوی تنها یکی از عاملان جنایات کهریزک و سایر جنایت های رخ داده دربازداشتگاه ها در ماه های بعد از کودتای انتخاباتی است.&lt;br /&gt;آقایان اصولگرایان! همین طور آن همه جنایت روی داده در این بازداشتگاه را هم (از جمله ضرب و شتم شدید بازداشت شدگان با باتوم و اجسام سخت و کابل و غیره ) که موجب مرگ دست کم سه نفر از جمله محسن روح الامینی ، محمد کامرانی و امیرجوادی فر شده بود را کاملن برعکس جلوه داده و علت کشته شدن این بچه های ایران را &lt;span style="color: black;" lang="AR-SA"&gt;"عوامل متعدد از جمله كمبود مكان، ضعف امور بهداشتي، تغذيه نامناسب، گرما، فقدان كولر و … و در نتيجه ضرب و شتم و بي‌توجهي ماموران و مسوولان بازداشتگاه به وضعيت جسمي آنان" دانسته اند. حالا البته پیش خودشان حتمن فکر کرده اند خیلی کار بزرگی کرده اند که می گویند بر اثر"نداشتن کولر و کلاغ پر رفتن" این بچه ها جانشان را ازدست داده اند، چرا که درهمین مملکت مثلن فرماندهان سپاه  یا نیروی انتظامی که نیروهایشان مردم را به گلوله بستند در خیابان ها تهران یا آنها را با ماشین زیر گرفته و کشتند، گفتند ؛مردم خودشان کشته شده اند.&lt;br /&gt;البته من خودم خیلی از این بیشتر انتظار نداشتم از این کمیته، اما فکر می کردم لااقل درباره مسایلی که وعده کرده بودند مثل مساله "بازداشتگاه منفی 4 وزارت کشور،ماجرای دفن مخفیانه بعضی از کشته شدگان در بهشت زهرا، یا نگهداری بعضی از جنازه های بچه های این مملکت در سردخانه های صنعتی پس از کشته شدن در زمان بازداشت و یا ماجرای مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی پزشک وظیفه همین بازداشتگاه کهریزک لااقل اشاره می کنند که ؛ مردم ما تحقیق کردیم اینها صحت نداشت .اما دریغ که همین کار را هم نکردند.&lt;br /&gt;درباره ماجرای تجاوز به بازداشت شدگان که بهرحال آقای کروبی از موضع خودش کوتاه نیامد، من انتظار نداشتم این ها بپذیرند چرا که علی رغم این که واقعیت داشت و دارد و با وجود شاهدان این موضوع، می دانستم پذیرفتنش خیلی برایشان هزینه بر خواهد بود و به هیچ وجه زیر بار نمی روند، یا درباره بازداشتگاه های سپاه پاسداران و اصلن این که چرا بازداشت شدگان توسط سپاه دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفته اند هم انتظار نداشتم حرفی به میان بیاید که همان طور هم شد.&lt;br /&gt;آقایان اصولگرا حتا درباره همین ماجرای کهریزک با توجه به گفته های خود احمدی مقدم و رادان که بارها تاکید کرده بودند کسی آنجا کشته نشده و یا شکنجه ای درکار نبوده،با توجه به بیانیه سازمان قضایی نیروهای مسلح که کشته شدن بازداشت شدگان در آنجا را تایید کرد بر اثر خشونت صورت گرفته توسط پرسنل آنجا، می توانستند باجناق احمدی نژاد و جانشین اش را هم حداقل به خلاف گویی متهم کنند، یا خواستار پاسخ گویی شان بشوند اما این کار هم را نکردند.&lt;br /&gt;درباره بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران، که بدون استثنا بدون انجام جرمی و غیرقانونی بازداشت و ضرب و شتم شده و در حین بازداشت هم از حقوق اولیه خود محروم بودند مثلن نداشتن وکیل و یا نگه داشته شدن مدت طولانی در سلول های انفرادی و بازداشت موقت بدون دادگاهی و یا دربازداشت ماندن بعد از صدور قرار وثیقه گمان می کردم توضیحی بدهند، یعنی حداقل پایبندی به سوگندشان (بنا بر ادعای مسلمان بودن و اصولگرایی)  یا قائل بودن به حداقل قوانین بازی سیاسی باید مجابشان می کرد که در این موارد توضیحاتی بدهند، اما گویا خودشان هم از شرایط بدجوری مرعوب شده اند که به راحتی از کنار این مسایل گذشته اند. درحالی که همین ماجرا می تواند در آینده ای بسیار نزدیک برای خودشان رخ بدهد در آن حکومتی که هیچ چیزش مشخص نیست. همین سرنوشت سعید مرتضوی، می توانست در این باره برای شان درس عبرتی باشد که متاسفانه نشد.&lt;br /&gt;آنها حتی در بند آخر گزارش شان با مقصر خواندن آقایان موسوی و کروبی به دلیل اعتراض به کودتای انتخاباتی به واقع اوج ناتوانی و وابستگی شان به جناح حاکم را نشان داد و بیشتر از هر زمان دیگری فرمایشی بودن مجلس هشتم را اثبات کردند. به عبارتی با مقصر خواندن این دو چهره محبوب مردم و از آن طرف تبرئه کردن مقصران حوادث چندماه گذشته ، سکوت و نام نبردن از آمران و عاملان اصلی جنایات درحقیقت گفته اند که مردم معترض به کودتا ، خودشان مقصر بوده اند که کشته ، بازداشت، شکنجه شده اند و یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.حالا این را به زبان غیر مستقیم مطرح کرده اند.&lt;br /&gt;بهرحال مردم که می دانند این حوادث تلخ از کجا شروع شده، آمر اصلی این جنایات کیست،آمران بعدی چه کسانی بودند و البته عاملان، اما اصولگرایان که اکثریت مجلس را دارند با این گزارش به دور از حقیقت و عدالت خودشان را بیش از پیش نزد افکار عمومی خراب کردند،من گمان می کنم که این گزارش مجلس باعث شد تعدادی از هموطنان ما که حالا به هر نحوی و دلیلی با این گروه احساس نزدیکی می کردند یا اندک امیدی به آنها داشتند هم از آنها قطع امید کردند. چون بهرحال مردم از طرفداران همه گروه ها و جناح های سیاسی، از همه طبقات جامعه شاهد حوادث چندماه گذشته بوده اند، اخبار را دنبال کرده اند و خلاصه در کوچه و محلشان چند نفر بازداشت شده یا یکی کشته داده اند، اخبار سینه به سینه بهشان رسیده است و انتظار داشتند که حداقل یک سری واقعیات حالا حتا به صورت نصفه و نیمه در این گزارش می آمد.&lt;br /&gt;دور نیست که همین آقایان و خانم های عضو مجلس هشتم در پیشگاه همین ملت جوابگوی این اعمال خود باشند که چشم پوشیدن بر جنایت و نگرفتن جانب عدالت خود کمتر از جنایت و شرکت در آن نیست. جنایات روی داده در هفت ماه گذشته چیزی نیست که مردم و وجدان عمومی به راحتی از کنارش عبور کند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-6496074839583066944?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/6496074839583066944/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=6496074839583066944&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6496074839583066944'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6496074839583066944'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/01/blog-post_11.html' title='گزارش کمیته ویژه مجلس و مردودی اصولگرایان'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2585498571541147053</id><published>2010-01-08T23:45:00.003-05:00</published><updated>2010-01-08T23:56:02.196-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='منبوط'/><title type='text'>بزودی در این مکان یک بهرام نصب می شود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;اولن که خیلی شرمگینم از دوستان چشم هایش که در این مدت تنهایشان گذاشتم، اما خب شرایط طوری بود که به کارهای دیگری می رسیدم، دوستانی که از نزدیک می شناسندم می دانند که من اگر وبلاگ نمی نویسم ، در عوضش چند جای دیگر جبران می کنم.&lt;br /&gt;بهرحال اما خواستم عرض ارادت کرده باشم به همه دوستان و دوستداران چشم هایش و آمدم که بنویسم ، از یکشنبه نه تنها حتمن بطور مرتب خواهم نوشت بلکه سعی می کنم پس از این گزارش ها و مطالبم در جاهای مختلف را هم به یک ترتیبی این جا قرار بدهم، حقیقتش نمی خواستم خیلی چشم هایش آلوده سیاست شود اما چه کنم که تمام زندگیمان سیاسی شده و از آن چند جمله ای که در پروفایل نوشته ام همه اش به همین موضوع ربط پیدا کرده البته به غیر از عاشق شدن، به این عبارت که چشم هایش و چشم هایم امروز همه چیز را سیاسی می بیند، سیاسی می خواند، سیاسی می نویسد، و زندگی هم که نداریم کلن.&lt;br /&gt;البته سعی می کنم از رویه سابق چشم هایش خارج نشوم ، اما غیر از این نیست که از اول هم قرار بر این بود این جا دغدغه های فکری ام را به اشتراک بگذارم و حالا این است روز گار ما.&lt;br /&gt;پس از فردا ، چشم هایش دوباره بازگشایی می شود و یک فروند بهرام در این مکان دوباره نصب می شود البته پرکار و مرتب.&lt;br /&gt;دوستتان دارم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2585498571541147053?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2585498571541147053/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2585498571541147053&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2585498571541147053'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2585498571541147053'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='بزودی در این مکان یک بهرام نصب می شود'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-3170698078427473652</id><published>2009-10-30T12:17:00.005-04:00</published><updated>2009-10-30T13:38:03.924-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کودکی'/><title type='text'>ظلمی که از کودکی به ما می شد</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/SusaDTRWa3I/AAAAAAAAApU/cqrgoX0uPsY/s1600-h/auto_20pee.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 214px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/SusaDTRWa3I/AAAAAAAAApU/cqrgoX0uPsY/s320/auto_20pee.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5398437222348647282" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;ساعتی پیش با عزیزی تلفنی صحبت می کردم، حرف افتاد، رسیدم به کودکی هایمان، برایش تعریف کردم که گویا مرا هم در گهواره می خواباندند و برایش تعریف کردم؛ گهواره که چه عرض کنم؛ همان تابوت بگوییم بهتر است ، آنهم با دست و پای بسته، اصلن از روز اول ما را به اسیری به این دنیا آوردند انگار.&lt;br /&gt;ما بچه های گیلانی یا بقولی "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;گیلک زاکان&lt;/span&gt;" از کودکی این رنج را (اسیری) همچون صلیبی کج تحمل کرده و بر دوش می کشیدیم واقعن و خداوند پدر این تمدن را نگاه دارد که مردم امروزه از روی چشم و هم چشمی هم که شده دیگر بچه های کوچک یا بهتر بگویم نوزادان را آن طور اسیر نمی کنند در یک تابوت چوبی و حالا دیگر براشان اتاق خواب و تخت خواب دو نفره و نازبالش و پستانک معطر و نرم و پوشک های رطوبت گیر و هزار وسیله آرایشی و آرامشی دیگر فراهم می کنند.&lt;br /&gt;همان طور که در این تصویر مشاهده می فرمایید این بچه را به گهواره بسته اند، حالا گهواره ای که ماها را در آن می انداختند کمی رنگ و لعاب هم داشت و چندین منگوله قرمز هم آویزانش بود که به قول معروف گول زنک باشد و مشغولیت برانگیز. اما خب زندان و بند ، بند است دیگر، خوشگل و زشت اش توفیری ندارد.&lt;br /&gt;روایت است که بنده را هم همین گونه به تخت گهواره می بستند و برای ساکت کردنم یک پستانک لاستیکی( واقعن لاستیکی مثل چسب لاستیکی تویوپ دوچرخه) صورتی رنگ معروف به "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;چوچو&lt;/span&gt;" را می چپاندند توی دهنم تا نق و نوق هم نکنم و هر از گاهی هم کسی اگر مسیرش از کنار گهواره این جانب می گذشت یک تکانی هم به تخت شکنجه ما می داد تا مثلن تابی خورده باشیم در شرجی شمال و کیفی کرده باشیم.&lt;br /&gt;حالا که فکر می کنم می بینم واقعن جنایت است از نوزادی دست و پای بچه را می بیندند آنهم به محکم ترین شکل ممکن، به آلت تناسلی اش اگر پسر باشد دودولش را می کنند توی قیف و اگر دختر باشد گمانم.. (نمی دانم چه می کنند)  و زیر کون مبارک هم یک لگن رویی یا همان آلومنیومی تعبیه شده(در بعض موارد سفالی هم بود)  و چوچو هم عمومن از سقف گهواره با یک نخ آویزان بود تا به زمین نیفتند و در فاصله دهن و هوا بچرخد یا در دهن قرار بگیرد و یا در سایر مواقع هم آویزان باشد و بچه های بیچاره در حسرت یک پستان پر شیر و گرم ، حتا دستشان به آن چوچوی لاستیکی بی مزه ، بی احساس و بی حرارت هم نرسد. بعد ساعت ها باید به همان ترتیب و روبه بالا بخوابند و با چشم شان اطراف را نگاه کنند و به اهالی خانه توی دلشان فحش خار و مادر بدهند، اما دریغ از یک منجی. دریغ. و تنها زمانی این شکنجه به پایان می رسید که اطرافیان را با بوی نامطبوع و خرابکاری های بچگانه ناخرسند کرده باشی،آن هم پس از ساعت ها که پدر کون و دودول خودت درآمد و تمام زیر شکمت از اسید شاش سوخت و طاول زد.&lt;br /&gt;حالا دیگر نسل گهواره ها فکر کنم ور افتاده باشد اما گمانم هنوز در بعضی از جاها که زن ها هم دوشادوش مردان کار می کنند برای لقمه ای نان و خرج زندگی، کودکان را همان طور به اسیری می گیریند. قسم می خورم اگر روزی دستم به دهنم برسد و حالا نه این که به پست و مقامی برسم ، نه، اگر مثلن بیلت قرعه کشی ام برنده شود یک بنیاد حمایت از کودکان ترتیب می دهم به چه بزرگی و گهواره را هم به عنوان یک مظهر شکنجه معرفی می کنم ، از همه کودکانی هم که در گهواره اسیر بوده اند و این شکنجه سخت و طاقت فرسا را تحمل کرده اند هم دلجویی می کنم.&lt;br /&gt;واقعن نمی دانم بعضی از این شاعرهای در پیتی چه تقدسی و محبتی در این گهواره دیده اند که هی گهواره گهواره کرده و می کنند. این ها را اصلن باید گرفت خواباند و ساعت ها بست به این تخت گهواره ببینم بازهم در مدحش شعر می گویند؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت:&lt;/span&gt; تا یادم نرفته بگویم یکی از دلایلی که پس کله ما گیلک ها تخت است همین گهواره است و از بس که مارا اینگونه شکنجه کرده اند و  روبه بالا خوابانده اند پس کله مان تخت شده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پسا پس نوشت: &lt;/span&gt;اما این را هم بگویم که محدودیت ،ابتکار و پیشرفت هم به دنبال دارد. ما از بس که بسته بوده ایم در این چار پنج سال اول زندگی ، مجبورن به کودکانی متفکر بدل شدیم که تمام رفتار و کردار و گفتار بزرگترها را بهتر از خودشان آنالیز می کردیم واصولن در سرزمین ما بسته به فرهنگ خانواده و سطح فکرشان (و البته گهواره) کودکانشان هم روشنفکر تر و تحلیلگر تر رشد می کردند، و البته ماهی سفید هم بی تاثیر نبود و نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-3170698078427473652?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/3170698078427473652/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=3170698078427473652&amp;isPopup=true' title='16 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/3170698078427473652'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/3170698078427473652'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/10/blog-post_30.html' title='ظلمی که از کودکی به ما می شد'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/SusaDTRWa3I/AAAAAAAAApU/cqrgoX0uPsY/s72-c/auto_20pee.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>16</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4339744735151792754</id><published>2009-10-26T22:04:00.002-04:00</published><updated>2009-10-29T21:10:26.047-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تعمیرگاه'/><title type='text'>کارگران مشغول کارند!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;بزودی در این مکان ، با تغییر کاربری وبلاگی دیگر نصب می شود، درحال حاضر هم کارگران مشغول عوض کردن قالب هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس نوشت: کار قابل و جابجا کردن بند و بساط این جا هنوز کار داره ولی خب تا اندازه ای فک کنم تکمیلش کردم، البته خب قالب آماده بود اما مجبور بودم در سایزها و رنگ هاش و همینطور ستون بندی هاش دست ببرم تا بتونم به اون فضایی که دلم می خواست برسم، هر چند هنوز هم اون طوری نشده و احساس می کنم که کمی شلوغ شده ، چه می دانم شاید برای سفیدی بیش از حدش باشد که رنگ ها و عکس ها بیشتر به چشم می آیند بهرحال ، پس از این هم سعی می کنم کم کم رویش کار کنم، هدف تغییر بود که فعلن تا یک جایی پیش رفتم. حالا از این به بعد مرتب و دوباره می نویسم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4339744735151792754?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4339744735151792754/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4339744735151792754&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4339744735151792754'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4339744735151792754'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/10/blog-post_26.html' title='کارگران مشغول کارند!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2561650999815456409</id><published>2009-10-01T00:36:00.003-04:00</published><updated>2009-10-01T00:39:57.790-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوستالوژی'/><title type='text'>فقط گوش کردن این قطعه آرامم می کند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;object width="425" height="344"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/r2HiuMYJ4CM&amp;amp;color1=0xb1b1b1&amp;amp;color2=0xcfcfcf&amp;amp;hl=en&amp;amp;feature=player_embedded&amp;amp;fs=1"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowScriptAccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/r2HiuMYJ4CM&amp;amp;color1=0xb1b1b1&amp;amp;color2=0xcfcfcf&amp;amp;hl=en&amp;amp;feature=player_embedded&amp;amp;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always" width="425" height="344"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2561650999815456409?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2561650999815456409/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2561650999815456409&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2561650999815456409'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2561650999815456409'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='فقط گوش کردن این قطعه آرامم می کند'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-7806996057560310052</id><published>2009-09-30T15:31:00.005-04:00</published><updated>2009-09-30T17:12:13.831-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مهین'/><title type='text'>درد و بی خوابی</title><content type='html'>از دست رفتن دو روزنامه نگار جوان ؛ &lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/article/1839820.html"&gt;امیر زمانی فر و رزا آژیری&lt;/a&gt; متاسفم کرد. دیشب کلی اشک ریختم ، با خواندن هرجمله ای که دوستانم توی فیس بوک می نوشتند انگار غم ام تازه تر می شد و غمگین تر می شدم، توی این وقت ها من از تلفن می ترسم. حتا وقت فرستادن کارهای روزانه که باید ایمیلی را برای بخشی از دوستان بفرستم و مجبور بودم اول همه اسم ها را سلکت کنم، وقتی می خواستم اسم آنها که لازم نیست مطلب را برایشان بفرستم از لیست خارج کنم، اسم امیر زمانی فر و ایمیلش را که دیدم دوباره بغضم  شکست. نمی دانستم باید چه کنم بفرستم یا نه، اما خودم را زدم به ندانستن و باور نکردن و باز او را هم در لیست قرار دادم. انگار که اتفاقی نیفتاده است.&lt;br /&gt;دیشب خیلی با خودم کلنجار رفتم که بخوابم، نمی توانستم. چند روزی می شد قلب و دست چپم به شدت درد می کرد، سرما خوردگی شدید ،سیگار زیاد و خبرهایی که رسیده بود هم مزید برعلت نمی گذاشت بخوابم، مدام به این بچه ها فکر می کردم و البته به مهین گرجی که توی اغماست .&lt;br /&gt;وقتی به مهین فکر می کردم همه چیز مثل یک فیلم از جلوی رویم رد می شد انگار، از تازه ترین گفت و گویمان ، از عصبانیتش از دست خبرنگارهای خارجی که بلد نبودند با احمدی نژاد مصاحبه کنند، حرفهایی که بعضی وقت ها پای چت کردن با هم رد و بدل کرده بودیم، همینطور کلمات و جملاتش از جلوی چشمم می گذشت از حرفها و پرسش هایش در باره انتخابات، درباره موسوی و این که آیا باید اصل شرکت در انتخابات را پذیرفت. ذهنش پرسشگر است همیشه این دختر، و از آن دست کسانی است که باید با او بحث کنی ، با دلایل قانع کننده سفت و سخت شاید بتوانی نظرش را جلب کنی، کلن روحیه ی انتقاد گری در خونش هست انگار.&lt;br /&gt;توی همین فکر ها بودم یک آن دیدم در تحریریه روزنامه ایران روی صندلی های یشمی رنگ در کنار بیژن کیامنش جلوی در ایران جوان و ایران ورزشی نشسته ام ، هنوز وقت خبر نیست و میزها تقریبن خالی اند، ما با لیوان های بزرگ چایی در دست نشسته ایم، روبرویمان همکارانی مثل سهیل معینی ، فرین عاصمی ، سوسن صادقی هستند، کنارمان سعید افسر مشغول به کاراست سرش توی صفحه بزرگ گزارش،پشت سرمان آقای ضرابی توی دفتر سردبیری ایران جوان است و انگاردارد به کسی فحش می دهد! من دارم سیگار می کشم و با بیژن (که هرجاهست سلامت باشد) داریم گپ می زنیم، مهین گرجی با قد افراشته و یک مانتوی بلند سورمه ای رنگ  و با چهره دوست داشتنی و آرامش ، وارد می شود با هم سلام و احوال پرسی می کنیم مثل همیشه و از کنارمان رد می شود، می رود توی سالن ایران ورزشی، بیژن می گوید خیلی دختر نازنین و خانمی است ، من هم حرفش را تایید می کنم و می گویم من همش دعا می کنم که به هوش بیاد!! بیژن می گوید ؛حالت خوبه و من ...&lt;br /&gt;احساس می کنم دارم خفه می شوم، انگار پتو مثل یک بختک افتاده روی سرم ، دستانم توان ندارند پتو را کنار بزنم ، دارم می میرم، یک آن انگار که از زیر آب سرم را می خواهم بالا بیاورم با تمام نیرویم به سمت بالا حرکت می کنم و از خواب می پرم.&lt;br /&gt;قلبم باز به شدت درد می کند، بلند می شوم، دستم را روی موس لپ تاپم می چرخانم، فیس بوک را رفرش می کنم به امید خبری خوب از مهین، می بینم همچنان دوستان متاثرند از مرگ نابهنگام دو دوست جوان . همه جا را زیر و رو می کنم بلکه ببینم مهین به هوش آمده است؟ ناامید نمی شوم ایمیلم را چک می کنم، همه جا دنبال یک خبر خوب می گردم. هنوز کسی این خبر خوب را منتشر نکرده ،سیگاری روشن می کنم.وقت سپیده است، آرزو می کنم که مهین عزیز را دوباره سلامت ببینم، دوست دارم یکی از همین شبهای آینده دوباره ببینم که چراغش روشن است ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت&lt;/span&gt;: دکتر توصیه کرد هروقتی درد قلبت بیشتر از پنج دقیقه شد خودت را بیمارستان برسان و یا خبر بده، هنوز جواب نوار قلب و آزمایش خونم را هم نداده است ، تازه یک آزمایش دیگر هم برایم نوشته که یک چکاپ کلی دیگر است. اما دکتر ها کلن حرف مفت زیاد می زنند (دوستان دکتر ببخشند)، فعلن یک خبر خوب از مهین می تواند حالم را تا مدتها خوب کند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-7806996057560310052?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/7806996057560310052/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=7806996057560310052&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7806996057560310052'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7806996057560310052'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/09/blog-post_30.html' title='درد و بی خوابی'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-8495056462606743722</id><published>2009-09-10T17:10:00.003-04:00</published><updated>2009-09-10T17:17:37.536-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پریزیدنت'/><title type='text'>آن را که منم منصب معزول کجا گردد‏</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sqls5vpfLVI/AAAAAAAAAok/wWyaYAA9esQ/s1600-h/mosavi.1.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 208px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sqls5vpfLVI/AAAAAAAAAok/wWyaYAA9esQ/s320/mosavi.1.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5379950969169587538" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نان پاره زمن بستان جان پاره نخواهد شد&lt;br /&gt;آواره عشق ما آواره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز&lt;br /&gt;وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن را که منم منصب معزول کجا گردد&lt;br /&gt;آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز&lt;br /&gt;وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اشک شود ساقی این دیده من لیکن&lt;br /&gt;بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیمار شود عاشق اما بنمی میرد&lt;br /&gt;ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر&lt;br /&gt;آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت مولانا&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-8495056462606743722?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/8495056462606743722/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=8495056462606743722&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/8495056462606743722'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/8495056462606743722'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='آن را که منم منصب معزول کجا گردد‏'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sqls5vpfLVI/AAAAAAAAAok/wWyaYAA9esQ/s72-c/mosavi.1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-2766687502715427536</id><published>2009-08-01T04:49:00.003-04:00</published><updated>2009-08-01T05:06:00.491-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بی دادگاه'/><title type='text'>بازجویی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/SnQFBFD_q3I/AAAAAAAAAoU/bEPFKGVj95Y/s1600-h/mohammadali+abtahi.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 244px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/SnQFBFD_q3I/AAAAAAAAAoU/bEPFKGVj95Y/s320/mohammadali+abtahi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5364918572202044274" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;...اعتراف می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتراف می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با آزادی همکاری داشته ام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما ،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ گاه آزاد نبوده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت :&lt;/span&gt;امروز که این عکس محمدعلی ابطحی در بی دادگاه خامنه ای و نوکرانش را دیدم بی اختیار دوست داشتم این چند سطر را بگذارم این جا، بخصوص آنکه دروغ گزاری فارس هم به نقل از ابطحی نوشته که ؛ اعتراف می کنم ...&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; پسا پس نوشت:&lt;/span&gt; &lt;a href="http://donbalak.blogspot.com/2006/06/blog-post_115161210097843887.html"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;این واژه ها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را پیش از این نوشته و تقدیمش کرده بودم به &lt;a href="http://ntchek.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;رضا معینی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; عزیز که برای حقوق از دسته رفته ما روزنامه نگاران تلاش زیادی می کند و خستگی ناپذیر است. امروز هم از او سپاس گزارم برای تلاش های بی دریغ اش.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-2766687502715427536?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/2766687502715427536/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=2766687502715427536&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2766687502715427536'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/2766687502715427536'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='بازجویی'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/SnQFBFD_q3I/AAAAAAAAAoU/bEPFKGVj95Y/s72-c/mohammadali+abtahi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-3950920165843439670</id><published>2009-07-19T00:16:00.005-04:00</published><updated>2009-07-19T01:41:26.344-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>سیاه بازی کودتاچیان برای انحراف رسانه ها و افکار عمومی</title><content type='html'>من &lt;a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371761&amp;amp;Lang=P"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;خبر انتصاب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی احمدی نژاد را یک بازی کثیف رسانه ای برای رسمیت بخشیدن به دولتی می دانم که نه تنها همچنان از نظر احزاب و گروه ها و اکثریت مردم ایران و حتا مراجع تقلید شیعه نامشروع است بلکه دستش به خون صدها جوان ایرانی آلوده است و همچنان نیز مشغول سرکوب مردم است.&lt;br /&gt;کمی که از دور تر هم نگاه می کنم ،می بینم در طول چهار سال گذشته از این دعواهای ساختگی برای سرگرم کردن رسانه های منتقد وانحراف افکار عمومی از ناتوانی های دولت وقت، کم نبوده است . برای نمونه می توانم هزاران  انتقاد وتوصیه ، گفت و گو و خبری را مثال بزنم که تا همین چندی پیش درباره مخالفت مجلس با دولت نهم منتشر شده است، طوری که هر روز حجم زیادی از خبرهای رسانه ها(حتا رسانه های منتقد) در اختیار فراکسیون اصولگرایان حامی احمدی نژاد در مجلس بوده و هر روز مثلن اطلاع می دادند که می خواهند این وزیر را استیضاح کنند یا آن یکی را مورد سوال قرار دهند یا ... که این خبرها به غیر از این که اسامی این راه یافتگان به مجلس را مدام در ذهن مخاطب به عنوان مثلن مخالف احمدی نژاد و دولت تکرار و حک کند کار دیگری انجام نداد و در نهایت دیدیم که وقت انتخابات همین نمایندگان منتقد چگونه از او حمایت کردند و هنوز هم این کار را انجام می دهند. از دیگر سو هم برای احمدی نژاد و رهبرش نیز بد نشد ، چرا که می توانستند مانور بدهند که در همزمانی روی کار بودن دولت و مجلسی از یک جناح بیشترین انتقادها روی داده و مخالفت های بسیاری هم شده است، اما ریز که نگاه کنیم می بینیم که برخی از منتقدانی که این دعوای ساختگی را جدی گرفته بودند از همین گروه مانند دکتر عماد افروغ ، خوش چهره یا سعید ابوطالب و خادم در مجلس هفتم به طور کلی حذف شدند.&lt;br /&gt;به گمانم نمایندگان فراکسیون حامی احمدی نژاد(یا همان اصولگرایان) و حامیان رسانه ای شان در روزنامه های کیهان ،رسالت ، جام جم و همین طور حتا خبرگزاری ها و وبسایت های مختلف اینترنتی با این همه خبر و اظهارنظر یا یادداشت های مثلن انتقاد آمیزی که دراین دو سه روز گذشته منتشر کرده اند در حقیقت به همان بازی گذشته ادامه می دهند و اصلن مشکلی با رحیم مشایی و احمدی نژاد ندارند.&lt;br /&gt;عباس سلیمی نمین امروز مثلن یادداشت انتقاد آمیزی نوشته توی روزنامه جام جم &lt;a href="http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100912383816"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;(این جا)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;به عنوان یک مخاطب معمولی وقتی که این یادداشت را بخوانید بیش ازهر چیزی که توی ذهنتان تکرار می شود، واژه رییس جمهور است که برای احمدی نژاد به کار رفته و البته دولت  و کابینه دهم. یا مثلن این یادداشت &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;حسین شریعت نداری&lt;/span&gt; در کیهان &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;(&lt;/span&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.kayhannews.ir/880428/2.htm#other205"&gt;این جا&lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;)&lt;/span&gt; نشان می دهد که آنها پیش تر از انتقاد از احمدی نژاد و بیش از آن که برایشان انتصاب رحیم مشایی مهم باشد در حال تکرار واژه های دروغی نظیر 25 میلیون رای، رییس جمهور منتخب، انتخاب شایسته اکثریت مردم و دولت دهم هستند.&lt;br /&gt;با این استدلال معتقدم که اگر بخواهیم حجمی از روزنامه ها و یا وبسایت های خبری یا حتا وبلاگ هایمان را به این موضوع اختصاص بدهیم ما هم  دانسته یا ندانسته شریک بازی آنها در منحرف کردن افکار عمومی از نامشروع و غیرقانونی بودن دولت برآمده از کودتا و تقلب شده ایم، و درحقیقت پا روی اعتقاد بسیاری از دوستان ، همکاران و هموطنانمان گذاشته ایم که در اعتراض به کودتای آقای خامنه ای و حلقه اطرافیانش کشته، زخمی و یا زندانی شده اند و رای شان به هیچ گرفته شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-3950920165843439670?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/3950920165843439670/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=3950920165843439670&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/3950920165843439670'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/3950920165843439670'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/07/blog-post_19.html' title='سیاه بازی کودتاچیان برای انحراف رسانه ها و افکار عمومی'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-6809734566551969299</id><published>2009-07-15T15:46:00.006-04:00</published><updated>2009-07-16T01:48:03.928-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>هاشمی رفسنجانی چه خواهد کرد؟</title><content type='html'>&lt;a style="" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sl41gZAjGQI/AAAAAAAAAn8/ovkK-Z5FNiU/s1600-h/hashemi.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 288px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sl41gZAjGQI/AAAAAAAAAn8/ovkK-Z5FNiU/s320/hashemi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5358779437202741506" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 10"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 10"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5Cbahram%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0cm; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-language:EN-US;} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; 	mso-header-margin:36.0pt; 	mso-footer-margin:36.0pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman";} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;از ابتدای این هفته خبرهایی منتشر شد بر این پایه که قرار است تا آیت الله هاشمی رفسنجانی نماز جمعه هفته جاری را در تاریخ 26 تیرماه برگزار کرده &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و امامت جماعت را پس از گذشت نزدیک به دو ماه مجددن بر عهده بگیرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;در نگاه اول شاید به جهت کم گویی ها و به تعبیری سکوت آقای هاشمی رفسنجانی در دوماه اخیر و در قبال حوادث روی داده در کشور این مساله چندان جذابیتی نداشته باشد اما در یک نگاه دقیق تر آشکار می شود که برگزاری این نماز جمعه از سوی رییس مجلس خبرگان رهبری در شرایط حاضر سیاسی کشور بسیار مهم و تاثیر گذار خواهد بود و بلکه حتا به یک نطق سرنوشت ساز و تعیین کننده منجر شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;مسایلی که در کنار نام آیت الله هاشمی رفسنجانی در ماه های اخیر مطرح شده از جمله جبهه گیری همه جانبه اصولگرایان طرفدار محمود احمدی نژاد پیش از انتخابات برعلیه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;او و حتا اتهاماتی که شخص احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی درباره داشتن فساد مالی و یا حمایت پشت پرده از موسوی به او و خانواده اش وارد کرد (که همچنان نیز دایره این اتهام زنی از سوی نزدیکان رییس دولت نهم بخصوص سخنگوی دولت ادامه دارد) و همین طور شایعاتی مبنی بر تلاش اش برای تشکیل شورای رهبری همه می تواند اقامه نماز جمعه این هفته تهران توسط &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;او که تاکنون هیچ فرصتی برای حضور و ابراز نظراتش نیافته را پراهمیت تر کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;شاید این طور تلقی شود که هاشمی رفسنجانی به جبهه گیری های مخالفان خود در طول سالهای گذشته به نوعی عادت کرده باشد و این را جزیی از قواعد سیاسی در نظام جمهوری اسلامی بداند ،اما دور از انتظار خواهد بود که او از کنار شایعاتی در حد تلاش برای تشکیل شورای رهبری و یا تجمیع اعضای خبرگان برای تغییر رهبری پس از انتخابات اخیر یا اتهامات وارده به خود و خانواده اش و همچنین حمایتش از میرحسین موسوی به راحتی بگذرد و در این موارد اظهار نظر نکند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;دلایل انتظار واکنش از سوی هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;26 تیرماه نیزمی تواند در وهله اول سابقه تاریخی او دراعلام مواضع اش بخصوص در خطبه های نماز جمعه سالهای گذشته از ابتدای انقلاب تاکنون باشد و در وهله دوم نیز می تواند موارد بخصوصی مانند تلاش اش برای حمایت از میرحسین موسوی برای انتخاب مجدد به سمت نخست وزیری در سال 64 و یا واکنش اش در قبال اتهامات وارده از سوی حامیان احمدی نژاد و بخشی از جناح محافه کار در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و شکایت به رهبری و یا حتا نامه ی اخیر او به آیت الله خامنه ای در19 خرداد ماه امسال مورد استناد قرار بگیرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;در این مورد اخیر اگر چه هاشمی رفسنجانی پس از اتهامات علنی رییس دولت نهم در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی به خود وخانواده اش در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای از سکوت وی درقبال این اتهام زنی ها گله کرده بود و حتا در جمله ای معنا دار با اشاره به فوت آیت الله خمینی و همچنین آیت الله بهشتی به رهبر جمهوری اسلامی یادآوری کرده بود که «&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt; اکنون که بسیاری از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;قدیم&lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;» اما بازهم چون پاسخی درخور توجه از جانب رهبری دریافت نکرد این فرصت همچنان پیش او محفوظ ماند تا در موقعیتی مناسب بتواند از مواضع اش بگوید و نظراتش را درباره مسایل اخیر بیان کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;از سویی بی اعتنایی آیت الله خامنه ای به اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی در حالی بود که ایشان در همین نامه سرگشاده پیش از برگزاری انتخابات تلویحن به رهبری هشدار داده بود که «با&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt; توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام موثری بنمایید و مانع&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;» و با انتشار این نامه سرگشاده در حقیقت دست رهبری در حمایت آشکارش از محمود احمدی نژاد و تلاش برای پیروزی او در انتخابات را خوانده &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و رو کرده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;با این همه اما همگان به خاطر دارند که آیت الله خامنه ای بی اعتنا به سیاست هایش دراین زمینه ادامه داد تا در اولین نماز جمعه پس از انتخابات در خطبه هایی که بسیاری آن را تاییدی بر سرکوب و بکارگیری خشونت گسترده نیروهای امنیتی ،نظامی و انتظامی برعلیه اصلاح طلبان و همچنین معترضان به نتایج انتخابات می دانند، بی توجه به وزن سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی و مقام سیاسی او حتا وجود اختلاف نظر با وی را در «موارد متعدد» تایید کرده و با اعلام حمایت علنی و بی پرده از رییس دولت نهم تاکید کرد که در بسیاری موارد نظر محمود احمدی نژاد به او نزدیک تر است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;از سوی دیگر اما هرچند آقای هاشمی رفسنجانی هیچ گاه پیش از انتخابات از کاندیداتوری میرحسین موسوی به طور صریح و شفاف حمایت نکرد اما همگان با توجه به سابقه تاریخی حمایت او درمیانه سال 64 از نخست وزیری مجدد میرحسین موسوی درمقابل مخالفت آقای خامنه ای و همین طور حمایت کامل حزب کارگزاران سازندگی (حزب نزدیک به هاشمی رفسنجانی) ، فرزندان و برخی از نزدیکان او از آقای موسوی در انتخابات اخیر وی را نیز از حامیان میرحسین موسوی می دانند که با توجه به این مساله و حمایت رهبری از محمود احمدی نژاد این احتمال قوت می گیرد که اودر خطبه های این هفته نماز جمعه تهران مواضع اش را آشکار کرده و حداقل در مقام پاسخ گویی به مسایل مطرح شده در این باره بپردازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;این همه در حالی است که رییس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مانند تمام مردم ایران در هفته های اخیر شاهد نحوه برگزاری انتخابات ، بدعت در اعلام نتایج آرا از سوی وزارت کشور( که احتمال تقلب در انتخابات را تقویت کرد)، اعتراض کاندیداهای اصلاح طلب به نتایج اعلام شده ، تایید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان و اعتراض مردم به نتایج اعلام شده، اعمال سانسورگسترده بر رسانه ها و بازداشت گسترده فعالان سیاسی اصلاح طلب و بسیاری از روزنامه نگاران نیز بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;در این باره بدون شک اعتراض مردم و دو کاندیدای اصلاح طلب &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و بخصوص بازداشت بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی (که حتا شامل حال دخترش فائزه و اقوامش شد) که او با بسیاری از آنان در گذشته ارتباطاتی نزدیک داشته است نیز مورد توجه وی خواهد بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;همچنین با توجه به ذکاوت آقای هاشمی رفسنجانی در سیاست ورزی ، اعتراض بسیاری از مراجع تقلید شیعه، احزاب و گروه های سیاسی به نتایج انتخابات و سرکوب معترضان وحتا سکوت سنگین دیگر مراجع ، روحانیون و گروه های همسو با جناح حاکم از دید او پنهان نمانده و این مساله فضای راحت تری را برای ابراز نظرات او در فرصت پیش رو فراهم کرده که باز بر اهمیت و سرنوشت ساز بودن اقامه نماز جمعه این هفته حداقل برای خود او و کسانی که خط و مشی او را در نظام قبول دارند می افزاید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:100%;"&gt;هر چند مانند دیگر اتفاقات روی داده در نظام جمهوری اسلامی و حرکات غیر قابل پیش بینی شخصیت های سیاسی اش شاید نتوان تصویر و انتظار درستی از مواضع و اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران داشت اما با این حال و با توجه به تمام مسایل ذکر شده می توان اضطراب و اهمیت آن را به راحتی احساس کرد. موضوعی که از هم اکنون گمانه زنی ها در میان چهره ها ، نخبگان و احزاب سیاسی کشور را موجب شده و حتا اذهان عمومی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پرسش هایی را مطرح می کند، این که آیا لحظه انتخاب و تصمیم گیری آیت الله هاشمی رفسنجانی فرا رسیده ؟ و بالاخره این که هاشمی رفسنجانی در کدام سوی ماجراهای اخیر قرار خواهد گرفت؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;font-size:14;"   lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-family:arial;" &gt;درحقیقت بسیاری منتظرند تا ببیند پس از «چه باید کرد» آقای خامنه ای و نسخه ای که ایشان با تایید انتخابات برای مردم معترض به نتیجه آن پیچید آیت الله هاشمی رفسنجانی چه خواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-family:arial;" &gt;پس نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:100%;"  &gt;احتمالن دوستان چشم هایش و دوستان فیس بوکی ام و کسانی که مرا از نزدیک می شناسند می دانند که من هاشمی رفسنجانی را یک سیاستمدار زیرک و کاربلد می دانم و دیگر لازم به توضیح نیست، اما این مطلب را فارغ از این نگاه نوشته ام. من هم نمی دانم او روز جمعه چه واکنشی از خودش نشان خواهد داد اما هر چه هست نگاهم نسبت به او تغییر نمی کند چون او را مرد سیاست می دانم و سیاست( به معنای واقعی و دور از احساسات)، بازی های بسیار دارد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:14;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-size:100%;" &gt;پسا پس نوشت:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; این مطلب را روز دوشنبه نوشته ام و می خواستم جای دیگری منتشرش کنم که منتشر نشد، حالا این جا منتشرش کردم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-6809734566551969299?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/6809734566551969299/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=6809734566551969299&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6809734566551969299'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6809734566551969299'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/07/blog-post_15.html' title='هاشمی رفسنجانی چه خواهد کرد؟'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sl41gZAjGQI/AAAAAAAAAn8/ovkK-Z5FNiU/s72-c/hashemi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-7751731128407123494</id><published>2009-07-11T02:22:00.002-04:00</published><updated>2009-07-11T02:24:44.712-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>تحریم بی بی سی چه کسانی را خشنود می کند!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Slgvxe_6kyI/AAAAAAAAAn0/OMIClFqDSO8/s1600-h/090109ptv_386_217.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 180px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Slgvxe_6kyI/AAAAAAAAAn0/OMIClFqDSO8/s320/090109ptv_386_217.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5357084283938444066" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;دوستانی در فیس بوک ، بالاترین ، تویتر و بعضن توی وبلاگستان این روزها چیزی را زمزمه می کنند که به گمانم به هیچ وجه ممکن منطقی نیست. تحریم بی بی سی فارسی ، حرفی است که در فضای احساسی پس از انتخابات مطرح شده و این روزها به گمانم کسانی نادانسته به آن دامن می زنند. با وجودانتقاداتی که خودم هم به تلویزیون بی بی سی دارم اما فکر نمی کنم این نوع برخورد با این رسانه درست باشد، چرا که نقش بسیاری در خبررسانی و تحلیل شرایط پس از انتخابات داشته است و خواهد داشت و کسی نمی تواند منکر این مساله باشد.&lt;br /&gt;قوانین کل رسانه های دنیا یک چیزی است و هر رسانه ای هم جدای این برای خودش چارچوب هایی دارد که با توجه به قوانین جاری آن کشور و سیاست های خارجی آن تدوین شده است. بی بی سی هم یکی مثل دیگر رسانه ها. اگر بنا باشد که رسانه ها همه آن چیزی که ما می دانیم و می بینیم و می خواهیم را منتشر کنند که باید همه روزنامه های ایران را هم تحریم کنیم. و اصلن همه رسانه های دنیا را، اما ما این کار را نکرده و نمی کنیم بلکه می رویم سراغ روزنامه یا رسانه ای که به ما نزدیک تر است یا اطمینان بیشتری به آن داریم. این طبیعی ترین واکنش سلیقه ای مان به یک رسانه است، اما هیچوقت از دیگران هم نمی خواهیم با ما هم عقیده و هم سلیقه باشند و مثلن یک نوع روزنامه بخوانند یا یک کانال تلویزیونی را نگاه کنند.&lt;br /&gt;ما هر روز می بینیم و می خوانیم فلان جا فلان اتفاق افتاده تا این خبر تایید نشود که یک رسانه مثل بی بی سی نمی تواند منتشرش کند، گیریم که منتشرش کرد بنا به گفته و خواسته ما، تکذیب که شد چه کار کند؟ پس باید به این رسانه حق بدهیم که اول از صحت و سقم موضوع باخبر شود بعد از اعتبارش خرج کند.( خبرهایی که در همین چند روز گذشته بارها منتشر شده و بعد تکذیب شده اند را یک مرور کنید) چون این رسانه هم مثل رسانه های تصویری و صوتی دیگر فارسی اهم از رادیو فردا و صدای آمریکا و زمانه و خیلی های دیگر دفتری یا خبرنگار رسمی در ایران که ندارد، پس باید اول مطمئن شود بعد انتشارش بدهد.&lt;br /&gt;اصلن چطور است که از رهبر نظام اسلامی گرفته تا تمام ریز و درشت های حکومت، همه ی اتفاقات اخیر را به بی بی سی نسبت می دهند و از این طرف هم برخی روزنامه نگاران و دوستان ماهم با بی مهری مضاعف چنین اتهامی را البته به شکلی برعکس به آن می زنند. یعنی نمی شود لحظه ای فکر کرد به تاثیر گذاری این رسانه که این همه سران این حکومت را برآشفته کرده است؟&lt;br /&gt;ما نمی توانیم از یک رسانه انتظار داشته باشیم که حرف ما را بزند، اگر چنین خواسته ای داشته باشیم پس چه فرقی میان ما و مثلن آقای خامنه ای و طرفدارانش هست. رسانه کار خودش را می کند و ما اگر خیلی تاثیر گذاریم باید حرکتی را در جامعه مان پایه گذاری کنیم که رسانه مجبور باشد درباره اش حرف بزند و تحلیل کند، همان طور که اعتراضات گسترده پس از انتخابات تمام رسانه های دنیا را مجبور کرد تا میز ایران تشکیل بدهند و هر لحظه خبر رسانی کنند. (الحمدلله حالا عهد دقیانوس نیست و ابزار به اندازه کافی داریم )&lt;br /&gt;می دانم ممکن است حالا دوستانی بحث اتفاقات 18 تیر را مثال بزنند و این که پوشش کمی در بی بی سی داشته ، اما بی بی سی هم خبرش را پخش کرد آنهم چند بار.این رسانه هم درد سر تایید خبر از سوی منابع رسمی را دارد، همانطور که خیلی از رسانه ها دارند. تازه به گمانم اصلن مسولان بی بی سی فارسی این بخش گفت و گو و ارتباط با مخاطبان را برای برون رفت از همان چارچوب های یک رسانه حرفه ای تشکیل داده اند که حرف مردم ما را به شکلی راحت تر پوشش بدهند. ممکن است بعضی ها هم به شیوه بیان و لحن اخبار اعتراض داشته باشند که به نظر من هم کمی آزاردهنده است ، اما غیرقابل تحمل نیست.&lt;br /&gt;اساتید ، دوستان من و کسانی که تحریم بی بی سی را پیش می کشند باید بدانند که اول از همه شروع این بحث به مذاق آقای خامنه ای ، احمدی نژاد و همدستانشان در حکومت کودتا خوش خواهد نشست و بعد هم جز این که تاثیر ناخوشایندی بر دوستان و همکاران مان در بی بی سی داشته باشد، حرکت موثری نخواهد بود.&lt;br /&gt;آیا نمی شود انتقاد کرد که بحث تحریم را پیش می کشید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت:&lt;/span&gt; لازم هم می دانم توضیح بدهم که من برای بی بی سی کار نمی کنم و تها هدفم نقد حرف دوستانم بود که این روزها مطرح شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-7751731128407123494?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/7751731128407123494/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=7751731128407123494&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7751731128407123494'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7751731128407123494'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/07/blog-post_11.html' title='تحریم بی بی سی چه کسانی را خشنود می کند!'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Slgvxe_6kyI/AAAAAAAAAn0/OMIClFqDSO8/s72-c/090109ptv_386_217.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-5122608948726322249</id><published>2009-06-23T04:16:00.005-04:00</published><updated>2009-06-23T06:38:02.283-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='منبوط'/><title type='text'>برای مادرم که  همچنان نگران است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;سی و یک سال گذشته است. و چه قدر سخت و دیر گذشته است.  دقیقن سی و یک سال است که من طعم تلخ زندگی را بدون تجربه ی حتا ذره ای از شیرینی محبت اش تحمل می کنم. گاهی وقت ها توی خیالم یک طرفه به قاضی می روم و فکر می کنم که چه قدر به من سخت گذشته ومی گذرد و به اوچه قدر آسان و خوش. اما خوب که نگاه می کنم می بینم نه ، برای من همچنان که سخت، اما می گذرد ولی برای او زمان ایستاده و اصلن نمی گذرد. یعنی سی و یک سال است از او زمان گرفته شده و درعوض بر نگرانی هایش افزوده شده است. همین طور بر تاثرش.&lt;br /&gt;سی و یک سال پیش وقتی که زمان می خواست برای او بایستد تاریخ در حال ورق خوردن بود در سرزمین مان. و بی شک او نگران بود که چه به روز فرزندان و سرزمینش خواهد آمد. و حالا هم دقیقن پس از این همه سال باز انگار تاریخ در حال ورق خوردن است و او بازهم باید نگران باشد که چه بر سر فرزندان و سرزمنینش خواهد آمد.&lt;br /&gt;این روزها خوابم کم شده است به شدت، گاهی به دو سه ساعت می رسد و بعضی روزها اصلن. یعنی برنامه ی خوابیدن به معنی واقعی ندارم ، راستش نمی توانم بخوابم. اما همان چند ساعتی که گاهی می خواهم بخوابم تصاویری که این روزها از سرزمینم می بینم باعث می شود ، مدام در هول و ولا و تعقیب و گریز، گاهی مبارزه با سنگ، گاهی در حال کتک خوردن باشم و گاهی حتا کشته می شوم. بدتر این که وقتی هم چشم باز می کنم می بینم بازهم همان بساط است و کشتار مردم و آزادی همچنان ادامه دارد. امروز داشتم به این فکر می کردم که اگر مثلن مردن هم مثل خوابیدن و خواب دیدن باشد، طفلک مادرم چه قدر عذاب کشیده توی این سی و یک سال، با آن همه نگرانی و تاثری که داشت توی روزهایی که به انقلاب 57 ختم می شد. او همان وقت چه قدر با عذاب زندگی را واگذاشته و بعدش چه قدر بر تاثر و نگرانی هایش افزوده شده، اولش کشت و کشتار انقلاب، بعد بگیر وببندهای جوانان مردم که انقلاب کردند و مصادره قدرت، بعد حبس و شکنجه و کشتار همان جوانان. بعد جنگ و موشک و بمباران و بازهم کشتار مردم. بعد دوباره خفقانی که سرزمین مان را در برگرفت و کشتن نویسندگان وشاعران . بعد دوباره کشتن جوانان و سرکوب مردم. گویا نگرانی ها و تاثر او پایانی ندارد. نمی دانم کی می خواهد این سرزمین به آرامشی که برازنده اش هست برسد تا مادر من و دیگران مادران، چه آنها که نیستند و چه آنها هنوز زمان برایشان می گذرد این قدر نگران نباشند.&lt;br /&gt;امیدوارم همچنان و دلتنگ برای مادرم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-5122608948726322249?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/5122608948726322249/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=5122608948726322249&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5122608948726322249'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/5122608948726322249'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/06/blog-post_23.html' title='برای مادرم که  همچنان نگران است'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-983555850659741666</id><published>2009-06-22T02:15:00.007-04:00</published><updated>2009-06-22T06:29:26.805-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>استراتژی دسته گل در تظاهرات</title><content type='html'>&lt;a style="" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sj9bHj__TdI/AAAAAAAAAnk/NuktwL94GT8/s1600-h/gol.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 208px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sj9bHj__TdI/AAAAAAAAAnk/NuktwL94GT8/s320/gol.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5350095067820281298" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ما ملت مظلوم اما با محبتی هستیم، این را دنیا فهمیده . همه ی تصاویر منتشرشده ی اعتراضات این 9 روز گذشته این را بخوبی نشان داده است. دنیا دیده که مردم وقتی یک نیروی گارد  ویژه را غافلگیر می کنند چطور به او آب می دهند و برای کتک نخوردنش خودشان را سپر می کنند و حتا به او لباس می دهند تا جمعیت بدانند که او هم قابل تغییر است.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;حتا تصاویر وحشتناک حمله مسلحانه نیروهای ویژه و لباس شخصی ها در روز شنبه هم که پخش شد ، مردم دنیا دیدند که چطور یک شیرزن ایرانی وقتی می بیند چند نفر دارند با یکی از این لباس شخصی ها که درحال زدن مردم بود مقابله می کنند، اورا از پشت در آغوش  کشیده و زیر پرو بالش می گیرد. بدون شک او به بعد این ماجرا فکر نمی کند که واکنش آن شخص چه خواهد بود و بلکه حتا می داند که ممکن است دقیقه ای بعد همان مامورلباس شخصی دخترش ، خواهرش یا برادرانش را با شلیک گلوله ای از پا درآورد ، اما با این حال کرامت انسانی اش را به دنیا نشان می دهد، محبت ایرانی را.&lt;br /&gt;اتفاقن در همین مورد بخصوص دیدم که روزنامه کیهان که تحت نظر نماینده آقای خامنه ای اداره می شود درشماره امروز خودش سعی کرده تا از این تصویر برعلیه مردم معترض استفاده کند و ماجرا را برعکس جلوه دهد، اما دریغ که ایران و دنیا برخلاف کیهان نشینان شرح کامل این ماجرا را دیده اند. نیک می دانم چرا نمایندگان و مزدوران رهبر حکومت اسلامی در کیهان علاوه بر  وارونه جلوه دادن تصاویری این چنین، درجای جای بولتن امنیتی خود به ترویج خشونت می پردازند، این را دیگر تمام دنیا هم می داند که آنها نان شان را از ترویج خشونت و ظلم به مردم می خورند، از دروغ گویی ها و پرونده سازی هایی که برای تک تک شهروندان ایران می کنند.&lt;br /&gt;با این حال اما داشتم به این فکر می کردم که چه قدر خوب است همچنان مردم روحیه خودشان را حفظ کرده و بازهم به دنیا نشان بدهند که چگونه آرام و مسالمت آمیز و حتا با رویی گشاده اعتراض می کنند. عکس ها و تصاویر فراوانی این روزها منتشر شده و خواهد شد که نشان می دهد مردم با شاخه های گل به تظاهرات رفته اند. به گمانم اگر همین نکته بازهم تکرار شود شرمندگی بیشتری برای زورگویان به بار خواهد آورد. و حتا در این میان چه بسا بسیاری از مثلن ماموران مبارزه با این اعتراضات را نیز دچار تردید کند تا لحظه ای در این درنگ کنند که واقعن آیا می خواهند به روی هموطنانی شلیک کنند که با شاخه های گل به اعتراض آمده اند؟&lt;br /&gt;می دانم تا امروز بسیاری از هموطنان آزادی خواه مان کشته و یا زخمی شده اند ، اما اگر خویشتن دار باشیم و به این مساله به عنوان یک استراتژی در مبارزه نگاه کنیم می بینیم به قول معروف دو سرش برد است . یعنی چه حمل شاخه های گل توسط معترضان ماموران نیروهای انتظامی ، گاردهای ویژه و حتا لباس شخصی ها را لحظه ای به فکر و تردید وادارد و از سرکوب و برخوردهای فیزیکی باز دارد ، خودش یک برد است و چه اگر بخواهند با کسانی که گل در دستشان دارند برخورد کنند هم باز یک سر برد است، چرا که در حقیقت دنیا می بیند که ماموران حکومت پاسخ گل را با باتوم و گاز اشک آور و... می دهند که در این صورت هم شرمندگی شان بیش از پیش خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-983555850659741666?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/983555850659741666/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=983555850659741666&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/983555850659741666'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/983555850659741666'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/06/blog-post_22.html' title='استراتژی دسته گل در تظاهرات'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sj9bHj__TdI/AAAAAAAAAnk/NuktwL94GT8/s72-c/gol.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1260545896953067977</id><published>2009-06-21T00:12:00.003-04:00</published><updated>2009-06-21T00:26:58.746-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ندا'/><title type='text'>ما همه فرزندان تو هستیم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sj22DJSxabI/AAAAAAAAAm8/bT2YO1zsoLo/s1600-h/neda.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 241px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sj22DJSxabI/AAAAAAAAAm8/bT2YO1zsoLo/s320/neda.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5349632097536534962" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;صحنه های دلخراش پرپر شدن دخترت دنیا را تکان داد، ندای نازنین تو تبدیل شد به ندای ایران و بلکه حتا بزرگتر به ندای آزادی خواهی دنیا.&lt;/span&gt; وقتی دنیا فریاد های تو را بر بالین دخترت می شنید فرقی نمی کرد تو به چه زبانی حرف می زنی، چرا که همه حرف های تو را می فهمیدند، انگار که به زبان همه ی آنها حرف می زنی. وقتی به ندا دختر نازنین ایران می گفتی؛ نترس، همه دنیا از نگاهش می خواندند که او نترسیده و نخواهد ترسید. وقتی که از او با التماس می خواستی که بماند ، دنیا می دانست که او ماندگار است. او برای همیشه همانطور معصوم ، شجاع و زیبا و آزادی خواه خواهد ماند.&lt;br /&gt;می دانم دیشب برایت سخت بوده همینطور برای دیگران و اصلن برای تمام دنیا، اما خواستم تنها این چند سطر را بنویسم برایت تا بدانی که اگر تا دیروز یک فرزند داشتی که جلادان دیکتاتور او را از تو گرفتند، از امروز تعداد فرزندانت بی شمار است. تو دیروز یک دخترت را از دست دادی اما امروز هزاران هزار دختر و پسر دیگر داری که همگی سعی می کنند مثل ندای نازنینت باشند؛ نترس، شجاع و آزادی خواه.&lt;br /&gt;ما همه فرزندان تو هستیم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1260545896953067977?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1260545896953067977/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1260545896953067977&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1260545896953067977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1260545896953067977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/06/blog-post_21.html' title='ما همه فرزندان تو هستیم'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Sj22DJSxabI/AAAAAAAAAm8/bT2YO1zsoLo/s72-c/neda.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-7640718585787341598</id><published>2009-06-19T16:33:00.006-04:00</published><updated>2009-06-20T01:16:27.716-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>انتخاباتی برای  بزرگان نظام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;رهبر حکومت اسلامی ایران روز جمعه با استرس و ترسی که در رفتار و گفتارش مشخص بود سخنانی که قرار بود را گفت و به این ترتیب حکومت ایران را وارد فاز جدیدی از زندگی نوینش کرد. او با حمایتش از محمود احمدی نژاد در حقیقت انتخاب خودش را بین مردم و نظام حاکم انجام داد و حفظ قدرت در یک جمع خاص نزدیک به خود را بر مردم و تمام گروه های موجود در نظام سیاسی ایران ترجیح داد.&lt;br /&gt;به عبارتی این که آقای خامنه ای برای سومین بار در یک هفته راجع به صحت وسلامت انتخابات و عدم تقلب و رای سازی در آن سخن گفت و معترضان را به مخالفت با نظام متهم کرد خودش نشان می دهد که ایشان و نزدیکانشان دیگر تاب تحمل گردش قدرت در کشور را ازدست داده اند و نمی خواهند دیگر در این زمین بازی کنند، پس این اظهارات ایشان باید برای چهره های موثرنظام کاملن روشن و شفاف بوده باشد. به این دلیل فقط به بزرگان و سیاستمداران اشاره می کنم که معتقدم مردم انتخابشان را کرده اند.&lt;br /&gt;در حقیقت همان طور که پیش بینی می کردم هفته سرنوشت نظام که از روز انتخابات ریاست جمهوری برای مردم آغاز شده بود امروز جمعه مهمترین روزش را هم پشت سر گذاشت و آقای خامنه ای هم با اظهاراتی که کرد نیز انتخابش را انجام داد و حال مانده است تا برخی از بزرگان نظام مثل آقای هاشمی رفسنجانی در راس مجلس خبرگان رهبری و دیگر اعضای آن نیز انتخابشان را انجام دهند. به گمان من این انتخاب تنها در گروه اصلاح طلبان یا همان جناح چپ نیست که باید انجام شود بلکه در حقیقت بسیاری از کسانی که در جناح راست سالها صاحب قدرت و نفوذ بوده اند نیز باید دست به انتخاب بزنند. چرا که عملن آقای خامنه ای از میان دو جناح مرسوم و حاکم بر جمهوری اسلامی طی سی سال گذشته جمع خاصی را برگزیده که جمع جدیدی است و در حقیقت گرچه از زمینه راست پاگرفته اند اما به آن و اصولن هیچ بازی دو طرفه ای وفادار نیستند . به عبارتی به گمان من تمام شخصیت های سیاسی کشور باید ظرف امروز و فردا انتخابشان را انجام بدهند و موضع خودشان را روشن کنند که ترجیح می دهند درکنار ملت بوده وبر قدرت و محبوب باشند یا در کنار آیت الله خامنه ای بی قدرت و منفور .&lt;br /&gt;هرچند تاکنون در هیچ زمانی از تاریخ سی ساله نظام جمهوری اسلامی سیاستمداران و افراد صاحب نفوذ در مسیر چنین انتخابی قرار نگرفته بودند تا تجربه یک انتخاب خوب و درست را داشته باشند اما در حقیقت این تنها و آخرین بخت موجودشان هست و باید که بهترین انتخاب را انجام بدهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-7640718585787341598?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/7640718585787341598/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=7640718585787341598&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7640718585787341598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/7640718585787341598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/06/blog-post_19.html' title='انتخاباتی برای  بزرگان نظام'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-425976073458683608</id><published>2009-06-16T00:21:00.004-04:00</published><updated>2009-06-16T01:27:56.666-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزنامه نگاری'/><title type='text'>روزنامه نگاران ،بی دفاع تر از همیشه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;زمان توی این روزها برایمان به سختی می گذرد، خبرهای نگران کننده ای از سرزمین مان به ما می رسد و می دانم که همه در این احساس دل واپسی مشترکیم.&lt;br /&gt;در دو روز گذشته خبر دستگیری تعدادی از همکاران روزنامه نگارانم هر لحظه برنگرانی هایم افزوده و باعث شده که آرام و قرار نداشته باشم، این به یک طرف، از طرفی دیگر بی خبری ، قطع اینترنت و تلفن و تقریبن همه ی امکانات ارتباطی هم بیشتر از پیش نگرانی هایم را دوچندان کرده است در این باره. درست که حالا چهارسال است که دیگر درمیان همکاران و دوستانم در کشور نیستم اما این دوری و فاصله باعث نشده تا دلم و خاطرم هم از وجودشان خالی شود. مدام از حال و احوالشان خبر گرفته ام توی این مدت.&lt;br /&gt;از دیروز صبح که یادداشت دوست خوبم &lt;a href="http://bavar.persianblog.ir/"&gt;ساسان آقایی را توی وبلاگش&lt;/a&gt; خوانده ام نگرانی هایم بیش تر شده است، ساسان نوشته:&lt;br /&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://bavar.persianblog.ir/post/318/"&gt;همه نگران هم هستیم، شب‌ها که موبایل‌ها قطع می‌شود، تا بامداد می‌شماریم که چند نفر دیگر را دارند می‌برند و این دل‌شوره‌ها مداوم است. به احترام همین دل‌شوره‌ها، نگرانی‌ها و دوستی‌ها باید گردن نهاد به حکم نانوشته و تا اطلاع ثانوی «ننوشت». با این همه تاب آوردن خفقان همآره به «خفت» می‌انجامد و این روزها گویی «ابرهای عالم شب و روز در دلم می‌گرید». این‌ها را تند می‌نویسم و فرو می‌گذارم تا گاهی دیگر.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;می دانم که این روزها در تحریریه روزنامه ها چه خبر است، خبرهای زیادی شنیده می شود ، تلفن های فراوانی می شود ، و گاه تلفن هایی که مستقیمن تهدید است. نگرانی ها زیاد است ، چیزی که شاید مخاطبان روزنامه ها آن را توی صفحات منتشر شده نبینند. درست که روزنامه های این روزها چندان اخبار خاصی منتشر نمی کنند و بیشتر خبر خبرگزاری ها سیاه شان کرده و ممکن است کسی یادداشت یا گفت وگوی خواندنی یا گزارشی داغ را در آنها نخواند، اما همین هم خودش برای کسانی که شرایطی این چنین دشوار را سپری کرده اند، پیام شفافی دارد؛ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;این که شرایط بسیار سختی است و روزنامه نگاران در معرض تهدید وبازداشت قرار دارند و چه بسا که در روزهای آینده خبر بازداشت بسیاری دیگر از همکارانمان را نیز بشنویم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه بهای نوشتن در کشورمان بسیار سنگین است حال اگر کسی به دنبال نوشتن حقیقت باشد و کارش اطلاع رسانی ، این بها دوچندان هم می شود. راستش از این که دورم و نمی توانم کاری کنم ، عصبی شده ام، چون همین شرایط را خودم هم پشت سر گذاشته ام بخوبی دوستانم را درک می کنم. نه این که مثلن اگر بودم کار خاصی می کردم ، نه ، اما گاهی حرف زدن از نزدیک با دوستان و گاهی کنار هم بودن و همفکری از هر کمکی شاید بهتر باشد.&lt;br /&gt;می خواهم توی این پست از تمام دوستانم در جای جای دنیا و در رسانه های مختلف بخواهم که به هر شکل ممکن از همکارانشان دفاع کنند و اخبار تهدید و بازداشت شان را منتشر کنند. و خیلی دنبال منبع رسمی خبر بازداشت و یا تهدید کسی نگردند چرا که اگر خیلی مقید به این مساله باشند شاید در آینده هرگز خودشان را نبخشند. به گمانم بهتر است همه متقاعد شویم که شرایط امروز همکارانمان بسیار متفاوت است. شرایط دشواری است. خیلی دشوار و در این دشواری تنها ما هستیم که می توانیم به هم کمک کنیم. می دانم مدافعین حقوق بشر و آزادی بیان توی این مساله دستشان بازتر است ، از تمام دوستانی که در این حوزه هم دارم می خواهم تا توی این روزها به وضعیت روزنامه نگاران توجه ویژه تری داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-425976073458683608?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/425976073458683608/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=425976073458683608&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/425976073458683608'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/425976073458683608'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/06/blog-post_16.html' title='روزنامه نگاران ،بی دفاع تر از همیشه'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4361282408972923074</id><published>2009-06-15T02:08:00.003-04:00</published><updated>2009-06-15T02:52:53.045-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>روزهای سرنوشت نظام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;تا پیش از انتخابات هر روز غروب که پس از پایان کار روزانه با دوستانم در این جا به کافه محل می رفتیم و گپ می زدیم بیشتر بحث هایمان پیرامون نحوه صف آرایی اصلاح طلبان بود و شیوه های کثیف جناح حاکم برای نگه داشتن قدرت. البته در این لابه لا گاهی هم بحث مان بر سر دو کاندید اصلاح طلب یعنی آقایان موسوی و کروبی هم بود که تقریبن هر چهار نفرمان بر روی آقای موسوی توافق داشتیم و او را کسی می دانستیم که می تواند قدم های موثر تری برای مردم بردارد. اما هرچه نزدیک تر به زمان رای گیری می شدیم و شیوه های دو طرف تغییر می کرد و دولت به حمایت از رهبر به روش های تخریبی روی می آورد من به این عقیده بیشتر نزدیک می شدم که این انتخابات ، انتخاباتی سرنوشت ساز در درون حاکمیت خواهد بود.&lt;br /&gt;مدام به دوستان می گفتم که پس از این انتخابات هر کدام از دو گروه به قدرت دست پیدا کند، بدون شک سعی در حذف گروه مقابل خواهد داشت و دیگر حاکمیت نظام از هر دوسو این گردش قدرت را بر نمی تابد. در زمان انتخابات شک نداشتم که آقای موسوی رییس جمهور آینده ایران خواهد بود، اما وقتی در حیرت تمام در شب شنبه دیدم که رای را چگونه به نفع احمدی نژاد تغییرداده اند دیگر این برایم مسلم شد که گمانم کاملن درست بوده است و این بار آقای خامنه ای این نکته را فهمیده و خودش در این کار پیش دستی کرده است. اما تنها نکته غیر قابل فهم برای من این بود که آیا او و تحلیل گرانش فکر نارضایتی و ایستادگی مردم را هم کرده بودند یا نه؟&lt;br /&gt;حالا که وارد روز سوم پس از انتخابات یا همان انتصاب احمدی نژاد شده ایم ، ایستادگی مردم و آقای موسوی را که می بینم این نکته مبهم برایم قابل فهم تر می شود که جناح حاکم فکر هرچه را که کرده بودند این یکی را پیش بینی نکرده بودند. در حقیقت ایستادگی آقای موسوی ، حمایت آقایان هاشمی ، خاتمی و بسیاری از چهره های اصلاح طلب و همین طوربرخی از مراجع تقلید نیز این موضوع را تایید می کند چنانچه مردم و ایشان در این قضیه (تقلب در انتخابات و قبضه کردن قدرت) کوتاه بیایند دیگر فرصتی برای جبران و حضور نخواهند یافت. پس این آخرین فرصت است. امیدوارم همگی به هر نحو ممکن قدر این تنها فرصت را بدانیم و کوتاه نیاییم که اگر چنین شود ایران به افغانستان یا عراقی دیگر بدل خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4361282408972923074?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4361282408972923074/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4361282408972923074&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4361282408972923074'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4361282408972923074'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='روزهای سرنوشت نظام'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4787964956319024066</id><published>2009-04-30T00:29:00.007-04:00</published><updated>2009-06-15T02:08:42.753-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='منبوط'/><title type='text'>چشم هایش دوست تان دارد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;توی این مدت خیلی دلم می خواهد که بیشتر توی چشم هایش بنویسم ، ولی این روزها یک مقداری گرفتار کار خوب و دوست داشتنی ای  شده ام که کمتر وقت می کنم هم این جا بنویسم و هم نوشته های دوستانم را ببینم. البته توی فیس بوک از حال بعضی از دوستان که می بینم شان باخبرم ولی خب کمتر توانسته ام نوشته هاشان که بیشتر دوست شان دارم و برایم رنگ و طعم دیگری دارد، را بخوانم.&lt;br /&gt;گفتم بیایم بنویسم  درست که کمتر این جا می نویسم ولی با این حال تمام کسانی که به چشم هایش سر می زنند را همچنان دوست دارم و مخلص همه شان هم هستم. یعنی این که چشم هایش چه ساکت باشد و چه حرف بزند به شما فکر می کند.&lt;br /&gt;خب امروز پنج شنبه است و روز تعطیل ایران خودمان، پنج شنبه ها برای خودم تا وقتی توی کشور عزیزمان بودم رنگ و بوی دیگری داشت ،بخصوص پنج شنبه های باهاری، یک رنگی شبیه عشق. شاید آبی نمی دانم شاید هم قرمز. یک ترانه ای به زبان ترکی هست که خیلی دوستش دارم و گاهی زمزمه اش می کنم. نام ترانه هست ؛ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عشقم&lt;/span&gt;. اسم خواننده اش هم هست؛ &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Yonca_Evcimik"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;یونجا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;  . گفتم ویدیو اش را بگذارم این جا تا یادتان باشد که من عاشق چشم هایش و شماها هستم. البته این ترانه را گذاشته اند روی تصاویر یک سریال تلویزیونی با نام زیر درختان ایهلامور که آن هم زیباست. پس با عشق ، این ویدیو را تقدیم به همه ی شما می کنم.(از اول و کامل گوش کنید شک ندارم لذتش را می برید حتا اگر تمام کلماتش را متوجه نشوید .خلاصه کلامش این است؛ عشقم را نمی توانی فراموش کنی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4787964956319024066?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4787964956319024066/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4787964956319024066&amp;isPopup=true' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4787964956319024066'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4787964956319024066'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/04/blog-post_30.html' title='چشم هایش دوست تان دارد'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-8480256165357003396</id><published>2009-04-26T15:32:00.002-04:00</published><updated>2009-04-26T17:08:42.514-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>تفاوت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;فاصله ها زیاد است بین نسل من با نسل های گذشته ،  بچه هایی که در اوایل دهه پنجاه تا زمان انقلاب به دنیا آمدند و کودکی شان با سالهای اول جنگ و کشت و کشتار و موشک و موشک باران همزمان شد و از طرفی گرفتار و شاهد کشتارهای سیاسی و فضای بسته ی ابراز عقیده بودند. نسلی که نوجوانی اش با گشت های تامین و کمیته های انقلاب اسلامی سرکوب شد و پوشیدن یک پیراهن آستین کوتاه برایشان محال بود. نسلی که نوجوانی و جوانی اش همزمان شد با سازندگی ! و هر روز در سه چهار روزنامه مهم کشور خبر احداث یک سد را خواند بر یک رود خروشان.&lt;br /&gt;با این حال ولی تفاوت زیادی است بین نسل ما و نسل های گذشته. ما در تمام آن سالها که کودک بودیم و نوجوان و جوان مشغول خواندن و دیدن بودیم. مشغول شنیدن. نسل ما تشنه ی دانستن بود و هست ، چرا که تمام محدودیت هایی که بر ما اعمال شده بود مارا تحریک می کرد که بیشتر بخوانیم، بیشتر ببینیم ،بیشتر فکر کنیم و بیشتر بدانیم.&lt;br /&gt;ما با خواندن یک کتاب "مادر" یا "چه باید کرد؟" مارکسیست و کمونیست نشدیم،همانطور که انبوه درس های دینی و مذهبی درکتاب های آموزشی و کتابخانه های کشور ما را حزب اللهی و خشک مقدس به بار نیاورد. برای ما خواندن کتاب ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی ایدیولوژی نبود. ما می خواندیم که بدانیم، می خواندیم که بفهمیم. فهمیدن که این که در کجای جهان ایستاده ایم و چرا ؟ برای مان مهم تر بود.&lt;br /&gt;برای ما نوشتن شعار مرگ بر یا زنده باد روی دیوار پرت فلان محل به معنی مبارزه سیاسی نبود و نیست.برای من یکی از این نسل ،آنهایی که در کشاکش انقلاب و پس از آن کشته شدند همان قدر ارزش دارند که آنهایی که در جنگ هشت ساله کشته شدند.&lt;br /&gt;برای من و ما صمد بهرنگی به این دلیل جاودانه نبود و نیست که در رود ارس غرقش کرده باشند ، عمو صمد برای ما به این دلیل جاودانه است چون از عشق ، زندگی و برابری و هدف دار بودن می نوشت.  محمد مختاری و محمد جعفر پوینده برای ما تنها به این دلیل اهمیت ندارند که توسط وزرات اطلاعات کشته شده باشند، نه ، آنها برای ما مهم هستند چون با شعرها، نوشته ها و ترجمه هایشان به ما می آموختندو می آموزند.&lt;br /&gt;برای من یکی از این نسل  با این که انتقادهای فراوانی به نظام و حاکمیت اش دارم ، هاشمی رفسنجانی یک سیاستمدار کامل است که بین او که الفبای سیاست را خوب می داند با خیلی های دیگر تفاوت فراوانی می بینم. من هاشمی رفسنجانی را خدای پشت پرده حکومت نمی دانم که هر اتفاق ناخوشایندی توی این سی سال افتاده را به پای او بنویسم. حتا توی انتخابات گذشته خودم را متقاعد کردم که به ایشان رای بدهم(برای اولین بار در عمرم) و دادم و دوستانم را هم مجاب کردم که ای کاش همه چنین می کردیم. امروز هم با علاقه به حرف ها و برنامه های آقایان موسوی و کروبی توجه می کنم چرا که معتقدم قادر به اصلاح هستند و حداقلش این است که وضع مملکتمان با مردمانش بدتر از این نمی شود که هست و حتا بلکه حرکتی رو به جلو داشته باشد.نه این که از این آقایان و یا آقای هاشمی رفسنجانی انتقاد نداشته باشم، دارم، اما با درکم از شرایط حال ترجیح می دهم حالا سراغ انتقاد نروم.&lt;br /&gt;تفاوت من و نسل ما با نسل های گذشته زیاد است. نگاه مان به زندگی ،به آدم ها و شاید در همه چیز باهم فرق می کند. ما کار حزبی و سازمانی و گروهی نکرده ایم اما تنها نوشتن و یادآوری گاه یک اسم ،یک کتاب یا یک برنامه تلویزیونی یا یک مجله هم می تواند نسل میلیونی ما را با هم پیوند بدهد. نسل ما فکر و حرف مشترک دارد چون درد مشترک دارد، نسل ما درحالی که جدا از هم و بی برنامه است از هزار حزب و سازمان و گروه بهتر می فهمد ، بهتر کار می کند ، بهتر مبارزه می کند. نسل ما گذشته ی سیاه ندارد که امروز بخواهد به هر ترتیبی توجیه اش کندو همه چیز را سیاه و سفید ببیند. نسل ما از خلق و مبارزه برای خلق حرف نمی زند چون خودش خلق است ، خودش ملت است و برای بودن خودش زندگی می کند. نسل من و ما از هرچیزی که به جنگ و خونریزی ختم شده و می شود فرار می کند چون به اصلاح اعتقاد دارد. چون تاریک و روشن نمی بیند بلکه رنگ ها را ازهم تشخیص می دهد.  چون ایران را آباد می خواهد ، چون سرزمینش را دوست دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت:&lt;/span&gt; دی شب با دوستانی حرف افتاد درباره انتخابات، بحث رسید به موسوی و کروبی، منتها تفاوت سن و سال مان کار را کشید به بازخوانی تاریخ. نشد که بیشتر حرف بزنیم وقت تنگ بود و یادآوری خاطرات تاریخی دوستان هر کدامش یک رمان هزار صفحه ای. بنا شد در دیداری دیگر پیش از انتخابات باهم گپ بزنیم ولی نگاه این دوستان به انقلاب و بعضی شخصیت ها و نوع تحلیل شان از شرایط مرا سخت متعجب کرد بخصوص حرف یکی از دوستان درباره مرگ صمد بهرنگی و دفاع من از هاشمی در انتخابات گذشته موجب شد این سطرها را بنویسم، ولی حالا که نگاه  می کنم می بینم شاید خیلی هم بی راه رفته باشم و پرچانگی. باقی حرف ها بماند برای بعد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-8480256165357003396?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/8480256165357003396/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=8480256165357003396&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/8480256165357003396'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/8480256165357003396'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/04/blog-post_26.html' title='تفاوت'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-4711740931707061029</id><published>2009-04-18T15:02:00.004-04:00</published><updated>2009-04-18T16:16:49.759-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خسرو'/><title type='text'>تساوی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Seo0XVbZPjI/AAAAAAAAAl0/laquZZVo10k/s1600-h/golesorkhi.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 203px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Seo0XVbZPjI/AAAAAAAAAl0/laquZZVo10k/s320/golesorkhi.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5326127084812713522" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;معلم پای تخته داد می زد&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;   صورتش از خشم گلگون بود&lt;br /&gt;  و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود&lt;br /&gt;  ولی ‌آخر کلاسی ها&lt;br /&gt;  لواشک بین خود تقسیم می کردند&lt;br /&gt;  وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد&lt;br /&gt;  برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان&lt;br /&gt;  تساوی های جبری را نشان می داد&lt;br /&gt;  خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک&lt;br /&gt;  غمگین بود&lt;br /&gt;  تساوی را چنین بنوشت&lt;br /&gt;  یک با یک برابر هست&lt;br /&gt;  از میان جمع شاگردان یکی برخاست&lt;br /&gt;  همیشه یک نفر باید به پا خیزد&lt;br /&gt;  به آرامی سخن سر داد&lt;br /&gt;  تساوی اشتباهی فاحش و محض است&lt;br /&gt;  معلم&lt;br /&gt;  مات بر جا ماند&lt;br /&gt;  و او پرسید&lt;br /&gt;  گر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز&lt;br /&gt;  یک با یک برابر بود&lt;br /&gt;  سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت&lt;br /&gt;  معلم خشمگین فریاد زد&lt;br /&gt;  آری برابر بود&lt;br /&gt;  و او با پوزخندی گفت&lt;br /&gt;  اگر یک فرد انسان واحد یک بود&lt;br /&gt;  آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود&lt;br /&gt;  وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت&lt;br /&gt;  پایین بود&lt;br /&gt;  اگر یک فرد انسان واحد یک بود&lt;br /&gt;  آن که صورت نقره گون&lt;br /&gt;  چون قرص مه می داشت&lt;br /&gt;  بالا بود&lt;br /&gt;  وان سیه چرده که می نالید&lt;br /&gt;  پایین بود&lt;br /&gt;  اگریک فرد انسان واحد یک بود&lt;br /&gt;  این تساوی زیر و رو می شد&lt;br /&gt;  حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود&lt;br /&gt;  نان و مال مفت خواران&lt;br /&gt;  از کجا آماده می گردید&lt;br /&gt;  یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟&lt;br /&gt;  یک اگر با یک برابر بود&lt;br /&gt;  پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟&lt;br /&gt;  یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟&lt;br /&gt;  یک اگر با یک برابر بود&lt;br /&gt;  پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟&lt;br /&gt;  معلم ناله آسا گفت&lt;br /&gt;  بچه ها در جزوه های خویش بنویسید&lt;br /&gt;   یک با یک برابر نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پس نوشت:&lt;/span&gt; این شعر &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%B1%D8%AE%DB%8C"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;خسرو گلسرخی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را بسیار دوست دارم، شاید خواندنش این روزها بی مناسبت نباشد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-4711740931707061029?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/4711740931707061029/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=4711740931707061029&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4711740931707061029'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/4711740931707061029'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/04/blog-post_18.html' title='تساوی'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_q18_s-nuPB0/Seo0XVbZPjI/AAAAAAAAAl0/laquZZVo10k/s72-c/golesorkhi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-6284634740267488394</id><published>2009-04-14T00:32:00.006-04:00</published><updated>2009-04-14T01:45:35.423-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خابات'/><title type='text'>وقتی  از انتخابات حرف می زنیم ...</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;وقتی از انتخابات حرف می زنیم در واقع باید از خودمان بپرسیم که از چه چیزی حرف می زنیم؟&lt;br /&gt;راستش این روزها هر خبرگزاری داخلی و یا هر وبسایت خبری را که باز می کنم کمتر می شود اخبار و گزارش هایی خواند که رنگ و بوی انتخاباتی نداشته باشد. به عبارتی این بحث انتخابات ریاست جمهوری دهم نه تنها خبرگزاری ها و وبسایت های خبری و روزنامه ها که خیلی از وبلاگ ها را هم به تسخیر خودش در آورده است و درست درهمین وقت است که این سوالی که اول همین پست آوردم توی ذهنم تکرار می شود.&lt;br /&gt;نمی دانم چرا نمی توانم خودم را قانع کنم که این ماجرایی که قرار است در خرداد ماه اتفاق بیافتد ، اسمش انتخابات است. البته نه این که اصلن ندانم بلکه دلایلی برای این تردیدم دارم، یک دلیل بزرگش شاید این باشد که همیشه برای خودم پرسش هایی داشته ام که این قضیه را برایم با شک و شبهه همراه کند. با این همه اما چون اخبار و نوشته های روزانه فارسی را دنبال می کنم این روزها مجبور می شوم که به این مساله هم فکر کنم.&lt;br /&gt;یکی از پرسش های بزرگم مثل خیلی های دیگر همواره نظارت شورای نگهبان است بر این انتخابات و این که در حقیقت آنها هستند که انتخاب می کنند نه مردم. اما از این مساله که بگذرم برایم این مساله پررنگ می شود که در مملکتی که تاب و تحمل گروه های سیاسی و بخصوص جناح حاکم بر دولت بسیار کم است و کمتر می توانند حرف و یا عقیده مخالفشان را تحمل کنند چطور می شود که چیزی به نام انتخابات برگزار شود.&lt;br /&gt;مثلن همین امروز که خبرها را مرور می کردم این گفته های کامران دانشجو ، رییس ستاد انتخابات کشور که در &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.etemaad.ir/"&gt;روزنامه اعتماد&lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; &lt;/span&gt;منتشر شده بود این شک و شبهه را برایم بیشتر کرد .&lt;br /&gt;او گفته بود&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.etemaad.ir/Released/88-01-25/103.htm"&gt;«از من انتظار نداشته باشيد از دولت دفاع نکنم. دفاع نکردن از دولت انتظار بيهوده يي است چرا که معتقدم اگر اين کار را نکنم به موقعيتي که در آن قرار گرفته ام خيانت کرده ام.»&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;یعنی واقعن وقتی چنین شخصی رییس ستاد انتخابات یک کشور است و کسی است که باید با بی طرفی کامل سخن بگوید بخصوص حالا که به چنین پستی رسیده ، می شود به سلامت آن انتخابات اعتماد کرد؟ برای من یکی که دشوار است. همین آقایان زمانی که در سال 84 دولت هنوز در دست اصلاح طلبان بود با ضرب زور و تقلب و هزار ترفند دیگر نتیجه را به نفع خودشان کردند، حالا که دولت هم دست آن هاست آیا می شود انتظاری دیگر داشت؟ نمونه های زیادی از کم تحملی و تقلب و فریب می شود پیدا کرد که مدام شک و شبهه را در ذهن بیشتر کند، مثل همین ماجرای &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?40186"&gt;توزیع سیب زمینی رایگان&lt;/a&gt; بین عامه مردم بخصوص قشر ضعیف و فقیر جامعه، &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.jomhourieslami.com/1388/13880125/13880125_jomhori_islami_02_jahat_ettela.HTML"&gt;یا پرداخت وجه نقد به کارمندان و یا پرداخت سکه به عنوان هدیه تولد به کارمندان ارگانهای خاص&lt;/a&gt; و... برای جلب رضایت و گرفتن رای.&lt;br /&gt;می دانم بسیاری از دوستانم ، ذهن شان مشغول این انتخابات است و ترجیح می دهند که تغییری در دولت بوجود بیاید اما به گمانم این مساله خیلی دور از دسترس است. البته به گمانم دور بودنم از کشور شاید موجب شده که نسبت به این تغییر بی تفاوت باشم چرا که اگر آنجا زندگی می کردم چه بسا که حالا این مساله برای من نیز اهمیت پیدا می کرد. با این حال اما فکر می کنم که حتا اگر کسانی هنوز امیدوار به تغییراند ،باید در کشوری که لااقل مسایل سیاسی اش روی اصول رایج نمی چرخد از کاندیداهای مورد نظرشان بخواهند تا چنانچه قدرت را بدست آوردند لااقل منفعل بودن را بگذارند کنار. نشود که دوباره قائله مجلس پنجم را شاهد باشیم، بگیروببندهای قوه قضاییه و وزارت اطلاعات و نیروهای خودسر را شاهد باشیم ، نشود که دوباره از مجلس قهر کنند و بگویند ما استعفا می دهیم، نکند بازهم دولت مدارا برپا کنند. بلکه قول بدهند اگر قدرت را بدست می گیرند لااقل سکان دست خودشان باشد. از دولت حاضر و جناح مقابلشان درس بگیرند لااقل.&lt;br /&gt;پرچانگی کردم، بقیه اش بماند برای بعد، حتمن در روزهای آینده از این ماجرا بیشتر خواهم نوشت ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-6284634740267488394?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/6284634740267488394/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=6284634740267488394&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6284634740267488394'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/6284634740267488394'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/04/blog-post_14.html' title='وقتی  از انتخابات حرف می زنیم ...'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-1191386226801079802</id><published>2009-04-13T00:27:00.002-04:00</published><updated>2009-04-13T00:37:14.543-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='منبوط'/><title type='text'>دوباره...</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;حالا نزدیک به یک ماه است که توی چشم هایش چیزی ننوشتم، راستش برای همین هر روز هم که آمدم بنویسم انگار که انگشتانم را جادو کرده باشند روی کیبرد خشک شان می زد.حرف ها و نوشتنی ها توی فکر زیاد بود ولی نمی دانم چرا دست ها یاری نمی کردند. خلاصه این که دردی دارد ننوشتن این جا، گاهی اوقات توی همین مدت بدجوری مرا عذاب داد.&lt;br /&gt;حالا خودم را مجبور کردم حتمن این چند سطر را این جا بنویسم تا مجبور باشم از فردا حتمن دوباره شروع کنم به نوشتن، راستش من چشم هایش را جور دیگری دوست دارم و اصلن به چشم تنها وبلاگ نگاهش نمی کنم، این جا برایم جایی فرای این حرفهاست. دوستان چشم هایش را هم بیش تر دوست دارم و توی این مدت البته کمتر اما خواندمشان. حالا ولی دوباره آغاز می کنم  به نوشتن و خواندن، آن هم در سال گاو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/20381331-1191386226801079802?l=donbalak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://donbalak.blogspot.com/feeds/1191386226801079802/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=20381331&amp;postID=1191386226801079802&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1191386226801079802'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/20381331/posts/default/1191386226801079802'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://donbalak.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='دوباره...'/><author><name>بهرام رفیعی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14402218476209281089</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/-qaC1xOuU1co/Te8COU-Qb1I/AAAAAAAAAwc/1CTVpQYrw-s/s220/22%2B%25D8%25AE%25D8%25B1%25D8%25AF%25D8%25A7%25D8%25AF.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-20381331.post-700902362134711845</id><published>2009-03-15T22:50:00.005-04:00</published><updated>2009-03-15T23:38:12.642-04:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گیلان'/><title type='text'>گیلان جان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;می گویند، گیلان باهاری ست، می گویند بنفشه ها در آمده اند، درختان آلوچه شکوفه های سفید وسرخ داده اند، می گویند رودخانه ها پرآب شده اند و سبزه ها در حال سبز شدنند. می گویند هوا مثل تمام باهارهای گذشته کمی آفتابی است و بیشتر وقت ها ابری. می گویند خیابان های رشت شلوغ است و مردم هر چند دست و بالشان خالی است اما توی هم
